بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

*^* محمـــــــــــــد بيــبـــــــbibakــــــاك *^*

از ابتدا تا امروز محمد بيباكــــــــــ ...

(مطالب از سايت و انجمن رپفا)



بيوگرافي {شماره 1 }
محمدرضا بهادري متولد سال 64 ، معروف به محمد بيباك يكي ازباسابقه ترين رپراي پرشين رپ كارخودشو از 12سال پيش شروع كرده (البته ترك هايي كه اون زمان خوانده هيچكدام پخش نشده) وتا به امروز موفق به پخش موزيكاي زيادي شده ! همونطور كه گفته شد اين رپر28 ساله كه ليسانس it شو ازدانشگاه تهران گرفته ، البته در رشته برق دانشگاه اصفهان تحصيل ميكرد كه به خاطره يكسري از مشكلات مجبور به انصراف از اون دانشگاه شد كه در آهنگ حقايق بهش اشاره كرده و درحال حاظر ساكن منطقه سعادت آباد تهران هست . حدوده7ساله كه پيگير رپ فارسي وموفق شده درسال 86اولين كارحرفه ايشو درقالب يه آلبوم به اسم اين دوستي تمومه كه همكاري با دوست قديميش احسان غيبي بود به بازار رپ ارائه بده ! محمد ازهمون اول كاراشو درزمينه رپ ضبط مي كرد وسابقه ي كاراي پاپ ياساير سبكارو دركارنامش نداشته.ابتداي كار محمد بيباك چندتا ضبط ساده ي رپ بود ولي بعد با اشنايي كه با احسان غيبي داشت تونستن اين كاراي ابتداييشونو درقالب يه البوم و يه سبك لاو وديس لاوبيرون بدن . وبعد ازمدتي كار كردن بااحسان دراين سبك تصميم به تغير سبكش داد و تنهايي چنديدن كاربيرون داد كه فضاي كاري موزيكهاي محمد بيباك به سمت اجتماعي كشيده شد . بعد ازمدتي شعراي فلسفي ، اعتراضي جزيي از ژانرهاي كاري اين رپر قرار گرفت ! يكي از نكات مثبت شخصيتي اين رپر احترام به تاريخ ايران و عرق مليشه بطوريكه اين ويژگيشو از همون اوايل كاراي كه پخش ميكرد نشون داد ! محمد پس از پخش فيلم 300 با موضوع تخريب تاريخ كهن كه ازجانب كشورهاي بيگانه با فرهنگ ايراني ، اقدام به دادن ترك 300با محتواي دفاع از ايران وفرهنگ تاريخ كهن ايراني بيشترخودشو به جامعه نشون داد . با استقبالي كه ازاين ترك شد محمد بيشتر به دادن اين سبك تركاي اجتماعي تشويق شد وميشه گفت آغاز كاراي اجتماعيش از 300بود ! بعد ازاين ترك محمد در عرض يك هفته 7ترك باموضوعيت غالبا اجتماعي بيرون داد ! دربين اينكارا كار خيابوناي شهرمن از محبوبترين تركاي محمد بيباك دراون دوره توسط هواداراش تلقي ميشد ! يكي از نكات جالب دراون دوره ي شنيده شدن خبر برگزاري اولين كنسرت رپ درتهران باحضور محمد بيباك بود كه بازتاب، نگرش و واكنشهاي زيادي رو درپي داشت

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۸:۵۸:۱۹ توسط:sana موضوع:

♠♠♦♦بيوگرافي حصـــــــــــــــــــــــ ين(ابليس سابق)♦♦♠♠



بيوگرافي حسين ابليس

نام : حسين رحمتي

سن : 24 (متولد ۱۳۶۶)

شروع رپ ( آماتور ) : ۱۳۷۸

شروع رپ ( حرفه اي ) : ۱۳۸۱

رشته تحصيلي : مهندسي ارتباطات (مخابرات)

استارت كار حسين با گروه ۰۵۱ و آهنگ تو زنده ميموني بود ( البته غير از آهنگهايي كه با كنبين خونده بود) اين اهنگ در مورد توپاك و مرگ توپاك بود و تو اين آهنگ به نوعي از پدر رپ جهان تجليل شد. در مورد اعضاي گروه ۰۵۱ هم كه با خود حسين شروع شد و اعضاي اوليه گروه كنبين , رضا , مستر كيلر و مبهم بودند كه بعد از مدت كمي اعضاي اون خيلي گسترده تر شد كه در ادامه بهشون اشاره ميكنم.
دومين آهنگ اين گروه كل كل نكن بود كه اولين ديس تراك رپ فارسي بود كه بعد از اين آهنگ, آهنگهايي با سبك كل كل و ديس خيلي بيشتر شد. بعد از اين كارها نوبت به آهنگ س/ي/ا/س/ي/ه ۱۸ تير رسيد كه هنوزم كه هنوزه جزو يكي از بهترين كارهاي س/ي/ا/س/ي هست زماني هم كه اين آهنگ روي نت قرار گرفته بود, اكثر سايتها و وبلاگهاي رپ فارسي از شجاعت حسين براي خوندن چنين آهنگي تقدير و البته تعجب كرده بودند. حسين در گروه ۰۵۱ آهنگهاي نسبتا زيادي رو بيرون داد و روز به روز هم به اعضاي اين گروه اضافه ميشد ( سيامك, حسين تهي, آرمين تو اي اف ام, شاهين فلاكتو... ) آهنگهاي اين گروه هم اول روي سايت ۰۵۱ قرار ميگرفت و بقيه سايتها و وبلاگها هم پخش ميكردند. گروه ۰۵۱ حدود ۴ سال پا بر جا موند و به يكباره به شكل خيلي غيرعادي از هم پاشيده شد !!!
بعد از پاشيدن گروه ۰۵۱ همكاري حسين با ساير رپرها بيشتر شد كه از جمله از اونها ميشه به حسين تهي, افشين يارتو, رضا پيشرو, سروش هيچكس, امير تتلو و شاهين فلاكت اشاره كرد. حدود ۱ سال و نيم هم حسين با همين خواننده ها به صورت پراكنده كار ميكرد و آهنگهاشون هم به صورت تك آهنگ روي نت قرار ميگرفت. بعد از يه مدت حسين رابطش با حسين تهي, تتلو و هيچكس كمي شكرآب شد
( كه البته الان مدت زيادي از اين قضيه ميگذره ) و تو اين مدت بيشتر با مهدي اسليم ( مهدار ) همكاري داشت كه اوج كارشون هم تو آهنگ سرعت عمل بود. بعد از حدود ۱ سال غيبت حسين در پرشين رپ ( به دلايل مسائل تحصيل در ارمنستان و دست تنها بودن و مسائلي از همين قبيل ) حسين ۲ آهنگ به نامهاي ابتكار ما و انفجار ۰۵۱ رو بيرون داد. كه آهنگ انفجار ۰۵۱ ( كه فقط كروس كار رو حسين كار كرده ) براي زمان كوتاهي بود كه حسين در تعطيلات عيد به ايران آمده بود و آهنگ همون زمان ركورد شده بود. در مورد آهنگ ابتكار ما هم اين آهنگ از مدتي قبل آماده بود و موضوع آهنگ هم بر ميگرده به همون اختلافات حسين با همون ۲ , ۳ رپري كه اشاره كردم.
البته بعد از اين آهنگها هم ۲ آهنگ به نامهاي اجتماع ما ( كه اصلا قرار نبود اين آهنگ پخش بشه ) و هنوزم يادم هست از حسين پخش شد كه اين آهنگها به هيچ وجه با رضايت حسين پخش نشده بودند !
در سال89 نيز 1كار با موژان بست كه خيلي زيبا بود و كليپ اين اهنگ شاخ ترين كليپ رپ شد.بعد اومد با صادق خوند كه خيلي خوب در اوم و سبك جديدي از رپ رو به مخاطب ها معرفي كرد آهنگ خيابون آخرين آهنگي بود كه از حسين پخش شد !

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۸:۵۸:۱۳ توسط:sana موضوع:

(^_^) مســـــــــــــــــابقه بهترين آواتار انجمن (^_^)....مرحله نــــــهايـــــــي

سلام به همگي
خب تو تاپيك قبلي اين دوستان ا
علام آمادگي كردن برا مسابقه :
http://bia2skin.ir/forum/thread6326.htm l
​حالا وقت راي دادن و انتخاب از طرف شماست
در ضمن با عرض پوزش از دوستاني كه حضور ندارن بايد بگم كه
مهلت ثبت نام تا ديشب ساعت 12 بود و اگر كسي تاپيك رو نديده ديگه بره ب اونايي ك صفحه اول رو پر ميكنن اعتراض كنه!!!!!!

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۸:۵۸:۰۷ توسط:sana موضوع:

زن زيبا براي پولدار شدن شوهرش تكه تكه كرد!

زن زيبا براي پولدار شدن شوهرش تكه تكه كرد!
به گزارش پليس كاروليناي شمالي زن خدمتكار مدرسه ابتدايي به نام سنت به عنوان قاتل درياچه آبشار در شهر ژالي واقع در كاروليناي شمالي دستگير شد.
حوادث - به گزارش واشنگتن پست زن 46 ساله متهم به قتل يك مرد 64 ساله كه جسد وي در زير پل درياچه آبشار پيدا شد عصر روز گذشته در منزل مقتول دستگير شد.
به گزارش اين خبرگزاري پس از گذشت 3 ماه از قتل خوزه مانوئل پرز كه با ضربات چاقو به طرز وحشيانه اي تكه تكه شده بود، عصر ديروز با تماس يكي از همسايگان مقتول با پليس مبني بر "وجود سر و صداهاي مشكوك" اين قاتل بي رحم دستگير شد.
"جوانا مدونا" 46 ساله طي نقشه قبلي پس از نزديك شدن به پرز به قصد ازدواج براي تصاحب اموالش پس از 3 روز زندگي مشترك وي با چندين ضربه چاقو از پاي درآورد و جسدش را به زير پل درياچه آبشار منتقل كرد.
طبق اظهارات پليس منزل خوزه در حدود 464 هزار دلار ارزش مالي داشته است. پس از متواري شدن وي بعد از اقدام به قتل پليس تلاش خود را براي دستگيري وي كه به مدت 2 ماه به طول انجاميد، عصر روز گذشته توسط پليس دستگير شد اولين دادگاه وي پس از كامل شدن پرونده جوانا مدونا هفته آينده در شهر ژالي كه مركز و دومين كلان شهر در ايالت كاروليناي شمالي است برگزار مي شود./باشگاه خبرنگاران

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۸:۵۸:۰۱ توسط:sana موضوع:

جنايت وحشيانه پدر و برادر (حاوي تصاوير دلخراش)

جنايت وحشيانه پدر و برادر (حاوي تصاوير دلخراش)
دختري كه توسط پدرش و با همكاري برادرش با اسيد در خرداد ماه امسال سوزانده شده در بيمارستان سوانح و سوختگي بستري گرديد.
حوادث روز - به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ 2 خرداد ماه امسال در شهر قزوين در ساعت 14 دختر جواني به نام تهمينه يوسفي مورد اسيد پاشي توسط پدرش قرار گرفت.
به دنبال اين اتفاق تهمينه توسط برادر بزرگترش با خودروي شخصي به بيمارستان قزوين رسانده شده ولي به دليل اين كه دختر از ناحيه صورت و دست و پا دچار سوختگي شديد شده به بيمارستان سوانح و سوختگي تهران منتقل شد.
تهمينه بخت برگشته 20 روز در بيمارستان بستري بود و پزشكان چهار عمل پوست وي انجام دادند.
خواهر بزرگ تهمينه كه خود نيز چند سال پيش به ضرب چاقوي پدرش زماني را در بيمارستان سپري كرده بود و يكي از شاهدان عيني ماجرا بود در خصوص اين جنايت هولناك گفت: خواهرم تازه با پسري جوان عقد كرده بود و در دوره نامزدي متوجه شد كه شوهرش اعتياد به مواد مخدر دارد.
خواهرم كه از اين موضع بسيار آزرده خاطر شده بود قصد جدا شدن از شوهرش را داشت كه پدر و مادرم با كار او مخالفت شديدي كردند، چند روزي زندگي خواهرم با پدرم با جر و بحث گذشت و پدرم از آن جايي كه مي*دانست خواهرم بسيار روي جهيزه* اش حساس است اقدام به فروش لوازم جهيزه*اش كرد تا اين كه 2 خرداد ماه ساعت 13 وقتي خواهرم به خانه آمد متوجه شد كه فرش جهيزه اش را پدرم برده و فروخته است.
جر و بحث خواهرم با پدرم بالا گرفت تا جايي كه مادرم براي حل مشكل به برادر كوچكم كه متولد 1369 است تماس گرفت برادرم بدو ورود به خانه خواهرم را مورد ضرب و شتم قرار داد و سپس پدرم به برادرم گفت: صورتش را بگير تا اسيدي را كه از قبل آماده كرده ام بياورم در اين لحظه بود كه من از خانه فرار كردم چرا كه مي ترسيدم بلايي نيز سر من بياورند.
در اين ميان قرباني اسيد پاشي درباره روز حادثه و ماجراي بعد از فرار خواهرش از خانه گفت: ابتدا خواستم فرار كنم ولي برادرم درب خانه را پس از خروج خواهرم قفل كرد و صورتم را محكم در دستانش گرفت و پدرم نيز اسيد را روي صورت و بدنم ريخت سپس يك طناب دور گردنم حلقه كردند و پدرم از يك طرف و برادرم از طرف ديگر آن را كشيدند تا از فشار خفگي و ضرب و شتم بي هوش شدم.
قرباني اسيد پاشي ادامه داد: چند ساعت بعد كه به هوش آمدم بلافاصله از شدت سوختگي بلافاصله وارد حمام شدم و سپس در حالي كه پدرم قصد كشتن من را داشت با التماس هاي مكرر من از اقدامش صرف نظر كرد و مادرم به برادر بزرگترم تماس گرفت تا من را به بيمارستان برساند.


تهمينه يوسفي در خصوص درمانش گفت: تا حال حاضر هيچ كمكي از سوي پدرم دريافت نكردم و مخارج چهار عمل پوستم را با فروش طلاهايم تامين كردم و در حال تنها دغدغه ام بعد از بين رفتن كامل زيبايي صورتم و عمل ها ميليوني آينده ام و نداشتن سرمايه كافي اين است كه بعد از مرخصي با خواهرم كجا بروم، در چه خانه اي زندگي كنم چرا كه اگر به خانه پدرم بازگردانم به طور حتم كشته خواهم شد و در حال حاضر نيز تحت پوشش بهزستي هستيم.
در پايان خواهر قرباني اسيد پاشي درباره عدم رسيدگي به شكايت در دادسراي قزوين گفت: پس از اين كه خواهرم از بيمارستان به طور موقت مرخص شد به كلانتري 17 قزوين رفتم و در آن جا شكايتنامه را تنظيم كرد و سپس جهت پيگيري به شعبه 7 دادسراي قزوين مراجعه كرديم ولي به دلايل نامعلومي پرونده خواهرم مورد رسيدگي دقيق قرار نگرفت.
گفتني است در حال حاضر تهمينه يوسفي جهت ادامه درمان مجدد در بيمارستان سوانح و سوختگي تهران بستري است و با توجه به وضعيت مالي هم اكنون نيازمند ياري سبزتان است.

فايل پيوست 1067فايل پيوست 1068

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۸:۵۷:۵۶ توسط:sana موضوع:

راز جنايت در صندوق عقب خودرو

راز جنايت در صندوق عقب خودرو
زني كه پس از كشتن و مثله كردن مردي جنازه اش را آتش زده بود در اعترافاتش عنوان كرد كه براي دفاع از خودش اين كار را كرده است.
حوادث - به گزارش قانون، بهمن ماه سال 90 ماموران يك دستگاه پژو 405 را در كمربندي جاده ورامين در حالي پيدا كردند كه در آتش مي*سوخت.
پس از خاموش شدن آتش مشخص شد كه خودرو هيچ پلاكي ندارد تا از طريق آن بتوان هويت صاحبش را پيدا كرد اما باز شدن در صندوق عقب ماشين سرآغاز داستان يك جنايت ناموسي بود.در صندوق عقب پژو دو كيسه پلاستيكي حاوي جنازه مردي ميانسالي بود كه تكه تكه شده بود و گمان مي*رفت صاحب خودرو باشد.
با انتقال جنازه به پزشكي قانوني تحقيقات براي پيدا كردن هويت مرد كشته شده و علت فوت او آغاز شد.پس از بررسي گزارش*هاي افراد مفقودي، خانواده مردي كه نشانه*هايش با مرد فوت شده تطابق داشت براي تشخيص هويت به پزشكي قانوني آمدند.
پس از شناسايي حسين 52 ساله از سوي اعضاي خانواده اش مشخص شد كه او از تاريخ 9 بهمن ماه از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است.
همزمان با شناسايي شدن حسين گزارش علت فوت او نيز از سوي پزشكي قانوني منتشر شد.در گزارش پزشكي قانوني عنوان شده بود كه اول ضربه با يك جسم سخت به سر او وارد شده و سپس با استفاده از جسم برنده و نوك تيز اعضاي حياتي بدنش بريده شده كه علت اصلي مرگ او بوده است.
با بررسي محل كار و افراد نزديك به حسين هيچ مظنوني پيدا نشد تا اينكه پرينت آخرين مكالمات تلفني حسين ردي از تماس*هاي مكرر او با يك زن را فاش كرد.
اين زن كه فرانك نام داشت در نخستين بازجويي*ها عنوان كرد كه چنين شخصي را نمي*شناسد و هيچ اطلاعي هم از او ندارد.
اما ادامه تحقيقات چيز ديگري را ثابت مي*كرد كه خلاف گفته*هاي فرانك بود. كارآگاهان در ادامه تحقيقات دريافتند كه فرانك يك رابطه خانوادگي دور با حسين دارد .به خاطر همين نقاط ضد و نقيضي كه در گفته*هاي فرانك بود او مجبور به اعتراف شد و راز جنايت هولناك فاش شد.
فرانك در اعترافاتش گفت كه حسين را به قتل رسانده و جنازه*اش را با كمك همسرش داخل صندوق عقب گذاشته و به آتش كشيده است.فرانك در بازجويي*ها درباره انگيزه*اش براي اين كار گفت: «حسين فاميل دور من بود اما دائماً مزاحم من مي*شد.
او يك بار سعي داشت به من تعرض كند و من را دائما تهديد مي*كرد كه اگر به خواسته اش تن ندهم پدر و برادرم را مي*كشد. به همين خاطر هم من از او خواستم به خانه ام بيايد تا با او حرف بزنم.آن روز كه حسين به خانه*ام آمد فهميدم كه دست بردار نيست و مي*خواهد هرطور شده به نيت شوم خود برسد.مجبور شدم با چكش يك ضربه به سرش بزنم.
حسين به خاطر آن ضربه بيهوش شد.زماني كه بيهوش شده بود درون چشمانش جوهر نمك ريختم و بعد با ضربات چاقو او را كشتم.
بعد به شوهرم و برادرم زنگ زدم و گفتم كه چه كار كرده*ام. آنها سريع خودشان را به خانه رساندند.وقتي شوهرم ديد چه كرده*ام به برادرم گفت چند كيسه زباله تهيه كند با كمك هم جنازه را به دستشويي برديم و مثله*اش كرديم.
بعد از آمدن برادرم تكه*هاي جنازه را در كيسه*ها گذاشتيم و با ماشين خود حسين در جاده*هاي اطراف تهران آتش زديم.»
عليرضا شوهر فرانك و مرتضي برادر او نيز در اعترافات خود گفته*هاي فرانك را تاييد كردند. با اعتراف آنها بازپرس دادسراي جنايي براي آنها به اتهام مباشرت در قتل قرار مجرميت صادر كرد كه با تاييد قرار مجرميت و صدور كيفرخواست پرونده براي محاكمه به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد كه قرار است به زودي به اين پرونده در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران رسيدگي شود./قانون

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۸:۵۷:۵۰ توسط:sana موضوع:

گلايه*هاي دختر دكتر شريعتي از اتهام*هاي وارده بر پدرش

گلايه*هاي دختر دكتر شريعتي از اتهام*هاي وارده بر پدرش
او افزود: زبان مساله اصلي شريعتي نبود، هرچند او نثر خوب و قلم نيرومندي داشت. اما همه اينها ابزاري بودند براي ارتقاي اهدافش. نكته مهم در ادبيات شريعتي اين است كه او سعي داشت تجربيات خود را با كلمات به مخاطب منتقل كند و او را در اين تجربه سهيم مي*دانست.
«سوسن شريعتي»، فرزند دكتر علي شريعتي با بيان اين كه اتهام*هايي كه به اين متفكر وارد مي*كنند، مضحك و حقارت*آميز است*، گفت: هرجا كه پاي حيثيت و آبروي پدرم وسط باشد، از او دفاع مي*كنم.
به گزارش ايسنا، ششمين نشست «تفكر از نماي نزديك» با عنوان "شريعتي و ادبيات" همزمان با سي*وششمين سالگرد درگذشت دكتر علي شريعتي با حضور فرزندش سوسن و مصطفي مستور عصر روز گذشته - 29 خرداد ماه - در خانه موزه دكتر شريعتي برگزار شد.
اتهام*هايي كه به پدرم وارد مي*كنند مضحك است
سوسن شريعتي در اين نشست درباره پدرش گفت: من هميشه سعي كرده*ام مساله ژنتيك و نسبت خانوادگي*ام با شريعتي را در حرف*ها و نظرهايم دخيل نكنم. اما وقتي بعضي از اتهام*ها را در مورد او مي*شنوم، احساس مي*كنم حالا بايد به عنوان دختر شريعتي از حيثيت و آبروي پدرم دفاع كنم.
او افزود: بعد از گذشت بيش از 30 سال عده*اي پيدا مي*شوند و مي*گويند اصلا شريعتي نام خانوادگي پدر من نبود. او فردي بود به اسم علي مزيناني كه به كمك ساواك از ايران خارج شد و بعد هم از بيماري قلبي مُرد. حتي گاهي پا را فراتر مي*گذارند و مي*گويند: خود ساواك حسينيه ارشاد و جلسات پدرم را تدارك ديده بود و مديريت مي*كرد.
او در مورد حق تاليف كتاب*هاي پدرش هم گفت: ما از حق تاليف كتاب*هاي او پس از مرگش استفاده مي*كرديم، اما دكتر شريعتي در دوران حيات خود هرگز براي كتاب*هايش حق تاليفي نگرفت. ايشان نسبت به پول يك روحيه مقدس*مآب داشت.
برخي افراد با گفتن حرف*هايي مثل اينكه "شريعتي از دست شخص وزير علوم حقوق مي*گرفته" مي*خواهند چهره آن را تخريب كنند. پدرم پس از اخراج از دانشگاه حقوق بازنشستگي*اش را مي*گرفت و پس از مرگش خانواده از حق تاليف كتاب*هاي او استفاده مي*كردند.
او همچنين با اشاره به تغيير نگاه عده*اي به آثار شريعتي گفت: مطمئنا براي خود شريعتي هم دردناك است كه مي*بيند نوشته*هايش در كتاب «كوير» امروز تبديل به پيامك*هاي عاشقانه شده است. برخلاف عقيده برخي از افراد كه معتقدند با گذشت زمان شريعتي و كتاب*هايش خسته*كننده و پيش پا افتاده مي*شوند، معتقدم جنس آگاهي كه شريعتي مي*خواهد بدهد از جنس اطلاعاتي نيست كه متوقف شود، بلكه مواجهه با او يك مواجهه* وجودي و پايدار است.
او ادامه داد: من هم مثل همه*ي هم*نسل*هايم به شريعتي و آثار او مراجعه كردم. رجوعي كه به بعد از مرگ پدرم مربوط مي*شود و مثل همه هم*نسل*هايم با مطالعه آثار او دست*خوش شادي*، عصبانيت و لذت شدم و هرچند بارها از او فاصله گرفتم، اما با اين حال امروز مي*پذيرم ميراث*دار شريعتي هستم.
او در ادامه به روحيه مبارزه*طلبانه پدرش اشاره و اظهار كرد: شريعتي با نه نگفتن به دين دولتي و نظام اجتماعي حاكم بر دوران خود، چالش و تنش مداومي ايجاد كرد. شريعتي از سويي روشنفكر بود و از سوي ديگر افرادي كه پاي بحث*هاي مذهبي او در حسينيه ارشاد مي*نشستند و در تاريخ اديان او ثبت*نام مي*كردند، بيش از سه هزار نفر مي*شد و همه اينها باعث ناديده گرفتن او در جامعه شد.
عده*اي مي*خواستند صداي شريعتي خاموش بماند
در ادامه اين نشست، «مصطفي مستور» - نويسنده - با اشاره به شاخص بودن قلم شريعتي گفت: قلم شريعتي نه تنها بين نويسنده*هاي مذهبي، كه در بين روشنفكران هم متمايز و شاخص بود. حتي اگر نوشته*اي از او مي*خوانديم كه اسمش كنارش نبود، به دليل هويت داشتن نثر و زبان او مي*توانستيم بفهميم اين نوشته، نوشته* علي شريعتي است. خوانش نو و بديع او از تاريخ، دين و جامعه و گشودن افق*هاي تازه در برابر ديدگان مخاطبان از ديگر خصوصيات نوشته*هاي شريعتي است. تعريف و تصويري كه او از بودا يا هند ارائه مي*دهد، با هر تصوير و تعريف ديگري متفاوت است.
او افزود: زبان مساله اصلي شريعتي نبود، هرچند او نثر خوب و قلم نيرومندي داشت. اما همه اينها ابزاري بودند براي ارتقاي اهدافش. نكته مهم در ادبيات شريعتي اين است كه او سعي داشت تجربيات خود را با كلمات به مخاطب منتقل كند و او را در اين تجربه سهيم مي*دانست.
مستور در ادامه با اشاره به اينكه شريعتي پديده پيچيده و ديرتكراري است گفت: بعيد مي*دانم كسي مثل شريعتي با تمام وجوهش در جامعه ظهور كند. شايد عده*اي باشند كه شباهت*هايي به او داشته باشند، اما هرگز كسي مثل او نخواهد آمد.
روح بزرگ و فردگرايانه شريعتي در كويريات او قابل*لمس است. نوشته*هاي او هرگز تازگي خود را از دست نمي*دهند. آثار نويسنده*اي مثل صادق هدايت از لحاظ زبان و تكنيك بسيار ضعيف هستند و به دليل اهميت دادن به مفاهيم ذهني و انديشه*هاي فلسفي كمتر به زبان پرداخته است، اما نوشته*هاي شريعتي هرگز كهنه نمي*شوند.
اين نويسنده در ادامه با بيان اينكه عمر شريعتي بسيار كوتاه بود، گفت: او 44 سال در اين دنيا زندگي كرد و اگر تسلط فكري و انديشه*هاي او را از 20 سالگي متصور شويم، تنها 20 سال زندگي فكري مفيد و فرهنگي داشته است و* آثاري كه بين سال*هاي 47 تا 52 تاليف كرده، به اندازه 200 سال زندگي يك انسان پويا ارزشمند هستند.
نقدهاي غيرمنصفانه*اي درباره شريعتي وجود دارد
مستور در ادامه صحبت*هايش با اشاره به دلايل علاقه خود به شريعتي گفت: هرچند نمي*توانيم علاقه را با كلمات توضيح دهيم، اما مبارزه در جامعه*ي سركوب*گر و خفقان شديد، جرات* و جسارت،* تاثيرگذاري عميق اجتماعي،* كنار زدن پرده*ها*، نوآوري در فهم دين*، قدرت سخنوري و جذابيت*هاي فردي از جمله خصوصياتي است كه مي*تواند دليل علاقه من به شريعتي باشد.
او افزود: متاسفانه نقدهاي غيرمنصفانه*اي در مورد اين نقد صورت گرفته است. با توجه به اينكه از نظر حاكميت موجود آن زمان شريعتي يك عنصر مطرود بود، بسياري از فضاها و امكانات را از دست داد و تنها شد.
از آن مهم*تر اينكه شريعتي حتي در طبقه فكري خودش هم تنها بود؛ آدم دين*داري كه به انزوا كشيده شد و كتاب*هايش ضاله و ممنوع شدند.
مستور ادامه داد: كساني هم بودند كه او را به خاطر باورهايش ترك كردند. سكوت و نفي طبقه روشنفكران لائيك باعث شد اسمي از شريعتي در ادبيات دهه 40 - 50 نباشد. آنها مي*خواستند صداي شريعتي خاموش بماند. البته اين تنهايي باعث شكست او نشد و روح بزرگ او را عميق*تركرد. روحي كه در كلماتش نمود پيدا كرده است.
اين نويسنده همچنين با اشاره به اينكه در جامعه ما نقد به معناي واقعي كلمه در هيچ حوزه*اي وجود ندارد اظهار كرد: ما در يك جامعه روستايي زندگي مي*كنيم، جامعه*اي كه يا از يك شخص بتي مي*سازند و او را تقديس مي*كنند و يا اگر مخالف آراء آنها باشد، او را محكوم به انزوا مي*كنند. حتي در دانشگاه و روابط روشنفكري جامعه ما هم اين مساله ديده مي*شود.
او افزود: فارغ از اينكه ما چقدر با تفكرات شريعتي همراه باشيم، بايد اين را بدانيم كه او هنوز حرف*هايي براي گفتن دارد. اما متاسفانه آنطور كه بايد به سمت شنيدن اين حرف*ها نرفتيم و كاري در اين زمينه انجام نداديم.
شناخت شريعتي و آثار او نيازمند كار آكادميك و علمي است. سالانه حدود 600 كتاب و مقاله درباره شكسپير و آثار او فقط در انگليس منتشر مي*شود. اما سوال اينجاست كه ما براي امثال شريعتي چه كار كرده*ايم؟
وي در پايان خاطرنشان كرد: من از كودكي با شريعتي و آثار او آشنا بودم. در طول زندگي هر فرد تحولات روحي در درون او رخ مي*دهد كه باعث ورود كتاب*ها، فيلم*ها و شخصيت*هايي به زندگي مي*شود كه برخي از آنها در گذر زمان كنار مي*روند، اما بعضي ديگر در وجود انسان باقي مي*مانند. دكتر شريعتي و آثار او براي من از همين جنس ماندگار بودند./ايسنا

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۸:۵۷:۴۴ توسط:sana موضوع:

موضوع انشا«ازدواج را توصيف كنيد»

پيش بابايي مي روم و از او مي پرسم: «ازدواج چيست؟»، بابايي هم گوشم را محكم مي پيچاند و مي گويد: «اين فضولي ها به تو نيومده، هنوز دهنت بوي شير ميده، از اين به بعد هم ديگه توي خيابون با دختراي همسايه ها لي لي بازي نمي كني، ورپريده!»، متوجه حرف هاي بابايي و ربط آنها به سوالم نمي شوم، بابايي مي پرسد: «خب حالا واسه چي مي خواي بدوني ازدواج يعني چي؟!»، در حالي كه در چشمهايم اشك جمع شده است مي گويم: «بابايي بهتر نيست اول دليل سوالم رو بپرسيد و بعد بكشيد؟!»،
بابايي با چشماني غضب آلوده مي گويد: «نخير! از اونجايي كه من سلطان خانه هستم و توي يكي از داستان ها شنيدم سلطان جنگل هم همين كار رو مي كرد و ابتدا مي كشيد و سپس تحقيقات مي كرد، در نتيجه من همين روال را ادامه خواهم ...» بابايي همانطور كه داشت حرف مي زد يك دفعه بيهوش روي زمين افتاد، باز هم ماماني با ملاقه سر بابا رو مورد هدف قرار داده بود، اين روزها مامان به خاطر تمرين هاي مستمرش در روزهاي آمادگي اش به سر مي بره و قدرت ضربه و هدفگيري اش خيلي خوب شده، ملاقه با آنچنان سرعتي به سر بابايي اصابت كرد كه با چشم مسلح هم ديده نمي شد.
ماماني گفت: «در مورد چي صحبت مي كردين كه باز بابات جو گير شده بود و مي گفت سلطان خونه است؟!»، و من جواب دادم: «در مورد ازدواج»، ماماني اخمهاش توي همديگه رفت و ماهيتابه رو برداشت و به سمت بابايي كه كم كم داشت بهوش مي يومد قدم برداشت، ماماني همونطور كه به سمت بابايي مي يومد گفت: «حالا مي خواي سر من هوو بياري؟! داري بچه رو از همين الان قانع مي كني كه يه دونه مامان كافي نيست؟! مي دونم چكارت كنم!»، ماماني اين جمله رو گفت و محكم با ماهيتابه به سر بابايي زد و بابايي دوباره بيهوش شد.
بعد از بيهوش شدن بابايي، مامان ازم خواست كل جريان رو براش توضيح بدم، منهم گفتم كه موضوع انشا اين هفته مون اينه كه «ازدواج را توصيف كنيد.»، بابايي كه تازه بهوش اومده بود گفت: «خب خانم! اول تحقيق كن، بعد مجازات كن! كله ام داغون شد!»، و ماماني هم گفت: «منم مثل خودت و اون آقا شيره عمل مي كنم، عيبي داره؟!»، بابايي به ماهيتابه كه هنوز توي دستاي ماماني بود نگاهي كرد و گفت: «نه! حق با شماست!»، ماماني گفت: «توي انشات بنويس همه ي مردها سر و ته يه كرباس هستند!»
بابابزرگ كه گوشه ي اتاق نشسته بود و داشت با كانالهاي ماهواره ور مي رفت و هي شبكه عوض مي كرد متوجه صحبت هاي ما شد و گفت: «نوه ي گلم! بيا پيش خودم برات انشا بگم!»، ماماني هم گفت: «آره برو پيش بابابزرگت، با هشت ازدواج موفق و دوازده ازدواج ناموفقي كه داشته مي تونه توضيحات خوبي برات در مورد ازدواج بگه!»
پيش بابابزرگ مي روم و بابابزرگ مي گويد: «ازواج خيلي چيز خوبي است، و انسان بايد ازدواج كند ... راستي خانم معلمتون ازدواج كرده؟ چند سالشه؟ خوشـ ...»، بابابزرگ حرفهايش تمام نشده بود كه اين بار ملاقه اي از طرف مامان بزرگ به سمت بابابزرگ پرتاب شد، البته چون مامان بزرگ هدفگيري اش مثل ماماني خوب نيست ملاقه به سر من اصابت كرد.
به حالت قهر دفترم رو جمع مي كنم و پيش خواهر مي روم، نمي دانم چرا با گفتن موضوع انشا در چشمانم خواهرم اشك جمع مي شود، و وقتي دليل اشك هاي خواهر رو مي پرسم مي گويد: «كمي خس و خاشاك رفت توي چشمم!»، البته من هر چي دور و برم رو نگاه مي كنم نشاني از گرد و خاك نمي بينم، به خواهر مي گويم: «تو در مورد ازدواج چي مي دوني؟» و خواهرم باز اشك مي ريزد.
ما از اين انشا نتيجه مي گيريم بحث در مورد ازدواج خيلي خطرناك است زيرا امكان دارد ملاقه يا ماهيتابه به سرمان اصابت كند، اين بود انشاي من، با تشكر از اهالي خانه كه در نوشتن اين انشا به من كمك كردند!

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۸:۵۷:۳۶ توسط:sana موضوع:

جملات ارزشمند براي آنكه هرگز فقير زندگي نكني

» براي ناخدايي كه به بندر مقصد نمي انديشد هيچ بادي موافق نيست «
» غالباً برد با كسي است كه خود را براي باختن مهيا كرده است «
» بهتر است بخش كوچكي از يك چيز بزرگ باشي تا بخش بزرگي از يك چيز كوچك «
» هيچ وقت نمي تواني با مشت گره كرده دست كسي را به گرمي بفشاري «
» هميشه يكي هست كه درد دلت را به او بگويي ولي واي از آن روزي كه همان شخص درد دلت باشد«
» همانگونه كه يك تكه گوشت طي زمان زيادي ايجاد مي شود ودر چند دقيقه خورده مي شود آبروي انسان نيز طي سالها ايجاد شده وطي چند دقيقه ريخته ميشود «
» امروز همان فردايي است كه ديروز منتظرش بودي «
» هرگز درباره چيزي نگو آن را از دست داده ام فقط بگو آن را پس داده ام «
» موفقيت به دست آوردن چيزهايي است كه دوست داري و خوشبختي دوست داشتن چيز هايي است كه داري «
» بهتر است ثروتمند زندگي كني تا اينكه ثروتمند بميري «
» كساني كه دير قول مي دهند خوش قول ترين مردمان دنيا هستند «
» خطا كردن يك كار انساني است اما تكرار آن يك كار حيواني «
» كسي كه به تو تملق مي گويد يا سرت كلاه گذاشته و يا اميدوار است بگذارد «
» عشق به ديگري يك نياز است نه يك ضرورت عشق به وطن يك ضرورت است نه يك نياز عشق به خدا هم ضرورت است هم نياز «
» انسانها غالباً از ناداني وحشتي ندارند از اينكه آنها را نادان بدانند مي ترسند «
» كسي كه اندرز ارزان را رد مي كند به زودي پشيماني را با قيمت گراني خواهد خريد «
» سعي كن آنچه تو را راضي مي كند به دست آوري وگرنه زماني مي رسد كه ناچاري به آنچه به دست آورده ايي راضي باشي«
» فقير كسي نيست كه كم دارد كسي است كه بيشتر مي طلبد «
» كسي كه قدرت را با پول بخرد عدالت را هم به پول مي فروشد «
» عيوب ديگران را نبايد با انگشت كثيف نشان داد «
» هرگز درباره هيچكس قضاوت نكن مگر آنكه خود را به جاي او بگذاري «
» در هر جا اگر دير برسي بهتر از آن است كه غايب باشي «
» بهترين راه حمله به يك چيز دفاع بد از همان چيز است «
» نگراني هرگز از گرفتاري فرداي تو نمي كاهد فقط شادي امروزت را از بين ميبرد «
» امروز اولين روز بقيه زندگي توست «
» آنقدر به دنبال مفقود نگرد كه موجود را هم از دست بدهي «
»... زندگي را بايد عاقلانه شناخت ، عاشقانه پيمود ، عارفانه به پايان رسانيد

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۸:۵۷:۲۹ توسط:sana موضوع:

♥♥♥دنـ ـ ـيـ ـ ـاي مـ ـ ـا دخـ ـ ـتـ ـ ـرا♥♥♥

دنيـــــاي مـــا دخــتــــرا) )


پـــر از لاكاي رنــ ـگارنگ

رژ لبــــاي پـــررنگ

گردنبـــنداي طلايـــي نقـــره اي

انگشتــــر و جـــواهر

پــر از ســت كردن دامـــن با تـــاپ

ســاپـــورت و ساقـــاي رنگي رنگي

پـــر از قــراراي دخــــترونه

دوره همـــي

تلفنـــاي 2 ساعتـــه با موضـــوع مخاطــب خــــاص !

گريـــه كردنـــاي يـــواشكي زيـــر پتـــوهاي صـــــــورتي

دفتــــرچه خاطـــــرات

قـــول دادن به همديــگه سر فــــراموش كردنـــاي دوس پـــسرا !

قـــول دادن بــه هـــم و اينـــكه فــــردا يـــه روز جــــــديـــده

دوردوراي پـــر شيطــــنت

پاســـتا خــــوردن تـــو كافــــه ي دنــــــج

اهــنگ گوش دادنــاي نصــف شبــي تــو اتوبانــــا

با ناراحـــتي به هم زنـــگ زدن و چــند دقيقـــه بعــــد از شوخيــــاي هم خنـــديدن

ارايـــشگاه رفتـــناي هـــول هولـــكي

1000
بــار اين جمــله رو تـــكرار كردن : تـــو كــه اكي ميــشي حــالا مـن چـيكار كنــم؟

اس دادنــاي شبـــونه: بهـــت زنـــگ زد؟ نـــــــه؟ گــــوربابـــاش

گپـــاي 4 -5 تـــايي دور ميــــز و نســـكافه خـــوردن،مسخـــره كردن همديـــگه

كلمـــه هاي رمـــزي كــه فـــقط خـــودمون معنيـــشو ميدونيــــــم

رازايي كـــه فـــقط خــــودمون ازشــون خبــــر داريـــم

دنيـــاي ما پــــره از لبـــاساي سفـــيد و تـــوراي پــف پـــــفي و مخاطــــباي خاصمـــــون

كــه شاهــــزاده ســـوار بـــر اسب سفيدمــــونـــن

دنيــــاي ما دختـــــرا پـــــره از احــــساسات پــــاك و رويــــاهاي دخــتــــــروونـــه


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۸:۵۷:۲۴ توسط:sana موضوع:

چت باکس


صفحات وبلاگ

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ]

RSS

POWERED BY
sitearia.ir

اینستاگرامی ها

  دستگاه برش لیزر  /  تور نجف /  دوربین مداربسته بیسیمسئو کار حرفه ای  / تشک بادی /  رزرو هتل /  هتل اسپیناس پالاس / ثبت آگهی رایگان / دستگاه برش لیزر / خدمات نظافتی در مشهد / خرید vpn