بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

مكافات سنگين قاتل 16 ساله

مكافات سنگين قاتل 16 ساله
دو پسر نوجوان كه در كرمان دست به جنايتي خياباني زده*اند پشت ميله*هاي زندان براي مجازات ثانيه*شماري مي*كنند.
حوادث - به گزارش ايران، رضا 16 ساله است و قاتل اصلي شناخته شده و دوست 13 ساله*اش نيز اتهام سنگيني در اين جنايت دارد.
ساعت 2 بعد*از ظهر 26 تير ماه سال جاري بود كه امان 13 ساله به همراه دوستش رضا مشغول دوچرخه*سواري بودند، رضا ركاب زنان به سمت سرنوشت شوم خود رفت. آن*ها به در تكيه*اي در محله خود رسيدند كه دو نوجوان 12 ساله و 19 ساله افغاني، گاري نان خشك خود را حمل مي*كردند. امان يكي از آن*ها را مسخره كرد و آن نوجوان 12 ساله به ناسزاگويي پرداخت.امان هم كوتاه نيامد، برگشت و سيلي*اي به گوش آن پسر 12 ساله زد و دوان دوان به سمت دوچرخه خود رفت.

آن لحظه اصلاً به فكر رضا نبود، ناگهان پشت سرش را كه نگاه كرد، ديد رضا 16 ساله به مردي به نام ناصر چاقو زده است.قاتل 16 ساله ما بدون آن*كه بداند ناصر بااين ضربه چاقو كشته شده است به سمت امان دويده و او را ترغيب به فرار كرد؛ فراري كه نتيجه*اي نداشت. حالا امان و رضا، يكي به جرم قتل و ديگري به معاونت در قتل در حال طي مسير قانوني براي رسيدن به مجازات هستند.

امان مي*گويد: از سه سالگي شناسنامه*ام گم شد و تا يك سال پيش شناسنامه نداشتم و مجبور بودم در مكانيكي يكي از اقوام مان كار كنم. پدر و مادرم هر دو معتاد هستند و جدا از همديگر زندگي مي*كنند و من هر هفته مجبور به زندگي كردن در كنار يكي از آن*ها هستم*،
زندگي در كنار مادرم بسيار سخت است تا جايي كه اگر آزاد شوم، ديگر نزد مادرم بر نمي*گردم*.

رضا نيز گفت: پدرم معتاد است و به خاطر همين مادرم از او طلاق گرفت، شايد اگر آن*ها اين كار را نمي*كردند، من الآن اينجا نبودم. وي افزود: پس از جدايي، پدرم به خاطر مهريه مادرم به زندان رفت و من در خانه مادربزرگم زندگي مي*كردم كه درگذشت، بعد از آن به خوابگاه رفتم و الآن 2 سال است كه بيرون آمده*ام، زيرا نمي*توانستم پدرم را ببينم و مربيان خوابگاه به من اجازه مرخصي نمي*دادند*.

رضا ادامه داد: اگر آزاد شوم باز به خوابگاه بر مي*گردم حتي اگر هيچوقت به من مرخصي ندهند، زيرا ديگر طاقت سختي كشيدن را ندارم...رضا و امان پشت ميله*هاي زندان به انتظار مجازات نشسته*اند و اگر خانواده قرباني رضايت ندهد رضا، محكوم به قصاص نفس- اعدام- خواهد شد./ايران

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۹:۱۹:۱۵ توسط:sana موضوع:

رابطه پنهاني زن، مقدمه توطئه خانوادگي براي جنايت

رابطه پنهاني زن، مقدمه توطئه خانوادگي براي جنايت
زني كه با همدستي شوهر و پسرعمويش، مردي ميوه*فروش را به*خاطر رابطه*اش با او به قتل رسانده بود، در جلسه محاكمه*اش جزييات قتل را توضيح داد و پذيرفت مقصر اين قتل است.
به گزارش شرق: اين قتل دوسال قبل در جنوب*شهر تهران اتفاق افتاده بود و جوان ميوه*فروشي كه با زني متاهل رابطه *داشت، وقتي به خانه او رفت، به*دست شوهر وي كشته *شد.

كرمي، نماينده دادستان در ابتداي جلسه رسيدگي به اين پرونده كه صبح ديروز برگزار شد، در توضيح كيفرخواست گفت: خانواده جوان 23ساله*اي به*نام شاهين 23آذر سال 90 به پليس خبر دادند اين جوان گم شده است.

در تحقيقات بعدي ماموران به روابط شاهين شك كردند و با پيگيري*هايي كه انجام دادند، متوجه *شدند شاهين با زني متاهل به*نام مهري رابطه *داشت و در آخرين* مكالمه تلفني*اش هم با اين زن صحبت كرده* است.

ماموران مهري را شناسايي و بازداشت كردند. در تحقيقاتي كه انجام گرفت، مشخص شد علاوه بر مهري، شوهرش سعيد و پسرعمويش مهدي نيز در قتل شاهرخ نقش *داشتند. اكنون به*عنوان نماينده دادستان درخواست مجازات براي سعيد متهم رديف اول به اتهام مشاركت در قتل، آدم*ربايي و جنايت بر ميت، مهري متهم رديف دوم به*اتهام مشاركت در قتل و آدم*ربايي و مهدي متهم به معاونت در قتل درخواست صدور مجازات دارم.

در ادامه پدرومادر مقتول در جايگاه حاضر شدند و براي قاتلان درخواست صدور حكم قصاص كردند. در اين هنگام قاضي دادگاه خطاب به اولياي*دم مقتول گفت: شاهين با زني به*صورت صيغه*اي ازدواج كرده و از آنجايي كه ماجراي رابطه*اش با مهري را به زن صيغه**اي*اش گفته بود، پليس موفق شد اين زن را شناسايي و بازداشت كند آيا از اين ماجرا خبر داريد؟

پدر شاهين جواب داد: از اينكه پسرم به*صورت صيغه*اي با زني ازدواج كرده بود، خبر نداشتم و از روابط او هم بي*اطلاع بودم اما شاهين پسر خوبي بود و به*خاطر اينكه او را كشته و جسدش را مثله كرده*اند، درخواست قصاص دارم.

سپس مهري، متهم رديف دوم پرونده در جايگاه قرار گرفت و به دستور قاضي عزيزمحمدي-رييس دادگاه- متهمان ديگر از دادگاه خارج*شدند. قاضي سپس خطاب به اين زن گفت: تو در اولين بازجويي*ها گفته*اي شاهين وارد خانه تو شده، جلوي دماغت دستمالي گرفته و تو را بيهوش كرده و بعد هم مورد تجاوز قرار داده* است، به همين دليل هم شوهرت او را كشته *است اما بعد ادعا كردي اين گفته* دروغ بوده و رابطه*ات با شاهين با ميل خودت بود و بعداز مدتي دچار عذاب*وجدان شدي و دست به خودكشي زدي. كدام*يك از اين حرف*ها درست است؟

متهم پاسخ داد: من خودم با مقتول رابطه برقرار كردم و ادعاي اوليه دروغ است.
مهري در توضيح آنچه اتفاق افتاده بود، گفت: مدتي قبل از حادثه با شاهين آشنا شدم. او ميوه*فروش دوره*گرد بود و من هميشه از او ميوه مي*خريدم. اول مزاحم من شد اما بعد خودم خواستم با او رابطه داشته *باشم و او را به خانه*ام دعوت كردم.

ما با هم رابطه*جنسي داشتيم. بلافاصله بعد از اين اتفاق بسيار پشيمان شدم و ديگر نمي*توانستم خودم را راضي كنم به زندگي ادامه بدهم. به همين*خاطر هم خودكشي كردم. چند بسته قرص خوردم و با چاقو چندين ضربه به شكم خودم زدم.

مرا به بيمارستان بردند و از مرگ نجات پيدا كردم. دوباره مي*خواستم خودكشي كنم كه شوهرم از من توضيح خواست، به او گفتم با مردي رابطه داشتم و البته گفتم كه خودم خواستم. شوهرم گفت آن مرد را به خانه بياور. من هم با شاهين قرار گذاشتم و گفتم ساعت 12شب كسي خانه نيست. شاهين آمد. حالم بد بود. از اتاق بيرون رفتم.

بعد سعيد و مهدي كه در خانه مخفي شده* بودند، آمدند و با شاهين درگير شدند. وقتي برگشتم، ديدم دست*وپا و دهان شاهين را بسته*اند. آنها با پوتين چندين ضربه به بدنش كوبيدند. شاهين خفه *شده* و مرده بود. بعد به اتفاق جسد را داخل صندوق*عقب ماشين گذاشتيم و به بياباني برديم و آنجا شوهرم از باك ماشين بنزين كشيد و او را آتش زد.

سپس سعيد- شوهر مهري و متهم رديف اول - به دادگاه فراخوانده شد. او اتهامش را قبول نكرد اما پذيرفت متهم در خانه او كشته *شده است. او گفت: من شهرستان بودم كه پسرم تماس گرفت و گفت مادرش خودكشي كرده است. بلافاصله به تهران برگشتم.

به زنم گفتم براي چه اين كار را كردي؟ چيزي نگفت. تا اينكه مدتي بعد، يكي از مغازه*داران محل گفت مهري به سراغش رفته و مرگ*موش خواسته *است. من هم بلافاصله به خانه رفتم، ديدم زن همسايه* هم متوجه شده زنم قصد خودكشي دارد و نمي*گذارد او وارد خانه شود. به محض اينكه رسيدم، از زنم خواستم بگويد به چه*دليل اين كارها را مي*كند. آن زمان بود كه به من گفت شاهين به او تجاوز كرده* است. من هم خواستم تا شاهين را به خانه بياورد.

متهم در پاسخ به اين سوال كه چرا عليه شاهين شكايت نكرده، گفت: ما رفتيم و شكايت هم كرديم اما در كلانتري گفتند بايد مشخصه*اي بدهيد كه ما نداشتيم. چند روز بعد زنم با من تماس گرفت و گفت دوباره شاهين را ديده و او بازهم مزاحمش شده است. من هم گفتم به خانه بياورش. خودم به مهدي زنگ زدم و گفتم بيايد و موضوع را توضيح دادم.

ما در خانه مخفي شده* بوديم كه شاهين وارد شد و بلافاصله لباس*هايش را درآورد. خيلي ناراحت شدم. وقتي با مهدي بيرون آمديم و ما را ديد، ترسيد. خودش همكاري كرد دست*وپايش را ببنديم. وقتي متوجه شد قصد دارم به پليس زنگ بزنم دادوفرياد كرد. دهانش را بستيم كه صدا بيرون نرود. او سرش را به زمين مي*كوبيد و خونريزي همان*موقع اتفاق افتاد و باعث مرگش شد. من او را نكشتم.

درمورد سوزاندن جسد هم بايد بگويم كه آنجا آتش بود و ما مي*خواستيم خودمان را از جسد خلاص كنيم، به*خاطر همين او را داخل آتش* انداختيم.
در ادامه مهدي در جايگاه حاضر شد و دفاعيات خودش را مطرح كرد. بعد از بيان آخرين دفاعيات متهمان و وكلاي*مدافع آنها، هيات*قضات وارد شور شدند و سعيد را به جرم قتل، به قصاص و مهري را به جرم معاونت در قتل، به 15سال حبس و براي رابطه*نامشروع به 99ضربه شلاق و مهدي را نيز به 15سال حبس محكوم كردند./شرق


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۹:۱۹:۰۹ توسط:sana موضوع:

دستگيري عاملان بلوتوث سياه

دستگيري عاملان بلوتوث سياه
سركلانتر يازدهم پليس پايتخت از دستگيري دو تن از اراذل و اوباش منطقه نظام* آباد خبر داد كه ضمن آزار و اذيت دختري جوان، از وي فيلم مستهجن تهيه و منتشر كرده بودند.
حوادث - به گزارش جام جم، سرهنگ ابوالقاسم باقري شاد سركلانتر يازدهم پليس پايتخت گفت:چندي پيش دو تن از اراذل و اوباش سطح دو حوزه استحفاظي كلانتري 106 نامجو به نام«فرزاد» و «مجيد»، دختري 17 ساله را به منزلي در آدرس خيابان نامجو كه به صورت مجردي بود، برده و او را مورد آزار و اذيت قرار دادند و با تهديد چاقو از وي فيلم مستهجن تهيه كرده و با بلوتوث منتشر كردند.

وي با بيان اينكه شاكيه با مراجعه مستقيم به دادگاه كيفري استان تهران و سپس اداره شانزدهم پليس آگاهي اعلام شكايت كرده و حكم جلب و دستگيري متهمان از طريق شعبه 79 دادگاه كيفري استان تهران به ماموران اطلاعات كلانتري 106 ارجاع داده شد، افزود:با ارجاع پرونده تحقيقات ماموران براي شناسايي محل اختفاي متهمان كه مدتي متواري بودند، آغاز شد و سرانجام اين دو متجاوز به عنف در دوم شهريورماه دستگير شدند.

سركلانتر يازدهم پليس پايتخت در مورد چگونگي دستگيري اين افراد، اظهار كرد:ساعت 14 و 15 دقيقه همان روز اطلاع داده شد كه «فرزاد» در خيابان اجاره دار با موتورسيكلت هوندا به صورت خلاف جهت در حال تردد است كه ماموران به محل اعزام و وي را دستگير كردند و پس از آن، محل اختفاي «مجيد» نيز از طريق متهم دستگير شده شناسايي شد و ماموران براي دستگيري وي به محل حادثه اعزام شدند كه وي به محض مشاهده ماموران اقدام به فرار كرد كه ماموران با شليك يك تير هوايي، «مجيد» را دستگير كردند.
سرهنگ باقري شاد افزود: متهمان جهت سير مراحل قانوني و تكميل تحقيقات تحويل كارآگاهان اداره شانزدهم پليس آگاهي تهران بزرگ شدند./جام جم


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۹:۱۹:۰۲ توسط:sana موضوع:

مورينيو: روني داستانش را تا ۴۸ ساعت ديگر تمام كند

مورينيو: روني داستانش را تا ۴۸ ساعت ديگر تمام كند
خوزه مورينيو سرمربي چلسي به وين روني ۴۸ ساعت فرصت داد تا تصميم بگيرد مي خواهد در منچستريونايتد بماند يا به استمفورد بريج بيايد.
به گزارش بي بي سي اسپورت، مورينيو گفت: كسي كه داستان را شروع كرده خودش هم بايد آن را تمام كند. براي همه بهتر است كه هرچه زودتر اين داستان به پايان برسد. اين يا آن، اوب ايد بگويد مي خواهم بروم يا مي خواهم بمانم.

سرمربي چلسي گفت كه اين مهاجم ۲۷ ساله خود ماجراي انتقال به استمفورد بريج را شروع كرده و افزود: او به كسي گفته كه خيلي برايش مهم است از يونايتد برود.
مورينيو در پاسخ به اين سوال كه تا چه زمان صبر مي كند و بعد به سراغ اهداف ديگر نظير ساموئل اتوئو در آن*ژي مي رود ، گفت: ۴۸ ساعت.

وي افزود:اگر به يك سرمربي مانند من ، باشگاهي نظير چلسي و آنها كه براي من يا باشگاه كار مي كنند نگاه كنيد مي فهميد* آنقدر احمق نيستيم دنبال بازيكني برويم كه باشگاه نمي خواهد او را بفروشد. اگر او خودش ماجرا را شروع نمي كرد ما اينقدر احمق نبوديم.
سرمربي چلسي اضافه كرد: در اين مدت، او اگر مي خواهد از منچستريونايتد برود بايد بگويد واگر نمي خواهد آنجا را ترك كند هم بايد آن را اعلام كند.
مهاجم سابق اورتون در بازي ديروز هم از سوي هواداران منچستريونايتد تشويق مي شد و هم چلسي .

سرمربي آبي پوشان گفت: او يك حرفه اي تمام عيار است. براي باشگاهي بازي مي كند كه به او پول مي دهد و براي پيروزي آن تيم تلاش مي كند.او سعي كرد گل بزند. بازيكني فوق العاده در شرايط دشوار بود و من او را مي ستايم. ناچاريد بگوييد او فوق العاده است چون در چنان شرايطي بسياري از بازيكنان نمي توانستند او را تحت فشار بگذارند./ايرنا

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۹:۱۸:۵۶ توسط:sana موضوع:

قلعه*نويي: استقلال فعلا نسبت به تيم ملي در اولويت است/ نگاه ويسي و استقلال خوزستان حرفه*اي است

مجيدي در بازي با استقلال خوزستان غايب است
قلعه*نويي: استقلال فعلا نسبت به تيم ملي در اولويت است/ نگاه ويسي و استقلال خوزستان حرفه*اي است
سرمربي تيم فوتبال استقلال گفت: در شرايط كنوني استقلال نسبت به تيم ملي در اولويت است.
به گزارش فارس، امير قلعه*نويي در پايان تمرين تيم فوتبال استقلال در جمع خبرنگاران گفت: شرايط استقلال بد نيست البته ايده*آل هم نيست،* دغدغه*هاي مالي داريم و مديرعامل و اعضاي هيئت مديره تلاش مي*كنند تا اين مشكلات برطرف شود تا استقلال بدون دغدغه فكري به كارش ادامه بدهد.

وي در مورد تغيير زمان ديدار با استقلال خوزستان گفت: از سازمان ليگ تشكر مي*كنم، آنها نشان دادند كه شرايط را درك كردند و يك سازمان حرفه*اي هستند. از استقلال اهواز و مسئولان اهوازي هم تشكر مي*كنم و همچنين عبدالله ويسي كه يك مربي حرفه*اي است و به دنبال بازي جوانمردانه است.

قلعه*نويي در مورد اينكه فاصله استراحت استقلال تا دربي يك روز كمتر از پرسپوليس مي*شود، گفت: بعد از بازي با استقلال شش روز زمان داريم و اين زمان خوبي براي يك تيم است.
قلعه*نويي در مورد ديدار با استقلال خوزستان گفت: استقلال خوزستان تيم خوبي است و من بازي اين تيم را مقابل فولاد ديدم. اگر آن تك به تك را حسين كعبي به گل تبديل مي*كرد، نتيجه بازي چيز ديگري مي*شد،* ضمن اينكه استقلال خوزستان در آن بازي 10 نفره هم شد. اين مسائل تعيين كننده است همانطوري كه مهدي رحمتي در ديدار با داماش ضربه مهدوي را مهار كرد. اگر آن توپ گل مي*شد شرايط ديگري پيش مي*آمد. استقلال خوزستان تيم دونده و جواني است و ما بازي سختي با اين تيم داريم.

قلعه*نويي در مورد اينكه كفاشيان گفته است جامعه فوتبال بايد تعيين كند كه اولويت باشگاه*ها هستند يا تيم ملي اظهار داشت: بايد همه چيز طبق برنامه باشد در آن صورت اولويت*بندي نمي*شود، كفاشيان نگاه ايراني داشته كه مي*گويد تيم ملي اما در شرايط كنوني استقلال بازي دارد و تيم ملي برنامه خاصي ندارد بنابراين كداميك در اولويت قرار مي*گيرند؟

وي ادامه داد: در جوامع مترقي همه چيز سر جاي خودش است، آيا ليگ قهرمانان اروپا به خاطر اينكه جام جهاني است، برگزار نمي*شود؟ ما هم استقلال ايران هستيم و همه نگاه*ها معطوف به تيم ماست.

قلعه*نويي در مورد شرايط بد مالي فدراسيون فوتبال گفت: البته علي كفاشيان آمار خوبي داشته است، تيم*هاي ما در رده*هاي مختلف موفق شده*اند اما هزينه*ها چند برابر شده است و مشكلات اقتصادي هم وجود دارد. همه ما اكنون در زندگي*ها از نظر مالي مشكلاتي داريم پس بايد نسبي نگاه كنيم. همانطور كه اكنون اولويت بايد با استقلال باشد.

قلعه*نويي در مورد وضعيت فرهاد مجيدي و خسرو حيدري گفت: مجيدي به خاطر مصدوميت در ديدار با استقلال خوزستان حضور ندارد و به خسرو حيدري هم استراحت داده بوديم. البته من به استراحت كامل اعتقاد ندارم و استراحت بايد فعال باشد. مثلاً حنيف عمران*زاده و مهدي رحمتي استراحت فعال دارند و خسرو حيدري به خاطر آنكه جثه كوچك*تري دارد استراحت كامل به او داديم.

سرمربي استقلال در مورد اينكه او بازي با استقلال خوزستان را فداي دربي مي*كند، گفت: در حال حاضر تمام فكر و ذكر ما استقلال خوزستان است و من هيچ وقت اين كار را نكردم.
فارس

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۹:۱۸:۵۰ توسط:sana موضوع:

فدراسيون*ها بايد با رئيس اداره شوند نه سرپرست

فدراسيون*ها بايد با رئيس اداره شوند نه سرپرست
صالحي اميري: وزارت ورزش بناي مداخله در كار كميته ملي المپيك را ندارد/آمده*ام كه بمانم
سرپرست وزارت ورزش و جوانان اعتقاد دارد اين وزارتخانه دخالتي در كميته ملي المپيك ندارد.
به گزارش فارس، سيدرضا اميري صالحي درباره نخستين جلسه با رؤساي فدراسيون*ها گفت: در اين جلسه به 3 محور اساسي پرداختيم. نگاه من به ورزش و جامعه ورزشي، بحث روابط متقابل وزارتخانه و فدراسيون*ها كه يك بازتعريف جديدي را تحت عنوان روابط تعاملي، عقلاني و مشاركتي انجام داديم.

نكته سوم اين بود كه ما مجموعه مشكلات جامعه ورزش را شناسايي كرديم و در 5 قالب برنامه استراتژيك و 25 برنامه عملياتي توافق كرديم با تشكيل كارگروه*هاي كارشناسي بحث و بررسي شود و يك راهكار براي هر چالش پيدا شود تا در نهايت به نتيجه برسيم.

سرپرست وزارت ورزش و جوانان در پاسخ به اين سؤال كه بحث مالي و مشكلات بودجه از مسائل عمده فدراسيون*هاست و در برخي مواقع مي*بينيم اردوهاي تيم ملي از جمله فوتبال به همين دليل لغو مي*شود برنامه شما در اين خصوص چيست، اظهار داشت: قرار شد كارگروهي را تشكيل دهيم مشاركت معاونين من و رؤساي فدراسيون*ها به يك توافق مالي به صورت كوتاه مدت برسند و بعد يك توافق مالي براي سال 93 داشته باشيم.

در روزهاي آينده و تا پايان شهريور مجموعه اقدامات مالي را انجام خواهيم داد حداقل*هاي فدراسيون*ها را تامين خواهيم كرد تا خللي در اعزام پيش نيايد.
صالحي در پاسخ به اين سؤال كه آيا شما كانديداي اصلي وزارت ورزش و جوانان هستيد، تصريح كرد:* اين سؤال را از دكتر روحاني بپرسيد.

وي درباره برخي فدراسيون*ها به وسيله سرپرست اداره مي*شوند و همچنين درباره برگزاري انتخابات آنها عنوان كرد: فدراسيون*ها داراي اساسنامه مستقلي هستند و تابع يك نظام انتخاباتي كه ما از آن حمايت مي*كنيم. در كار فدراسيون*ها مداخله*اي نداريم.

بايد نسبت به هر فدراسيون از هر رئيس بپرسيم براي هر فدراسيونش چه برنامه*اي دارد و اينكه ما علاقمنديم اين است كه فدراسيون*ها با رئيس اداره شوند و يك نظام انتخاباتي با اساسنامه خاص خودشان داشته باشند. وزارت ورزش هم حمايت مي*كند.

صالحي همچنين درباره انتخابات كميته ملي المپيك اظهار داشت: كميته ملي المپيك يك نهاد عمومي است داراي اساسنامه در چارچوب نهادهاي بين*المللي و در آن چارچوب حركت خودش را انجام مي*دهد. ما هم به قوانين بين*المللي احترام مي*گذاريم. وزارت ورزش بناي مداخله در كار كميته ملي المپيك را ندارد.

وي در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه يكي از دغدغه ورزش بحث فرهنگ است: گفت: يكي از اصلي*ترين اهداف روحاني در ورزش همين بحث بود. ورزش يك امر اجتماعي *فرهنگي است ايجاد يك سازوكار فرهنگي در جامعه ورزش نيازمند يك نظام برنامه*ريزي بلندمدت، استراتژيك و عملياتي است.

تلاش مي*كنيم با يك برنامه*ريزي منسجم چگونگي ورود فرهنگ در عرصه ورزش در ارتقاء آن در دستور كار مان قرار بگيرد. اين به معناي اين نيست كه جامعه ورزش اخلاق*مدار نيست، اين جامعه جامعه بزرگي است و يك جمعيت هوادار چندين ميليوني دارد.

سرپرست وزارت ورزش و جوانان در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه برنامه*هاي شما در ورزش بلندمدت به نظر مي*رسد آيا شما در نظر داريد در ورزش بمانيد،* تصريح كرد: آمدم كه بمانم./فارس

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۹:۱۸:۴۴ توسط:sana موضوع:

5 اتفاق عجيب پس از سكته مغزي

5 اتفاق عجيب پس از سكته مغزي
بيماري هاي مغزي را مي توان يكي از عوامل اصلي مرگ و مير در دنيا دانست زيرا انسان هاي بسياري روزانه به خاطر اين مشكلات در بيمارستان بستري شده و جانشان را از دست مي دهند.

سكته مغزي يكي از مشكلاتي است كه ممكن است بر اثر دلايل متفاوت به وجود آيد. اين مشكل مي تواند احتمال فوت را بالا برده و جان انسان را بگيرد. سكته مغزي اگر باعث مرگ نشود، بيماري هاي ديگري را به وجود مي آورد كه از جمله آن ها مي توانيم به لمس شدن بدن اشاره كنيم. با همه توصيفاتي كه از سكته مغزي شد بايد متذكر شويم كه گاهي اوقات اين مشكل باعث دگرگوني هاي بسيار عظيمي هم مي شود.

** مالكوم مايت
اتفاقات بعد سكته هاي مغزي , علت سكته مغزي


احساست يكي از مهمترين بخش وجودي انسان است كه نبود آن مي تواند زندگي را سخت كند. مالكوم مايت مردي 68 ساله است كه چندي پيش دچار يك سكته خفيف مغزي شد اما همين سكته خفيف مشكلي بزرگ را براي او به وجود اورد. در حين اين سكته قسمت جلوي مغر او آسيب ديده است و بر اثر آن تمامي احساسات او از بين رفته اند. اين مرد ديگر نمي تواند حالت غم و افسردگي را به هيچ عنوان تجربه كند و بايد تا آخر عمرش به همين سبك پيش برود.

** الن مورگان
اتفاقات بعد سكته هاي مغزي , علت سكته مغزي


سبك و سياق صحبت كردن هميشه به نام لخهجه شناخته مي شود و مردم هر منطقه لهجه اي متفاوت دارند كه تغيير دادن آن تقريبا غير ممكن است. "آلن مورگان" مردي 81 ساله انگليسي است كه پس از يك حمله عصبي وسكته مغزي دچار دگرگوني عجيبي شد. اين مرد زماني كه از كماي مغزي خارج شد تنها مي توانست به لهجه ولزي صحبت كند. اين درحالي است كه اين مرد تنها يكبار در سال هاي بسيار دور به ولز سفر كرده بود و هيچ دوست ولزي هم نداشته است. پزشكان اعتقاد دارند كه او دچار بيماري خاصي به نام "افاسيا" شده است كه بسيار نادر بوده و احتمال مبتلا شدن به آن بسيار پايين است.

** كن والتر
اتفاقات بعد سكته هاي مغزي , علت سكته مغزي


سكته مغزي كه به عنوان يك بيماري شناخته مي شود گاهي اوقات مي توانند به عنوان يك معجزه نيز شناخته شوند. كن والتر در حاليكه 19 سال سن داشت دچار سانحه اي شد كه او را تمام مدت روي ويلچر نشاند. اين مرد كه دچار افسردگي شده بود پس از چند سال دچار يك سكته مغزي نيز مي شود. اين مشكل كه به نظر بدتر از مورد قبلي است باعث مي شود تا زندگي او به كلي تغيير يابد. اين مرد پس از سكته تبديل به يك هنرمند ديجيتالي شد و توانست بهترين تصاوير گرافيكي ديجيتالي را خلق كند. اين مرد اين روزها با شركت هاي بازيسازي كار مي كند.

** حس دست سوم
چندي پيش در يكي از بيمارستان هاي سوييس پزشكان به موردي عجيب درباره بيماري هاي مغزي برخوردند. در اين بيمارستان يك خانم كه دچار سكته شده بود اظهار كرد كه دست سومي در بدن او به وجود امده است. اين خانم اصرار بر آن داشت كه دست سوم او بسيار اذيتش مي كند و قدرت كار كردن را از او گرفته است. پزشكان بعد از ازمايشات متوجه شدند كه اين دست واقعا در مغز او وجود دارد و حتي حس نيز مي كند. اين مورد باعث شد تا آزمايشات متعددي روي اين خانم انجام دهند ولي هيچگاه دليل به وجود آمدن اين مشكل پيدا نشد.

** ليندا واكر
اتفاقات بعد سكته هاي مغزي , علت سكته مغزي


در موردي تقريبا مشابه با الن مورگان بار ديگر خانمي كه دچار سكته مغزي شده بود لهجه خود را از دست داد. ليندا واكر 60 سال سن دارد و چند سال پيش دچار يك سكته مغزي شد. او پس از اين حادثه و زماني كه در حال خارج شدن از كما بود ناگهان زبان مادري اش را از دست داد. اين خانم كه اهل نيوكاسل بود پس از به هوش آمدن به زبان جامائيكايي صحبت مي كرد. اين در حالي است كه او تنها يك فيلم از اين كشور ديده بود ولي بعد از سكته مي توانست به راحتي به زبان آن ها صحبت كند..... / yjc.ir

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۹:۱۸:۳۶ توسط:sana موضوع:

طلا در روزهاي بي*ثبات

طلا در روزهاي بي*ثبات
در هفته گذشته عواملي همچون اعلام صورت*جلسه نشست اخير فدرال رزرو همراه با انتشار گزارش*هايي از اوضاع اقتصادي اروپا، ژاپن و آمريكا به بروز نوساناتي در قيمت ارز، طلا، نفت و فلزات منجر شد؛
به طوري كه در روز دوشنبه هفته گذشته و در شرايطي كه به نظر مي*رسيد با نزديك شدن به زمان اعلام صورت*جلسه نشست كميته بازار آزاد فدرال رزرو و اينكه احتمالا به زودي شاهد مشخص شدن برنامه بانك مركزي آمريكا در مورد اجرايي كردن تصميم خود براي كاهش سياست*هاي انبساطيش خواهيم بود تا حدي مانع اتخاذ موقعيت*هاي قابل توجه خريد يا فروش ارزهايي همچون دلار شد.

در واقع ابهامي كه نسبت به اين موضوع بر جو رواني بازار سايه افكنده بود به نوعي محافظه*كاري سرمايه*گذاران را افزايش داد. از سوي ديگر رشد نگراني*ها از افزايش نرخ بهره اوراق قرضه نيز فشار رو به پاييني بر بازارهاي سهام وارد *آورد.

بر اين اساس در بازار طلاي روز دوشنبه، با اينكه بروز علائمي از رشد خريد فيزيكي طلا همراه با بيشتر شدن موجودي طلاي صندوق*هاي سرمايه*گذاري به افزايش قيمت اين كالاي گرانبها كمك كرد؛ اما در كل جو حاكم بر اين بازار هم به نوعي متاثر از نزديك شدن به زمان اعلام صورت*جلسه نشست فدرال رزرو منفي بود.

در روزهاي اخير قيمت طلا به پشتوانه عواملي نظير كاهش شاخص دلار، بستن معاملات فروش و دلايل تكنيكالي حدود 8 درصد رشد نشان داده است؛ به طوري كه روز گذشته از كانال هزار و 400 دلار نيز عبور كرد و تا رقم هزار و 420 دلار بالا رفت.

ابهام و عدم*اطمينان نسبت به كاهش يا عدم*كاهش سياست*هاي انبساطي بانك مركزي آمريكا در آينده نزديك موضوعي بود كه طي هفته گذشته تا روز چهارشنبه از تمايل براي سرمايه*گذاري در سهام كاسته بود، البته افزايش بازده اوراق قرضه نيز به عنوان گزينه جذاب*تر براي سرمايه*گذاري در كاهش معاملات بازارهاي سهام بي*تاثير نبود.

از سوي ديگر در پي اظهارات بانك مركزي آلمان، مبني*بر اينكه ecb موظف نيست نرخ بهره اروپا را در كمترين سطح ممكن حفظ كند، بلكه چنانچه قيمت مصرف*كننده افزايش يابد، امكان رشد اين نرخ وجود دارد، ارزش يورو در بازار تقويت شد، به طوري*كه در بازار طلاي روز سه*شنبه، در عين حال كه ابهام موجود در بازار نسبت به مشخص شدن خط مشي سياست*هاي كلان اقتصادي بانك مركزي آمريكا در روزهاي پاياني هفته فشار رو به پاييني بر قيمت طلا وارد مي*كرد، كاهش شاخص دلار همراه با افزايش خريد فيزيكي اين كالاي گرانبها در آسيا به رشد بهاي طلا انجاميد.

اما بالاخره در روز چهارشنبه هفته گذشته پس از آنكه انتشار صورت*جلسه نشست فدرال رزرو بدون اشاره به توقف برنامه حمايتي صورت گرفت، شاخص دلار افزايش و بازارهاي سهام تنزل يافت. با اينكه شواهد حاكي از آن بود كه بين مقامات اين بانك بر*سر زمان آغاز روند كاهشي برنامه حمايتي اختلاف نظر وجود دارد، اما در كل اين صورت*جلسه انتظار بازار را از عملي شدن تصميم مذكور در ماه سپتامبر تغيير نداد؛ اگرچه ظاهرا اكثر سياست*گذاران پولي بانك مركزي بر اين مساله اتفاق نظر دارند كه هنوز زمان مناسب تغيير روند برنامه حمايتي فرا نرسيده است.


در واقع به نظر مي*رسد فدرال رزرو هم مانند سايرين در اين خصوص به تصميم قطعي نرسيده است؛ چراكه آنها هم هنوز سيگنال*هاي قوي از بهبود بازار براي عملي كردن تصميم خود دريافت نكرده*اند.

درست در همان روز كه معامله*گران منتظر نتايج نشست فدرال رزرو بودند، در بازار طلا همزمان با رشد شاخص دلار و انتشار گزارش بسيار مثبتي از بازار مسكن آمريكا (رشد تعداد فروش خانه*هاي نوساز در آمريكا در ماه گذشته كه به بالاترين سطح خود در پنج سال اخير رسيد) شاهد افت قيمت*ها بوديم.

البته در روز پنج*شنبه با وجود انتشار گزارش نه چندان مطلوبي از بازار كار آمريكا، تاثير مثبت اظهارات روز چهارشنبه مقامات فدرال بر بازار (در مورد كاهش برنامه حمايتي آمريكا در ماه سپتامبر) به رشد شاخص دلار و نرخ بهره اوراق قرضه منجر شد. گفتني است با اينكه تقاضاي اشتغال آمريكا طي هفته گذشته افزايش نشان داد اما همچنان اين شاخص نزديك به كف آن در شش سال اخير بود و نتوانست جو*رواني بازار را تحت*تاثير قرار دهد.

از سوي ديگر بهبود گزارش*هاي منتشرشده از وضعيت بخش* توليدي اروپا، چين و آمريكا با افزايش اميدواري*ها از بهتر شدن اوضاع اقتصادي منطقه پولي يورو به تقويت بازارهاي سهام انجاميد.

در اين روز با اينكه افزايش ارزش دلار فشار رو به پاييني بر تقاضا براي طلا وارد ساخت، اما انتشار گزارش مطلوبي از وضعيت توليد چين با تقويت اميدواري*ها نسبت به روند بهبود اقتصادي آن باعث رشد بهاي اين كالاي گرانبها در بازارهاي جهاني شد.

در آخرين روز از هفته قبل، انتشار گزارش نه*چندان مطلوبي از بازار مسكن آمريكا (به دليل تاثير منفي افزايش نرخ تسهيلات بانكي بر اين بازار) انتظار سرمايه*گذاران درخصوص اجرايي شدن تصميم كاهش برنامه*هاي حمايتي فدرال رزرو در ماه آينده را تنزل داد و به افت شاخص دلار انجاميد. در عين حال بروز نشانه*ها و علائمي از رشد اقتصادي منطقه پولي يورو موجب افزايش ارزش يورو در بازارهاي جهاني شد؛ همچنين بازارهاي سهام نيز تا حدي مثبت شدند.

در بازار طلا نيز در اين روز، با وجود كاهش قيمت طلا در ساعات اوليه معاملات اين روز (در پي مثبت بودن آخرين گزارش*هاي منتشر شده از وضعيت توليد و بازار كار آمريكا)، نگران*كننده بودن آمارهاي منتشر شده از بازار مسكن اين كشور از آنجاكه اميدواري فعالان اين بازار را نسبت به تعويق اجراي تصميم فدرال رزرو درخصوص آغاز روند كاهش برنامه حمايتي آن از ماه سپتامبر افزايش داد موجب رشد بهاي طلا شد. البته با نزديك شدن به جشن*ها و فستيوال*ها در هند و چين (ماه آينده) ظاهرا خريد فيزيكي طلا هم افزايش نشان داد.

در عين حال به گزارش جهان سهم قيمت طلا روز دوشنبه در ابتداي معاملات در بازارهاي آسيايي به بالاي ۱۴۰۰ دلار در هر اونس افزايش يافت و اين روند روز گذشته نيز با رسيدن به بهاي هزار و 420 دلار در ميانه معاملات ادامه پيدا كرد كه بالاترين ميزان طي يازده هفته گذشته بود. به گزارش جهان سهم، رشد قيمت طلا از هفته پيش آغاز شده بود؛ يعني هنگامي كه خبري منفي از بخش مسكن آمريكا احتمال محدود شدن سياست*هاي انبساطي بانك مركزي اين كشور را كاهش داد.

البته شدت يافتن تنش*هاي ژئوپلتيك در منطقه خاورميانه نيز در افزايش قيمت*ها موثر بوده است. در حقيقت افزايش پاياي قيمت طلا در روزهاي اخير حاصل تركيب سه عامل يعني ضعف اقتصاد آمريكا، گزارش شوراي جهاني طلا در خصوص رشد تقاضاي فيزيكي براي طلا در سه ماهه دوم امسال و تنش*هاي سياسي در منطقه خاور ميانه بوده است. اما درباره پايا بودن عواملي كه به رشد قيمت فلز زرد منجر شده*اند، اطميناني وجود ندارد.

در هفته جاري نيز تنش*هاي ژئوپلتيك در منطقه خاورميانه كه از ابتداي هفته پيش شدت يافته از مهم*ترين عوامل رشد بهاي طلا بوده است. با گذشت زمان از تاثير اين عامل بر رفتار سرمايه*گذاران كاسته خواهد شد و مي*توان گفت اين عامل پايا نخواهد بود.

اميد به رشد قيمت فلز زرد بر مبناي عوامل موجود چندان منطقي نيست؛ اما اگر در چين كه سال پيش دومين مصرف*كننده بزرگ طلاي جهان پس از هند بوده شرايط اقتصادي بهتر شود و انتظارات تورمي در اقتصادهاي بزرگ افزايش يابد مي*توان به رشد قابل*ملاحظه قيمت طلا اميدوار بود. نمودار همراه، نشان*دهنده تغييرات قيمت فلز زرد در يك ماه اخير است.
*تحليلگر اقتصاد جهاني- شركت كارگزاري بهمن

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۹:۱۸:۲۹ توسط:sana موضوع:

هشدار مرد اول اقتصادي روحاني درباره بيكاري/ سونامي 8.5 ميليون نفري در راه است

هشدار مرد اول اقتصادي روحاني درباره بيكاري/ سونامي 8.5 ميليون نفري در راه است
مسئله مربوط به بيكاري جوانان دانشگاهي چنان در جامعه مطرح شده كه بيكاري اين قشر حتي در بين دارندگان مدارك عالي فوق ليسانس و دكترا نيز ديده مي شود و امروز هزاران نفر از بيكاران كشور را مي توان را در اين گروه ها جستجو كرد.
با اينكه وزير كار دولت احمدي نژاد ادعاي ايجاد 7 ميليون فرصت شغلي را مطرح كرده بود، وزير اقتصاد دولت تدبير و اميد مي گويد به زودي بازار كار كشور با بحران 8.5 ميليون كارجو مواجه خواهد شد. در صورت رسيدن آمار متقاضيان كار كشور به ميزان يادشده، كشور با تقاضاي تاريخي كار در 100 سال گذشته مواجه مي شود.

به گزارش مهر، موضوع مربوط به اشتغال ميليون ها كارجو و وجود انبوه تقاضا براي كار در بيش از يك دهه اخير از مسائل اصلي و چالش هاي اصلي دولت ها بوده تا جايي كه به دليل اهميت اين مسئله براي جامعه، دولت ها اشتغال زايي را در بين چند اولويت اول كاري خود در ميان وعده هاي گوناگون مطرح كرده اند.

با اين حال، آنچه كه از آن به عنوان رشد يكباره جمعيت در دهه 60 و رسيدن سيل جمعيت جوان به دروازه هاي بازار كار كشور در دهه هاي 80 و 90 باعث شده تا بيكاري جوانان و تلاش براي پيدا كردن كار در زمره مهم ترين خواسته هاي جامعه و از معضلات بزرگ خانواده ها تلقي شود.
آماربيكاري,نرخ بيكاري,وضعيت بيكاري جوانان دانشگاهي در كشور


سيل بيكاري و خرابي آن در خانواده ها
كارشناسان بازار كار معتقدند بيكاري آنچنان براي كشور جدي شده و به يك بحران براي جوانان تبديل شده كه كمتر خانواده اي را مي توان يافت در آن حداقل يك فرد بيكار وجود نداشته باشد و زماني جلوه بيكاري در جامعه بدتر مي شود كه بخش قابل توجهي از بيكاران كشور را تحصيل كردگان دانشگاهي و افراد داراي مدارك بالاتر از ديپلم متوسطه تشكيل مي دهند.

مسئله مربوط به بيكاري جوانان دانشگاهي چنان در جامعه مطرح شده كه بيكاري اين قشر حتي در بين دارندگان مدارك عالي فوق ليسانس و دكترا نيز ديده مي شود و امروز هزاران نفر از بيكاران كشور را مي توان را در اين گروه ها جستجو كرد.

دولت هاي نهم و دهم درباره مبارزه با بحران بيكاري و جلوگيري از روند فعلي بازار كار وعده هاي فراواني را مطرح كرده بودند كه متاسفانه به گواه آمارهاي ارائه شده از سوي مركز آمار ايران در اين بخش چندان موفقيتي به دست نيامد و در تعداد بيكاران كشور تغييري حاصل نشد.

دكتر حسن روحاني؛ رئيس جمهور در ماه هاي اخير همزمان با برگزاري انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري و پس از آن كه به صورت رسمي عهده دار اين مسئوليت شد درباره موضوع بيكاري در جامعه سخن گفته و با تاكيد بر آمار 3 ميليوني بيكاران مركز آمار ايران، اين موضوع را از چالش هاي جدي دولت دانسته است.

وزير اقتصاد: 8.5 ميليون بيكار در راه است
علي طيب نيا وزير امور اقتصادي و دارايي نيز در روزهاي گذشته به موضوع بيكاري و چالش كارجويان با عدم تعادل در عرضه و تقاضاي نيروي كار كشور پرداخته است. وزير اقتصاد عنوان كرد: از طرفي ما يك جمعيت انبوه آماده كار داريم كه چيزي حدود 5 ميليون نفر در حال حاضر يا از دانشگاه فارغ التحصيل شده اند يا در حال تحصيل در دانشگاه ها هستند و به زودي وارد بازار كار خواهند شد كه ما بايد بتوانيم براي اين جمعيت كار مناسب فراهم كنيم. همچنين حدود 3 و نيم ميليون بيكار وجود دارد كه اگر اين تعداد را به آن 5 ميليون نفر اضافه كنيم معنايش اين است كه حدود 8 و نيم ميليون نفر در آينده نزديك جوياي شغل هستند.

وي افزود: طبيعتا جمعيت بيكاران و نرخ بيكاري در ميان زنان و قشر جوان و تحصيل كرده بالاتر است و شايد ما بالاترين نرخ بيكاري را ميان زنان جوان داريم كه اينها اهميت و حساسيت موضوع را براي ما بيشتر روشن مي كند. متاسفانه در شرايط ركودي قرار گرفته ايم و ايجاد شغل براي اين جمعيت جوياي كار با سختي مواجه است و همزمان با يك تورم سنگين دو رقمي نيز مواجهيم.

بررسي سخنان وزير اقتصاد درباره وضعيت بيكاري در جامعه، كشور را به يك علامت هشدار جدي در اينباره هدايت مي كند. در واقع تحليل سخنان طيب نيا اين است كه يا در سال هاي فعاليت دولت هاي سابق كار چنداني در اين بخش نشده و بيكاري همچنان به عنوان يك معضل جدي خانواده ها باقي است و يا اينكه يك جمعيت بزرگتر از تعداد فعلي بيكاران (حدود 3 ميليون نفر طبق گزارش مركز آمار ايران) در راه است كه در صورت رسيدن به بيكاران فعلي، سيلي از بيكاران را در كشور به راه خواهد انداخت.

همچنين اين هشدار برداشت مي شود كه با وجود تعداد بسيار زيادي از جوانان جوياي كار، بنگاه ها و توليد در وضعيت نابساماني به سر مي برد و اين نگراني وجود دارد كه امكان جذب آنها وجود نداشته باشد. متاسفانه با اينكه بخش زيادي از متولدين دهه 60 بايد حداكثر تا نيمه دهه 80 وارد بازار مي شدند، اما تاخير به وجود آمده باعث كشيده شدن وضعيت بحراني بازار كار تا حداقل نيمه دهه 90 شده است.

سونامي تاريخي بيكاري
از سويي، اگر به زودي 8 ميليون و 500 هزار نفر كه بيش از 5 ميليون نفر آنان را فارغ التحصيلان دانشگاهي تشكيل خواهد داد متقاضي كار شوند؛ كشور با سونامي تقاضا براي كار در 100 سال گذشته مواجه خواهد شد چرا كه در هيچ دوره اي تعداد تقاضا براي شغل در ايران به ميزان مطرح شده نرسيده است.

حميد حاج اسماعيلي در گفتگو با مهر با بيان اينكه آمارهاي متفاوتي از بيكاري و وضعيت اشتغال فارغ التحصيلان دانشگاهي ارائه شده است گفت: بايد پرسيد آمارهاي جديد از كجا به دست آمده است؟ آيا مركز آمار و يا بانك مركزي چنين آماري را از قبل استخراج كرده و امروز ارائه مي شود و يا اينكه نتيجه محاسبات دولت يازدهم است؟

اين فعال كارگري اظهار داشت: با اين حال نگراني ها درباره وضعيت نامناسب بازار كار و اينكه تعداد بسيار زيادي از فارغ التحصيلان به درهاي بسته بازار كار خورده اند درست است. دولت تدبير و اميد بايد براي بالاي 5 ميليون نفر كارجو برنامه ريزي داشته باشد چرا كه به صورت رسمي بيكاري 4 ميليون نفر تاييد مي شود و از آنسو تعداد بسيار زيادي از شاغلان، اساسا در بخش هاي غيررسمي، مقطعي، فصلي و غيررسمي حضور دارند كه در اصل شغل محسوب نمي شود.

حاج اسماعيلي خاطر نشان كرد: دولت يازدهم بايد به صورت جدي تري بر روي آمارها كار كند و اگر قرار است اقدامات اورژانسي در بخش هاي مختلف اقتصاد انجام شود بايد بر اساس آمار و اطلاعات دقيق و درست باشد.

وي تاكيد كرد: طبق گفته وزير اقتصاد بايد بنگاه هاي كوچك در كشور احياء شوند و از آنسو بنگاه هاي بزرگ توسعه ظرفيت پيدا كنند. در صورت انجام اينگونه اقدامات پايه اي مي توان اميدوار بود بازار كار در سال هاي آينده رو به بهبود برود./مهر

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۹:۱۸:۲۱ توسط:sana موضوع:

مثال ها و دفاع سطحي رييس دانشگاه علامه از تفكيك جنسيتي

مثال ها و دفاع سطحي رييس دانشگاه علامه از تفكيك جنسيتي
رييس دانشگاه علامه طباطبايي درباره ي تفكيك جنسيتي در اين دانشگاه به كيهان گفت: شما برويد در دانشگاه بچرخيد، نگاه كنيد اين رفت و آمدها چه طور شده است. ديگر ارتباطات مثل آن روزها نيست؛ حواسشان به درس است، آن روز به بهانه جزوه، به اين بهانه كه استاد چه گفت؟ سؤال چه بود؟ برخي ارتباطات ناسالم برقرار مي*شد، پشت سر اين ارتباطات مسائل بعدي بود.
به گزارش انصاف نيوز، بخش اول اين گفتگوي تفصيلي با سيد صدرالدين شريعتي به همراه مقدمه ي كيهان در پي مي آيد:
مقدمه: قرار بود دانشجوي دانشگاه ميامي بشود در آمريكا، اما سر از حوزه علميه قم درآورد و دكتراي الهيات را هم از دانشگاه تهران گرفت؛ حالا هم در دفتر رياست دانشگاه علامه طباطبايي نشسته است.

سيد صدرالدين شريعتي را اين روزها به لطف مسئولين تازه وزارت علوم و اسناد حوزه وزارتي*اي كه به بيرون درز دادند! كمتر دانشجويي است كه نشناسد. اينكه نامه*هاي يك رئيس دانشگاه به وزير علوم، سر از سايت*هاي اينترنتي معلوم الحال درآورد برايش قابل پيش*بيني بود. همان روز كه با هم گرم صحبت بوديم فكر اين روزها را مي*كرد اما دلش قرص بود به خدايي كه سخت قبولش داشت و البته به دعاي پدرش؛ صحبت كه به پدرش رسيد اشك در چشمانش حلقه زد، سهم ما خاطره*اي شد تا بدانيم به خاطر پدرش بورسيه دانشگاه ميامي را رها كرده و به حوزه رفته است.

در آخرين روزهاي ماه مبارك رمضان به دانشگاه علامه طباطبايي رفتيم تا پاي درد دل*هايش بنشينيم؛ صدرالدين شريعتي نه نگهبان بود و نه دانشگاهش شباهتي به پادگان داشت؛ البته به سرهنگ*هاي كشورش افتخار مي*كرد! راحت و آرام در مقابل*مان نشست و صميمي و بي*تكلف به سؤال*هايمان جواب داد.

گفتيم چه خبر است در دانشگاه علامه؟ گفتيم مي*گويند اساتيد را بازنشست مي*كنيد؟ از تفكيك جنسيتي گفتيم ... گفتيم و گفتيم و گفتيم آن قدر كه حساب زمان از دستمان خارج شد؛ و حالا شما پاي حرف*هايمان بنشينيد؛ پاي حرف*هاي مردي كه بعد از آن هجوم رسانه*اي، براي اولين بار مي*خواهد از خودش دفاع كند:

- ابتدا بگويم از اينكه چنين وقتي را براي گفت*وگو با صفحه دانشگاه روزنامه كيهان اختصاص داديد متشكرم. حاج*آقا شريعتي! بگذاريد شروع بحثمان اين طور باشد كمي از خودتان بفرماييد، كجا متولد شديد و درس خوانديد؟ از سوابق تحصيلي و اجرايي*تان بفرماييد؟
متولد قم هستم و دوران دبستان را در آنجا سپري كردم. سال 42 پدرم براي اين كه من درس بخوانم آمد به تهران. دوران دبيرستان را در تهران درس خواندم. يكي دبيرستان طبرسي بود در كوچه مؤيد خيابان خيام نزديك بازار ، يكي هم دبيرستان مروي بود؛ همين خيابان ناصرخسرو.

ديپلم رياضي را خرداد 46 از آنجاگرفتم. پدر من روحاني بسيار معتقدي بود. نذر و نياز مي*كرد تا خدا يك پسري به ايشان بدهد كه روضه خوان امام حسين باشد. من سال 46 درامتحان تافل اعزام به خارج شركت كردم. در امتحان هم پذيرفته شدم و قرار بود بورس شوم براي آمريكا، هزينه*اش را هم دانشگاه ميامي پذيرفته بود. پدرم فوق العاده ناراحت بود. اما به هر ترتيب اتفاقاتي پيش آمد كه از اين كار منصرف شدم و به حوزه رفتم. آذر 46 رفتم طلبه شدم. خدا رحمت كند مرحوم آقاي مطهري به مدرسه ما مي*آمد و درس مي*داد. ايشان فرمودند كه شما دانشگاه هم برويد. امتحان دادم و دانشكده الهيات تهران قبول شدم. هم طلبگي*ام را ادامه دادم و هم دانشجوي دانشگاه بودم.

انقلاب شد و بعد از انقلاب مسئوليت*هايي را بر عهده گرفتم اما سال 65 خودم را منتقل كردم به دانشگاه علامه طباطبايي و به عنوان كارشناس مشغول شدم؛ تقريبا تا گزينش من انجام شد رسيد به سال 67. از بهمن سال 67 عضو هيأت علمي شدم. بلافاصله هم شدم رئيس دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، بعد شدم معاون دانشجويي دانشگاه. مدتي در وزارت كشور معاون پارلماني وزير كشور بودم. بعد در جريان اصلاحات از آن جا عزلم كردند. رفتم به ارتش و دو سال معاون عقيدتي سياسي بودم. بعد از آن هم 5 سال معاون آموزشي آنجا بودم كه سال 84 دوباره آمدم اين جا و مسئوليت اينجا را برعهده گرفتم.

- حاج*آقا ما خيلي سؤال درباره دوران مديريت شما در دانشگاه علامه داريم؛ اما اگر صلاح بدانيد مي*خواهيم اول خودتان برايمان تعريف كنيد كه چه اقداماتي شده است؟ چه كارهايي كرده*ايد در اين دانشگاه؟
از وقتي ما آمده*ايم كارهاي زيادي انجام شده است كه اميدوارم يك روز، يك نفر منصفانه بنشيند و كارنامه ما را به دور از اين جنجال*ها و تنگ نظري*هاي سياسي ببيند و بررسي كند؛ براي مثال در حوزه عمراني كارهايي كرديم براي دانشگاه كه غير ممكن بوده است. بنده كه آمدم اين جا يك تل خاك بود. جز ساختمان مديريت هيچ چيز ديگري نبود.

اين فضاي سبزي كه شما مي*بينيد، اين ديواركشي*ها، اين آسفالت، آن ساختمان*ها، اين*ها هيچ كدام نبود. به فضل خداوند سبحان كل اين مجموعه ساخته شد. دور تا دور را ديوار كشيديم. مسير را آسفالت كرديم. دو تا ساختمان را بازسازي كرديم. يك آشپزخانه 4000 متري مدرن مكانيزه ساختيم. يك استخر و مجموعه ورزشي دانشجويي ساختيم.

حدود ده هزار متر سالن*هاي متعدد، استخر 2600 متري. دانشكده مديريت با مساحت 11 هزار متر مربع در مراحل نهايي و پاياني ساخت است. مسجد دانشگاه با حدود 5 هزار متر زيربنا در دو طبقه رو به اتمام است. يك دانشكده ديگري با 11 هزار متر زيربنا در حال احداث است كه اسكلتش بالا رفته. علاوه بر اين*ها، كل املاك دانشگاه را شناسنامه*دار كرديم، يعني از ثبت برايش سند گرفتيم، يك سانتي متر زمين نه اين جا، نه كرج، نه در شهر، نداريم كه سند نداشته باشد؛ وقتي بنده آمدم املاك دانشگاه فقط دو قطعه*اش سند داشته، الان به نود قطعه رسيده است.

روزي كه من آمدم اينجا در خوابگاه*هاي ما اصلا ورزش نبود به خصوص در خوابگاه*هاي دختران. در خوابگاه هشتصد، نهصد نفره دو تا سالن ورزشي ساختيم كه دخترها بروند آنجا ورزش كنند. يك سالن به ارتفاع نه متر و مساحت ششصد متر؛ يك سالن هم سالن مطالعه سيصد متري كاملا هم رعايت كرديم كه دخترها در حياط و راهرو*ها مشكلي نداشته باشند؛ خوابگاه*هاي ديگر هم همين طور. الان هيچ خوابگاهي نداريم كه يك ورزشگاه ولو كوچك نداشته باشد. چه براي پسرها و چه براي دخترها، چون ورزش و نشاط خيلي در رفتار دانشجو مؤثر است. بسياري از خوابگاه*ها در گذشته اينترنت نداشتند، اما الآن بعضي*هايش اينترنت بدون سيم هم دارند.

- فيلتر هم داريد؟
الان كه ديگر خود مخابرات هم فيلتر مي*گذارد آن وقت ما نگذاريم! بله فيلتر هم داريم؛ البته آن*هايي كه مي*روند در حوزه مسائل علمي هيچ مشكلي برايشان نيست. يعني اگر كسي احياناً برود دنبال دانلود كردن فيلم*هاي مبتذل و اين چيزها، محدوديت دارد.

- از كارهايي كه براي دانشجويان انجام داده*ايد مي*فرموديد ...
بله، عرض مي*كردم؛ الان طرح تجميع دانشگاه يكي يكي دارد پياده مي*شود. ما اعتقادمان اين است كه هر دانشگاهي را در يك هكتار بسازيم. از اين يك هكتار حدود دو هزار و دويست متر مي*شود فضاي كف، حدود هفت هزار مترش هم محل گردش و فضاي سبز مي*شود. الان در آن دانشكدۀ ما، چهار تا باغ بزرگ مي*بينيد. شما اين مجموعه ما را نگاه كنيد 500 اصله زيتون اين جا كاشتيم. درختان پر از زيتون هستند.

اين فضاي سبز باعث مي*شود دانشجو آرام شود اخلاقش خوب شود مشكلاتش كم شود. حالت تهاجمي نداشته باشد. چون فضاي سبز يك آرامش عجيبي ايجاد مي*كند. لذا در هر هكتاري ما يك دانشكده مي*سازيم براي همين اينجا اگر ما خيلي بتوانيم دانشكده بسازيم حدود 7 تا دانشكده مي*توانيم بسازيم. بقيه دانشكده*هايمان را بايد ببريم در سايت دوم دانشگاه،كنار ورزشگاه آزادي و توسعه آينده*مان آنجاست.

سيستم ثبت نام ما ديگر مثل سابق نيست. كاملا الكترونيك شده. الان از هر نقطه مي*توانند ثبت نام كنند. بيايند روي سايت ثبت نام كنند و پولش را با كارت بدهند. سيستم فارغ التحصيلي باز اينترانتي شده است يعني كاملا الكترونيكي، از دانشكده، از خانه مي*توانند كارشان را انجام دهند، بعد كه همه كارش انجام شد 24 ساعت بعد مي*تواند بيايد اين جا گواهي*اش را بگيرد و ببرد.

ما امسال يك كارت واحد مي*خواهيم تعبيه كنيم كه هم كارت تغذيه باشد، هم كتابخانه باشد، هم دانشجويي باشد؛ ديگر كارت*هاي متعدد نباشد كه گم بشود. الان كارت كتابخانه داريم، كارت رستوران داريم، كارت خوابگاه داريم، كارت دانشجويي داريم، بعضي كارت*هاي كانوني هم داريم. خب اين*ها خيلي وقت برده است.

من واقعا شرمنده معاونين خودم هستم. هستند معاونيني كه اخيرا با من همكاري مي*كنند. گاه من مي*بينم اين معاونم تا يك بعد از نصفه شب در خوابگاه*ها حضور دارند. اين خيلي عظيم است، خدا را گواه مي*گيرم يك ريال هم بابت اين كارها بهشان نداده*ام. همه بر اساس عشق و اعتقادشان بوده است.

- آقاي دكتر، ارتباط شما و ديگر مسئولان دانشگاه با دانشجويان چطور است؟ اصلاً با بدنه دانشجويي در ارتباط هستيد، در جريان مشكلات و دردهاي آنان هستيد ...
بله حتماً همين طور است؛ دانشجويان فرزند خود ما هستند و براي ارتباط بهتر تلاش كرديم دانشجويان خودمان مسئوليت اجرايي را بر عهده بگيرند، مثلاً معاونت فرهنگي و دانشجويي دانشگاه ليسانسش اين جا بوده است، فوق ليسانسش اين جا بوده است، دكترايش هم اين جا بوده است، در خوابگاه زندگي كرده است. مي*فهمد خوابگاه يعني چه! معاون پژوهشي هم همين طور. اينها فضا را مي*شناسند. يعني كساني را مي*گذاريم كه خيلي اتو كشيده و عصا قورت داده با دانشجو برخورد نكنند؛ احساس خوابگاه را داشته باشند، احساس دانشجويي را داشته باشند و با دانشجو برخورد احساسي عاطفي بكنند، سعي كنند كه پدر باشند براي دانشجو.

معاون دانشجويي ما در طول سال مرتبا ديدار دارد از خوابگاه*ها. چيزي حدود 5 تا 6 هزار نفر در خوابگاه*ها هستند. گروهي از مسئولان دانشگاه را با خود مي*برد، معاون پژوهشي را، معاون آموزشي را، مدير كل خدمات را، مدير كل دانشجويي را مي*برد. اين*ها در اين فضاي خوابگاه مي*نشينند مسائل مختلف*شان را مطرح مي*كنند. بنده سايت خودم در دسترس همه است، هر كسي هر چه دلش مي*خواهد روي سايت من مي*نويسد بلافاصله هر روز صبح بنده سايتم را چك مي*كنم، دانشجو يك ارتباط الكترونيكي مستقيم با من دارد.

هر نامه*اي را كه مي*خواهد بنويسد بلافاصله روي اين سايت بنده مي*آيد، اگر من نباشم، منشي مي*خواند و تلفني از من مي*پرسد كه دانشجو همچين تقاضايي دارد. به چه كسي ارجاع كنيم. بنده تلفني اين كار را انجام مي*دهم. شماره پيگيري هم دارد كه دانشجو متوجه شود كارش به كدام معاونت ارجاع شده است.

اگر جايي حق با دانشجو باشد و خلاف شده، بنده بايد برخورد كنم؛ بعضي وقت*ها هم مي*نويسم دانشجوي عزيز ببخشيد ديگر قانون بيش از اين اجازه نمي*دهد. من اعتقادم اين است كه ما در نظام تربيتي اگر صادقانه بدون غرض با يك هدف خدمتگزاري وارد كار شويم و دانشجو احساس كند ما صادقيم و تبعيض نمي*خواهيم داشته باشيم و واقعا مي*خواهيم مشكلش را حل كنيم، با ما هم نوا و همصدا مي*شود.

ولي اگر احساس كرد ما سركارش گذاشتيم، دور باطل ايجاد كرديم دائم از يك نقطه به نقطه ديگر پاسش مي*دهيم عصباني مي*شود؛ قطعا در مقابل ما موضع مي*گيرد و ما بايد كاري كنيم كه دانشجو ما را صادقانه به عنوان خدمتگزار خودش ببيند حالا يك جا هم ممكن است دانشجو از اين فضا استفاده كند و رفتاري از او سر بزند، آنجا هم بايد تحمل كنيم، يك مقدار صبور باشيم بالاخره تندي*ها را تحمل كنيم. اين برخورد را ائمه به ما ياد داده*اند.

- براي فضاي فكري و علمي دانشگاه چه كارهايي انجام شده است؟ شايد برخي اعتراض داشته باشند كه فضاي دانشگاه علامه يك فضاي بسته*اي شده؛ در تبليغات انتخاباتي بعضي نامزدهاي رياست جمهوري هم ديديم كه انگار تكيه كلامشان اين بود كه فضاي دانشگاه*ها امنيتي شده است و ...؛ واقعاً اينطور است؟ يك چنين فضايي در دانشگاه داريم؟

بنده به هيچ عنوان چنين فضايي را بر دانشگاه*ها حاكم نمي*بينم؛ حداقل در مورد دانشگاه علامه به عنوان كسي كه صبح تا شب در دانشگاه هستم مي*توانم بگويم در اين شش سال ما جلسات گفت*و*گوي بسيار گسترده*اي داشتيم، مخالف و موافق با هم گفت*وگو كردند. من اسم*ها را نمي*برم، از هر طيف در اين گفت*وگوها بود؛ اما در اين وسط نه دعوا بود، نه يقه*گيري بود، نه زنده*باد و مرده*باد بود، نه جسارت و فحش بوده است؛ بلكه نشسته*اند گفت*و*گو كرده*اند و حرف*هايشان را بيان كرده*اند.

آن هم بر اساس منطق قرآني «قل هاتو برهانكم ان كنتم صادقين». يعني بياييد برهانتان را بگوييد، دليلتان را بگوييد اگر صادقيد؛ چون محيط دانشگاهي محيط علمي است، در محيط*هاي علمي هر چه استدلال قوي*تر باشد، منطق قوي*تر باشد، مفاهيم گويا*تر باشد، گرايش*ها بهتر و صحيح*تر است. برعكس اگر هيچ كدام از اين*ها نباشد، خود به خود آن اثربخشي را نخواهد داشت.

به خصوص در اين انتخابات اخير ده*ها جلسه از طرفداران داوطلبان نامزد رياست جمهوري آمدند صحبت كردند، گاه خودشان مستقيم آمدند، گاه دوستانشان آمدند، گاه طرفدارانشان از هر طيف و جرياني. اين كه خيال كنيد فقط يك گروه خاص آمده است نه؛ همه طيف*ها و جريانات آمدند گفت*وگو كردند، الحمدلله بدون اين كه تنشي ايجاد شود پرسش و پاسخ شده است؛ دانشجو سؤال كرده است و آقايان هم جواب دادند.

ما در دانشگاه دنبال اين نوع حركت*هاي سياسي هستيم كه در واقع فكر سياسي و شخصيت سياسي و انديشه سياسي بر اساس معيارهاي انساني و آن نگرش ديني حاكم شود چون هر چقدر ما در اين جهت حركت كنيم آن وقت است كه مي*توانيم در مقابل حق و باطل موضع گيري مناسب داشته باشيم، ولي اگر دائم آمديم كف زديم، داد كشيديم، فرياد زديم و شعارهاي بي*مبنا داديم آن وقت است كه موضع گيري*هايمان خيلي موضع گيريهاي منطقي نمي*شود.

- در مورد فضاي فكري و علمي چطور؟
آن هم به همين شكل؛ بنده كه رياست دانشگاه را به عهده گرفتم اينجا گروه قرآن نداشت! دانشكده علامه طباطبايي كه به نام مفسر بزرگ قرآن است، گروه قرآن نداشت! به نام فيلسوف بزرگ اسلامي است، فلسفه اسلامي نداشت!

- جدي مي*فرماييد!؟ تصور اين است كه اينها بايد جزو اولين رشته*هاي اين دانشگاه باشد ...
خدا را گواه مي*گيرم وقتي آمديم هيچ كدام از اينها نبود! 4، 5 سال است گروه فلسفه اسلامي را داير كرديم از ليسانس تا دكترا. بعد گروه قرآني را داير كرديم، نداشتيم اين*ها را. ليسانس، فوق ليسانس، امسال هم دكترايش را. يك دانشكده الهيات تأسيس كرديم حالا اين دانشكده الهيات بايد توسعه پيدا كند اين دانشكده الهيات بايد گروه فقه و مباني در ابعاد مختلف و متعددش بيايد، فرهنگ و تمدن اسلامي بيايد، تاريخ دول و ملل اسلام بيايد. مثلا زبان*هاي خارجي ما، ادبيات ما و معارف ما در يك دانشكده جمع هستند.

4000 نفر دانشجو هستند در يك مكان! حالا اين*ها شده است سه تا دانشكده، يكي دانشكده الهيات، يكي دانشكده زبان*هاي خارجي، يك دانشكده زبان فارسي. زبان فارسي را حضرت آقا يك مأموريت جديدي دادند، فرمودند بايد زبان اول علمي شود. خب اين چه موقعي مي*توانست تحقق يابد. وقتي گروه را با جديت تمام در يك دانشكده مجزا قرار داديم با سه گروه زبان فارسي، زبان عربي و زبان شناسي كه اين سه تا به هم ريشه دارند.

دانشكده زبان*هاي خارجي مان دارد پيش مي*رود، در دستور كار امسال*مان دو تا زبان را اضافه كرديم. زبان روسي نداشتيم اضافه شده است زبان چيني هم نداشتيم براي بهمن دانشجو گرفتيم و آن هم اضافه شده است. يا مثلا ما در دانشگاه رياضي داريم، آمار داريم، رايانه هم داريم اما دانشكده*اش را نداشتيم؛ آمديم يك دانشكده رياضي-رايانه تشكيل داديم. با سه گروه آمار، گروه رياضي، گروه رايانه. از فوق ليسانس دانشجو مي*گيرند.

دانشكده حسابداري و مديريت تأسيس كرديم، يك دانشكده ورزش راه انداختيم. سالن*ها را ايجاد كرديم، استخر را ايجاد كرديم، الان دنبال زمين چمن و واليبال و اين*ها هستيم. اعتقادمان اين است كه هر چه ورزش را در جامعه و در دانشگاه و در جوانان*مان توسعه دهيم سلامت فكري بچه*ها بيشتر مي*شود. دانشجو وقتي اين كارها را مي*بيند چه قضاوت مي*كند؟ مي*گويد اين*ها خدمتگزار ما هستند، ارباب ما نيستند.

حالا هر چه از بيرون فشار سياسي بياورند، القا بكنند، دانشجو وقتي مي*بيند معاون من نصف شب مي*رود خدمت او مي*گويد مشكلت چه هست و حل مي*كند متوجه مي*شود كه ما خدمتگزار اوييم. معاونت فرهنگي و دانشجويي بعضي وقت*ها گزارش مي*دهد كه دانشجويان 100 نفر، 60 نفر، 80 نفر وضع مالي*شان بد است پيشنهاد مي*كند، ما اين قدر به اين*ها بدهيم. موافقت مي*كنيم و بهشان كمك مي*كند، چون در غير اين صورت مشكل پيدا مي*كنند، ما مشكلات بچه*ها و شرايط روحي و اخلاقي*شان برايمان خيلي مهم است.

- فرموديد اخلاق بچه*ها و مشكلات اخلاقي بچه*ها برايتان مهم است؛ من از همين جا مي*خواهم وارد يكي از قسمت اصلي بحث*مان بشوم؛ حاج*آقا شريعتي! يك حرف*هايي درباره شما مي*زنند؛ به گوش خودتان هم رسيده است؟
مثلاً چه حرف*هايي

- مثلاً اينكه سخت*گير هستيد؛ براي دانشجويان محدوديت ايجاد مي*كنيد و از اين حرف*ها ... شايد خودتان بهتر از من بدانيد ... مي*خواهيم از خودتان بپرسيم كه ماجرا چيست؟
بله از اين حرف*ها شنيده*ام اما واقعيت چيز ديگري است، بسياري از مطالب حاصل القائات مسموم است؛ خيلي وقت*ها پيش آمده بچه*هايي كه نامه نوشته*اند و گفته*اند ما در فلان جا، فلان كار را كرديم عذر مي*خواهيم، ببخشيد؛ ما فريب خورديم يا تحت تأثير القائات فلان استاد و فلان شخص سياسي قرار گرفتيم و اشتباه قضاوت كرديم و حالا فهميديم كه مسأله اشكال دارد، عذر مي*خواهيم.

اين يك واقعيت است، وقتي كه پيش داوري مي*شود، يك پندار منفي براي افراد به وجود مي*آيد. متأسفانه در مورد شخص من، يك خرده پيش داوري*ها از جريانات سياسي وجود دارد سعي مي*كنند به دانشجو*ها القا كنند كه دانشگاه چنين است، چنان است؛ رئيسش چنين است چنان است؛ سخت مي*گيرد؛ در حاليكه ما قانون*مداري را در مجموعه حاكم كرديم. آن جايي كه قانون خشن است و باعث اصطكاك مي*شود، آنجا هم با عطوفت و مهرباني مسائل حاشيه*اي را يك مقدار تلطيف مي*كنيم و تا جايي اين كار را مي*كنيم كه به آن اصل حاكميت قانون خدشه*اي وارد نشود.

- چرا آقاي شريعتي؟ چرا به دانشجويان القا مي*كنند؟ مگر چه كار مي*كنيد با دانشجويان؟ چرا در مورد افراد ديگر چنين نمي*كنند؟ لابد يك خبري هست ديگر ...
... بلاتشبيه؛ بر سر پيغمبر خدا هم آشغال مي*ريختند، ما كه چيزي نيستيم. هميشه يك سري هستند كه نمي*خواهند حرف حق به گوش برسد. مي*گفتند حرف*هاي پيغمبر را گوش ندهيد. وقتي كه مي*رويد پيش پيغمبرگوش*هايتان را بگيريد. عليه آن بزرگوار هم القائاتي مي*كردند كه فلان است؛ حالا ما كه كوچك*تر از اين حرف*ها هستيم. بنده كار شخصي ندارم.

برويد در دانشگاه بپرسيد كه آيا شريعتي اين كار شخصي را براي خودش كرده است؟ براي قوم و خويش*هايش كرده است؟ اين منفعت شخصي را برده است؟ نه! از وقتي آمده*ام اينجا از سال 66 يا 65 كه آمده*ام دانشگاه در خدمت دانشگاه بودم. در دانشكده روانشناسي بودم همين طور. معاونت بودم همين طور.

الان كه رئيس دانشگاه هستم همين طور. تمام تلاشم اين است كه دانشگاه علامه رشد كند از حالت ملوك الطوايفي بيرون بيايد. يك شخصيت واحدي بگيرد، همه بر اساس يك هدف عالي دست به دست هم بدهند. سعي نكنند طايفه گرايي كنند. شما الان طايفه گرايي*ها را مي*بينيد در جهان، همين جرياني كه در سوريه است، جرياني كه در مصر اتفاق افتاده است.

يكي مي*كِشد اين طرف، يكي مي*كِشد آن طرف، اين وسط اين ملت و مملكت است كه ضربه مي*خورد؛ دانشگاه هم همين طور است؛ من تمام تلاشم اين است كه طايفه*گرايي را در دانشگاه از بين ببرم و بر اساس يك سيستم علمي و منطقي پيش برويم لذا از وقتي كه اين اتفاق در دانشگاه افتاده است رشد علمي ما مضاعف شده؛ مقالات ما تقريبا چندين برابر شده است مجلات ما، وقتي بنده مسئوليت را بر عهده گرفتم ما 3 مجله پژوهشي داشتيم الان رسيده است به 30 تا مجله؛ الان دانشجوي فوق ليسانس ما رساله مي*دهد. مقاله مي*دهد براي چاپ. دانشجوي دكتراي ما مقاله مي*دهد.

ما موظف كرديم دانشجوي دكترا را كه مقاله*اش بايد چاپ شود. اين كار طبق آيين*نامه است. خب روز اول كه شروع كرديم گفتند اين چه كاري است آقاي شريعتي؟ اين زور است؟ اما الان همه*شان خوشحالند. مي*گويند شما باعث شديد كه من اگر فردا خواستم عضو هيأت علمي شوم و گفتند مقاله داري، سربلند باشم. حالت نشاط و انضباط خاصي به وجود آمده. الان به طوري كه معاونت پژوهشي خبر دادند رتبه ما درمقالات رسيده است به رتبه هفتم.

در حالي كه اگر گذشته ما را ببينيد اصلا همچين چيزي نبوده است. بنده چه كار مي*كنم؟
مي*گويم بايد مقاله چاپ شود. بايد مقاله را ارائه كنيم. آيين نامه بايد اجرا شود. روزهاي اول سخت است ولي هر چه كه جلو مي*آيند خودشان در آينده مي*گويند كه چه كار خوبي بود.

- البته اين*ها يك بخش قضيه است! يك چيزهاي ديگري هم مي*گويند ... درباره جدا شدن كلاس*ها و ... فكر كنم شما اولين دانشگاهي هستيد كه اين كار را انجام داديد، يعني كلاس*هاي دختران و پسران را مجزا كرديد؛ چرا؟ چطور شد كه اين تصميم را گرفتيد؟ چون مي*دانيد خيلي*ها در برابر اين كار شما موضع گرفتند ... حالا اين كار نتيجه*اي هم داشته است؟
البته كه نتيجه داشته، من با هر كسي كه در اين زمينه شبهه*اي داشته باشد حاضرم صحبت كنم و كاملاً با دليل، با آمار و ارقام، با تجربه*هايي كه در اين چند سال نصيبمان شد، او را قانع كنم كه اين كار، علاوه بر اينكه مطابق نص صريح قانون است، خيلي هم مفيد و كارآمد است.
يادتان هست دو سال قبل، سه سال قبل، سعادت آباد، پل مديريت؛ آن پسر 28 ضربه چاقو زد به آن دختر خانم. متأسفانه هر دوي آنها دانشجوي ما بودند. دانشجوي دانشكده ادبيات ما بودند. اولش يك خرده جرايد دلسوزي كردند و گفتند بايد ريشه مشكلات را پيدا كرد اما آخرش چه شد، تمام شد.آن پسر را هم اعدام كردند؛ خدا شاهد است وقتي من پدرش را ديدم آتش گرفتم، يك پيرمرد رنج ديده و زحمت كشيده؛ آخرش چه شد؟ هيچي.

آيا اصل مسأله پاك شد؟ ما ريشه*يابي كرديم، ديديم اين*ها كنار هم در كلاس نشسته*اند، گفت*و*گويي كرده*اند، خنده*اي كرده*اند، پيامكي داده*اند، پيامكي گرفته*اند، جزوه*اي و از اين جور چيزها. اين پسر خيال كرده است اين دختر دلش او را مي*خواهد. بعد رفته خواستگاري و جواب منفي شنيده، بعدش هم تهديد كرده و باقي ماجرا. اين كه ما آمديم ساماندهي كلاسها را انجام داديم به خاطر جلوگيري از همين مفاسد است.

مادري آمد اين جا پيش من گريه مي*كرد، مي*گفت آقاي شريعتي دخترم هم شوهر دارد، هم بچه دارد؛ اما يك پسر دانشجو نشسته است زير پايش دارد از بين مي*بردش. رفتم هر دو را آوردم اين جا با آنها صحبت كردم. ديدم خانم فوق ليسانس است، پسر ليسانس. متعجب بودم چه طور شده است كه اين زن فوق ليسانس با يك پسر ليسانس همنشين شده! از خودش پرسيدم، گفت من چند درس پيش نياز داشتم، من را فرستادند درس*هاي پيش نياز را در گروه اين*ها بگيرم و كنار اين پسر نشستم و... مادرش كه آمده بود پيش من، گريه مي*كرد؛ مي*گفت بعضي شب*ها 5 ساعت ، 6 ساعت تلفن به هم مي*زنند، كار بالا گرفته و شوهر اين زن شكايت كرده است و ماجرايي كه اين خانواده را از هم پاشيده است. ما نمي*دانيم كه اين*ها چه تبعات اجتماعي در زندگي*شان و بچه*شان دارد. اين*ها را من با چه زباني بگويم! به چه كسي بگويم! بلند شوم بروم به مردم بگويم!

حالا ما اين جا چه كار كنيم؟ همين طور بايستم بگويم من رئيس هستم و دلم به اين خوش باشد! اين*هايي كه عرض كردم فقط چند نمونه بود؛ ما همه اين*ها را ديديم و اقدام كرديم براي حل ريشه مشكلات. حالا بعضي*ها دائم در بوق و كرنا مي*كنند نه چيزي نبود. يعني چه كه چيزي نبود! آيا نگاه كرديد كه چيزي هست يا نيست؟ چه طور ما مي*بينيم، شما نمي*بينيد؟ شما چشمتان را به كوري زده*ايد يا كورچشمي پيدا كرده*ايد.

شواري عالي انقلاب فرهنگي قانون گذاشته است كه اگر دانشگاهي توان دارد، كلاس*ها را جدا كند. اين قانون براي امسال و پارسال هم نيست، براي بيش از 20 سال قبل است. بنده احساس كردم دانشگاه ما هم توان اين كار را دارد و هم شرايط اين كار را، مسائل مالي اش هم كه بهتر شده است. آمدم كلاس*ها را جدا كردم.

شما الان دفترچه*هاي انتخاب رشته را بگيريد، ما در دفترچه*ها چهار سال است داريم مي*نويسيم روزانه 15 پسر، 15 دختر، شبانه 15 پسر، 15 دختر. همه دفترچه*هايمان همين طور است. در مجموع در هر كلاس مي*شود 30 دختر، 30 پسر. بازده كلاس*هايمان بالا رفته است.

استاد به من مي*گويد آقاي شريعتي! خدا پدرت را بيامرزد، تو باعث شدي كه ما سر كلاس كه مي*رويم مثال دخترها را از خودشان بزنيم، پسرها را از خودشان. حالا مطابق شأن خودشان سر كلاس حرف مي*زنيم. تعارف كه نداريم! دخترها مي*آيند مي*گويند به ما عزت داديد، ما مي*رفتيم پاي تخته گزارش بدهيم، سمينار بدهيم، از آن ته كلاس متلك به ما مي*گفتند آب مي*شديم پاي تخته از خجالت. حالا به طور كامل سؤالاتمان را مي*پرسيم، كنفرانس*مان را هم مي*دهيم، هيچ كسي هم نيست كه به ما متلك بگويد و بسيار بسيار راضي*اند از كلاس*ها.

فوايد اين كار را در رشد كيفي دانشجويان هم مي*بينيم، براي مثال از وقتي اين كار را كرديم معدل*هاي دانشجويان تا دو نمره رشد كرده است، قبولي*هاي ما زياد شده است. ما سال اول بيش از 1200 مشروطي داشتيم، كلاس*ها را كه مجزا كرديم به كمتر از 600 نفر رسيد.

يعني نصف شد حتي كمتر از نصف. اين همه استدلال پاي اين كار هست، خانواده*ها تشكر مي*كنند، دخترها تشكر مي*كنند، اساتيد تشكر مي*كنند. برويد آمار كميته انضباطي را ببينيد، آن زمان اگر نگاه كنيد ده*ها پرونده داشتيم از مسائل مختلف اما الان ما پرونده*اي در كميته انضباطي نداريم، به حداقل رسيده است. چرا؟

چون تا پيش از اين كار عملا آتش و پنبه را كنار هم مي*گذاشتيم و انتظار داشتيم اتفاقي نيفتد! طبيعت و سرشت اين است كه پالس رواني به هم داده مي*شود. چرا اسلام گفته است اگر خانمي جايي نشست و بلند شد، آقا ننشيند جايش. چرا؟ براي اين كه اين گرما و اين آثار رواني منتقل مي*شود.

الحمدلله امسال سال چهارم است كه اين كار اجرا مي*شود. البته دولت قبل هم يك كم با ما در اين قضيه مسأله داشت، يك روزي به ما گفتند آقاي شريعتي! شنيديم مي*خواهيد كلاس*ها را جدا كنيد؛ گفتم دير شنيديد! سه سال است كه اين كار را كرده*ايم. آثارش را هم برايشان توضيح دادم، تعجب كردند و قانع شدند.

من اين را به كه بگويم! روزي كه ما آمديم، در دانشكده حقوق، بر سر يك دختر چهار تا پسر چاقو كشيدند! باور مي*كنيد؟ در دانشگاه چاقو كشيدند! رئيس دانشكده مي*داند، استادهايش مي*دانند؛ موقع امتحانات خرداد بود در همين حياطي كه داريد مي*بينيد اين اتفاق افتاد، اما خدا را گواه مي*گيرم برويد همان حياط را نگاه كنيد، اصلاً همه دانشگاه را نگاه كنيد؛ مي*بينيد دخترها يك گوشه نشسته*اند بين دو امتحان سؤال مي*كنند، درس مي*خوانند؛ پسرها هم آن طرف درسشان را مي*خوانند، نه اين*ها به آنها كار دارند، نه آن*ها به اين*ها. اين* براي من ارزش است، من سجده شكر به جا آوردم. ورودم آن طور بود و امروز اين طور است؛ اين براي من خيلي ارزش است. من الان احساس مي*كنم آرامم. خدا را شاهد مي*گيرم، آرامش دارم.

شما برويد در دانشگاه بچرخيد، نگاه كنيد اين رفت و آمدها چه طور شده است. ديگر ارتباطات مثل آن روزها نيست؛ حواسشان به درس است، آن روز به بهانه جزوه، به اين بهانه كه استاد چه گفت؟ سؤال چه بود؟ برخي ارتباطات ناسالم برقرار مي*شد، پشت سر اين ارتباطات مسائل بعدي بود كه يك مقدار اندكي را براي شما گفتم. حالا بعضي*ها جنجال مي*كنند؛ در روزنامه و سايت*هايشان غير منصفانه عليه ما مي*نويسند! حتي حاضر نيستند بيايند دلايل ما را بشنوند! يك طرفه به قاضي مي*روند، حكم صادر مي*كنند و عليه ما تيتر مي*زنند.

- نظر بعضي اين است كه حالا شما اينجا جلويش را گرفتيد، آنها مي*روند در خيابان و كار خودشان را مي*كنند ...
اين ديگر از آن استدلال*هاي عجيب و غريب است! واقعا ما بايد دانشگاه را مركزي بكنيم براي اين كه دخترها و پسرها در خيابان نروند و ... ! خيابان به عهده من نيست، مسئول خودش را دارد. بنده وظيفه*ام اين جاست؛ در اين جا جلويش را بگيرم، خيابان هم هر كسي مسئولش است، انجام دهد. خدايا تو شاهد باش، با زبان روزه دارم مي*گويم، تا حالا هر چه دختر آمده است پيش من، اظهار رضايت كرده است. بعضي پسرها هم راضي*اند، البته نه همه آنها!

بعضي پسرها هم دائم از من سؤال مي*كنند آقاي شريعتي ما مي*خواهيم شما را ببينيم. مي*گويم چه كار داريد؟ مي*خواهيم نمره مان را ببنيم. تعجب كردم! خب نمره را بايد از استاد بگيرند، مدير گروه هست، رئيس دانشكده هست. بعد ديدم يك چيزي در دلش دارد، يك حرفي دارد. گفتم حرف آخرت را بگو. گفت پس ما كي با اين دخترها آشنا شويم؟ گفتم خب حالا فهميدم، من يك راهي به شما مي*گويم.

مي*روي به مادرت سلام من را مي*رساني و مي*گويي اين آقا سيد گفت برو در بين اقوام و آشنايان و محله*ها بچرخ يك دختر خوب براي من پيدا كن و براي من زن بگير. راه حلش اين است و الا با اين ارتباطاتي كه شما در دانشگاه پيدا مي*كنيد، چهار روز ديگر از هم جدا مي*شويد. شما برويد از معاونت دانشجويي بپرسيد اين ازدواج*هايي كه از آشنايي در كلاس و دانشگاه شروع مي*شود چقدر دوام دارد؟ اكثرشان به طلاق منجر مي*شود. همديگر را در دانشگاه مي*بينند دلبستگي پيدا مي*شود، چهار روز ديگر يك چاخان*تر و يك آدم پررو*تري پيدا مي*شود حرف*هاي ديگري مي*زند و اين*ها از هم جدا مي*شوند.

- حاج*آقا مي*گويند شما اساتيد را به صورت اجباري بازنشسته كرده*ايد ...
يك عده از استادها اخراج بودند به خاطر همين مسائل، سوء رفتار با دختران مردم؛ ما براي حفظ احترام و شأن*شان بازنشسته *شان كرديم. خدا مي*داند ناگفته*هايي در دل دارم كه اگر بگويم استخوان*ها مي*تركد. بعضي موقع*ها ما نمي*خواهيم اين*ها را بگوييم. در دلم صحنه*هايي هست شرعا حق گفتن ندارم!
انصاف نيوز

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۹:۱۸:۱۲ توسط:sana موضوع:

چت باکس


صفحات وبلاگ

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ]

RSS

POWERED BY
sitearia.ir

اینستاگرامی ها

  دستگاه برش لیزر  /  تور نجف /  دوربین مداربسته بیسیمسئو کار حرفه ای  / تشک بادی /  رزرو هتل /  هتل اسپیناس پالاس / ثبت آگهی رایگان / آهنگ پیشواز / خدمات نظافتی در مشهد / باربری / بسته بندی لوازم منزل / دانلود بازی اندروید / دانلود نرم افزار اندروید /انجام پروژه متلبچت رومطراح و بهینه ساز سئو سایت سیروتا / لوله PVC / اتوبار / اجاره جرثقیل