بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

جالب ترين خطاهاي ديد

خواندنيهاي ديدني

در نگاه اول يك پيرمرد (با دو چشم!!) را سوار بر اسب مي‌بينيد، درسته!؟ پس بيشتر دقت كنيد.

به نظر شما كداميك از اين سربازهاي وظيفه!! قدبلندتر هستند!؟

در نگاه اول صورت يك سامورايي را مي‌بينيد!؟ بيشتر دقت كنيد تا بدن آن اسكيمو را هم ببينيد.

دو دايره مياني را در تصوير زير به دقت ببينيد، كدام بزرگتر است!؟ (اشتباه كرديد! برابرند)

اين خط ها بنظر كج هستن ولي موازين!

بنظر مارپيچه اما چند دايره تو همه

اين عكس متحرك نيست اما چشم ما اونو با موج مي بينه



تو اين عكس دو دختر و يك مرد هست مي تونيد اسب رو پيدا كنيد؟


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۲:۰۶:۲۷ توسط:sana موضوع:

ماجراي قهركردن گنجشك با خدا





روز ها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا مي‌گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي‌گفت: مي آيد؛ من تنها گوشي هستم كه غصه‌هايش را مي‌شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي‌دارد.
و سرانجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست. فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشك هيج نگفت. و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگيني سينه توست. گنجشك گفت: “لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سر پناه بي كسي ام. تو همان را هم از من گرفتي. اين طوفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي از لانه محقرم؟ كجاي دنيا را گرفته بود؟” و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آن گاه تو از كمين كار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي. اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۲:۰۶:۱۴ توسط:sana موضوع:

داستاني عاشقانه و پند آموز


پس از 11 سال زوجي صاحب فرزند پسري شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسيار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود كه روزي مرد بطري باز يك دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده كرد و چون براي رسيدن به محل كار ديرش شده بود به همسرش گفت كه درب بطري را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به كل فراموش كرد.
پسر بچه كوچك بطري را ديد و رنگ آن توجهش را جلب كرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسموميت شديد شد و به زمين افتاد. مادرش سريع او را به بيمارستان رساند ولي شدت مسموميت به حدي بود كه آن كودك جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسيار از اينكه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.
وقتي شوهر پريشان حال به بيمارستان آمد و ديد كه فرزندش از دنيا رفته رو به همسرش كرد و فقط سه كلمه بزبان آورد.
فكر ميكنيد آن سه كلمه چه بودند؟
شوهر فقط گفت: "عزيزم دوستت دارم!"
عكس العمل كاملاً غير منتظره شوهر يك رفتار فراكُنشي بود. كودك مرده بود و برگشتنش به زندگي محال. هيچ نكته اي براي خطا كار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت ميگذاشت و خودش بطري را سرجايش قرار مي داد، آن اتفاق نمي افتاد. هيچ دليلي براي مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نيز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چيزي كه در آن لحظه نياز داشت دلداري و همدردي از طرف شوهرش بود. آن همان چيزي بود كه شوهرش به وي داد.
گاهي اوقات ما وقتمان را براي يافتن مقصر و مسئول يك روخداد صرف مي كنيم، چه در روابط، چه محل كار يا افرادي كه مي شناسيم و فراموش مي كنيم كمي ملايمت و تعادل براي حمايت از روابط انساني بايد داشته باشيم. در نهايت، آيا نبايد بخشيدن كسي كه دوستش داريم آسان ترين كار ممكن در دنيا باشد؟ داشته هايتان را گرامي بداريد. غم ها، دردها و رنجهايتان را با نبخشيدن دوچندان نكنيد.
اگر هركسي مي توانست با اين نوع طرز فكر به زندگي بنگرد، مشكلات بسيار كمتري در دنيا وجود مي داشت.
حسادت ها، رشك ها و بي ميلي ها براي بخشيدن ديگران، و همچنين خودخواهي و ترس را از خود دور كنيد و خواهيد ديد كه مشكلات آنچنان هم كه شما مي پنداريد حاد نيستند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۲:۰۶:۰۱ توسط:sana موضوع:

پيامكهاي غمناك سيگار

صبحي كـــه بجـــاي عـــشق با سيـــگار شروع بـــشه . . .
يــــك شــــــروع دوبـــاره نيــــست
امـــــتداد پايان اســــت
بــــــراي كــــسي كه ديــگر امــــيدي بـــه ادامه نـــدارد !!

SadSad
صبحي كـــه بجـــاي عـــشق با سيـــگار شروع بـــشه . . .
يــــك شــــــروع دوبـــاره نيــــست
امـــــتداد پايان اســــت
بــــــراي كــــسي كه ديــگر امــــيدي بـــه ادامه نـــدارد !!

SadSad
باشي يا نباشي زندگي ميگذرد !
اگر باشي با تو
اگر نباشي با سيگار …

SadSad
ته سيگارهايم پوكه هاي خاطرات است كه شليك مي كنم وسط مغزم …
مي كشد مرا اما شايد تو را فراري دهم از ذهنم !!!
همه را خطا زدم …
پاكت بعدي ، خشابي ديگر …

SadSad
گاهي دوست دارم بدون پك زدن فقط بنشينم و نگاه كنم كه سيگارم چگونه ميسوزد …
شايد آخر فهميدم چه لذتي ميبري از تماشاي سوختن من ؛ شايد آخر قانع شدم !



Sad
سيگار يه درس خوبي به من داد :
به پاي كسي بسوز كه نفسشو خرجت كنه …

SadSad
بچه كه بودم نقاشي ميكشيدم
بزرگتر شدم از هيجان جيغ ميكشيدم
فهميدم چه خبره دور و برم ، درد كشيدم
حالا ديگه نه درد ميكشم نه جيغ نه نقاشي !!!
سيگار ميكشم …

SadSad
يك فنجان قهوه پر
يك صندلي لهستاني نو كه جير جير نمي كند
يك سيگار سالم روشن نشده
يه كافه روشن روشن
و ذهني خالي از تو …

SadSad
نخي سيگار ، پكي عميق و لبخند تو رووي ديوار …
دود مي شويم همه با هم امشب !

SadSad
تو سيگار رو خاموش كن تا بگم
چطور ميشه با گريه هم دود شد
چطور ميشه با خنده هم زخم خورد
چطور ميشه با عشق نابود شد …

Sad خواستم با يكي درد دل كنم ، اول ازش پرسيدم سيگار داري ؟Sad
گفت ميخواي بكشي ؟

گفتم نه تو بكش تا طاقت حرفامو داشته باشي …


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۲:۰۵:۴۸ توسط:sana موضوع:

اس ام اس غمناكــــــــ

هــر قدر هـــــم كـــه محكــــم باشــــي,
يـــك نقطـــــه,
يـــك لبخنـــــد,
يـــك نگــــــــاه,
يـك عطر آشنـا,
يــك صــــــــدا,
يــك يـــــــــــاد,
از درون داغونـــت مي كــــند,
هــر قدر هـــــم كـــه محكــــم باشــــي…!



SadSad


وقتي يه آدم ميگه
هيچكس منو دوست نداره ،
منظورش از هيچكس
يك نفر بيشتر نيست . . .
همون يه نفري كه واسه اون همـــه كسه !



SadSad
وقتي يه آدم ميگه
هيچكس منو دوست نداره ،
منظورش از هيچكس
يك نفر بيشتر نيست . . .
همون يه نفري كه واسه اون همـــه كسه !

SadSad
سـكـــــــه ي زنـدگـيم
شـيـــــــر نـدارد
امــــــــا
هـمـيـن خـطـي
كـه مـــــــرا بـه تــــــو
وصـــــــــــــــــل
نـگـه مـي دارد را
دوســـــــت دارمـــ …
.
SadSad
خالي تر از سكوتم …
انبـوهــي از ترانـه
بــا يـاد صبـح روشـن اما …
اميـد باطل
شب دائـمي ست انـگار …
.

SadSad
همـچـون ساعـت شني شــده ام
كــه نـفــس هـاي آخـرش را مـيـزنـد
و الـتـمـاس مـيـكــنــد
يـكـي پـيـدا شـود و بـرش گــردانـد
مــن هــم …
نه …! !
لـطــفـا بـرم نـگــردانـيـد ! ! !
بــگـذاريــد تــمام شــوم …
.
SadSad

درست زماني كه سرت جاي ديگري گرم است ؛ دل من همينجا يخ ميزند !
چه فاصله زيادي است از سر تو تا دل من . . .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۲:۰۵:۳۴ توسط:sana موضوع:

مردان در ويترين اين مغازه براي فروش به دختران مجرد!!+تصاوير

به‌تازگي فروشگاه بزرگي در پاريس افتتاح شده است كه ويژه زنان مجرد است. با گشايش اين مغازه ديگر زنان مجرد فرانسوي نياز به دوست‌شدن با مردان در خيابان‌ها يا محل‌هاي ديگري ندارند، بلكه مرداني در ويترين‌هاي اين فروشگاه وجود دارند كه مي‌توانند آنها را پسنديده و بخرند.




مرداني كه مي‌خواهند در اين فروشگاه به فروش برسند بايد در سايت اين فروشگاه نام بنويسند و به عضويت فروشگاه درآيند. در اين فروشگاه مشخصات و بهاي هزاران عضو اين فروشگاه در اختيار دختران مجرد قرار داده مي‌شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۲:۰۵:۲۰ توسط:sana موضوع:

خاموشي ابدي خروپف زن(بخونيدش)

زن و شوهر پيري با هم زندگي مي كردند. پير مرد هميشه از خروپف همسرش شكايت داشت و پير زن هرگز زير بار نمي رفت و گله هاي شوهرش رو به حساب بهانه گيري هاي او مي گذاشت. اين بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اينكه يك روز ... پيرمرد براي اينكه ثابت كند زنش در خواب خروپف مي كند و آسايش او را مختل مي كند ضبط صوتي را آماده كرد و شبي همه سر و صداي خرناس هاي گوشخراش همسرش را ضبط كرد. پير مرد صبح از خواب بيدار شد و شادمان از اينكه سند معتبري براي ثابت كردن خروپف هاي شبانه او دارد به سراغ همسر پيرش رفت و او را صدا زد، غافل از اينكه زن بيچاره به خواب ابدي فرو رفته بود! از آن شب به بعد خروپف هاي ضبط شده پيرزن، لالايي آرام بخش شبهاي تنهايي او بود
SadSadSadSadSad


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۲:۰۵:۰۶ توسط:sana موضوع:

دلبستگي به كفش ها....

دلبسته ي كفشهايم بودم !

كفش هايي كه يادگار سال هاي نو جواني ام بودند ، دلم نمي آمد دورشان بيندازم...

هنوز همان ها را مي پوشيدم اما كفش ها تنگ بودند و پايم را مي زدند

قدم از قدم اگر بر مي داشتم زخمي تازه نصيبم مي شد

سعي مي كردم كمتر راه بروم زيرا كه رفتن دردناك بود





مي نشستم و زانوهايم را بغل مي گرفتم و مي گفتم :چقدر همه چيز دردناك است ، چرا خانه ام كوچك است و شهرم و دنيايم ..؟!

مي نشستم و مي گفتم : زندگيم بوي ملالت مي دهد و تكرار و مي گفتم: خوشبختي تنها يك دروغ قديمي است ...

مي نشستم و به خاطر تنگي كفشهايم جايي نميرفتم ، قدم از قدم بر نميداشتم ، مي گفتم و مي گفتم ...

پارسايي از كنارم رد شد

عجب ! پارسا پا برهنه بود و كفشي بر پا نداشت و مرا كه ديد لبخندي زد و گفت: خوشبختي دروغ نيست اما شايد تو خوشبخت نشوي زيرا خوشبختي خطر كردن است و زيباترين خطر، از دست دادن...

تا تو به اين كفش هاي تنگ آويخته اي ، برايت دنيا كوچك است و زندگي ملال آور .جرات كن و كفش تازه به پا كن.شجاع باش و باور كن كه بزرگتر شده اي ...

رو به پارسا كردم ، پوزخندي زدم و گفتم : اگر راست مي گويي پس خودت چرا كفش تازه به پا نمي كني تا پا برهنه نباشي؟!!

پارسا فروتنانه خنديد و پاسخ داد :من مسافرم و تاوان هر سفرم كفشي بود كه هر بار كه از سفر برگشتم تنگ شده بود و پس هر بار دانستم كه قدري بزرگتر شده ام ...
Khansariha (131) Khansariha (99) Khansariha (99) Khansariha (99) Khansariha (99) Khansariha (131)


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۲:۰۴:۵۰ توسط:sana موضوع:

عشق ساختگي پسر

پرستار ، مرد يونيفرم پوش ارتشي كه ظاهري خسته و مضطرب داشت را بالاي سر بيماري آورد و به پيرمردي كه روي تخت دراز كشيده بود گفت: آقا، پسر شما اينجاست .
پرستار مجبور شد چند بار حرفش را تكرار كند تا بيمار چشمانش را باز كند
پيرمرد به سختي چشمانش را باز كرد و در حاليكه بخاطر حمله قلبي درد ميكشيد جوان يونيفرم پوشي كه كنار چادر اكسيژن ايستاده بود را ديد و دستش را بسوي او دراز كرد وسرباز دست زمختش را كه در اثر سكته لمس شده بود را در دست گرفت وگرمي محبت را در آن حس كرد
پرستار يك صندلي برايش آورد و سرباز توانست كنار تخت بنشيند تمام طول شب آن سرباز كنار تخت نشسته بود و در حاليكه نور ملايمي به آنها ميتابيد ، دست پيرمرد را گرفته بود و جملاتي از عشق و استقامت برايش ميگفت . پس از مدتي پرستار به او پيشنهاد
كرد كه كمي استراحت كند ولي او نپذيرفت
آن سرباز هيچ توجهي به رفت و آمد پرستار ، صداهاي شبانه بيمارستان ، آه و ناله بيماران ديگر و صداي مخزن اكسيژن رساني نداشت و در تمام مدت با آرامش صحبت ميكرد و پيرمرد در حال مرگ بدون آنكه چيزي بگويد تنها دست پسرش را در تمام طول شب محكم گرفته بود
در آخر پيرمرد، مرد و سرباز دست بيجان اورا رها كرد و رفت تا به پرستار بگويد. منتظر ماند تا او كارهايش را انجام دهد
وقتي پرستار آمد و ديد پيرمرد مرده ، شروع كرد به سرباز تسليت و دلداري دادن ولي سرباز حرف او را قطع كرد و پرسيد : اين مرد كه بود؟
پرستار با حيرت جواب داد : پدرتون
سرباز گفت : نه اون پدر من نيست ، من تا بحال اورا نديده بودم
پرستار گفت : پس چرا وقتي من شما را پيش او بردم چيزي نگفتيد ؟
سرباز گفت : ميدونم اشتباه شده بود ولي اون مرد به پسرش نياز داشت و پسرش اينجا نبود و وقتي ديدم او آنقدر مريض است كه نميتواند تشخيص دهد من پسرش نيستم و چقدر به وجود من نياز دارد تصميم گرفتم بمانم . در هر صورت من امشب آمده بودم اينجا تا آقاي ويليام گري را پيدا كنم. پسر ايشان امروز در عراق كشته شده و من مامور شدم تا اين خبر را به ايشان بدهم. راستي اسم اين
پيرمرد چه بود؟
پرستار در حاليكه اشك در چشمانش حلقه زده بود گفت: آقاي ويليام گري



دفعه بعد زماني كه كسي به شما نياز داشت فقط آنجا باشيد و بمانيد SadSad
Sad


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۲:۰۴:۳۵ توسط:sana موضوع:

و باز هم زود قضاوت نكنيم

پس از رسيدن يك تماس تلفني براي يك عمل جراحي اورژانسي، پزشك با عجله راهي بيمارستان شد. او پس از اينكه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهايش را عوض كرد و مستقيم وارد بخش جراحي شد,



او پدر پسر را ديد كه در راهرو مي رفت و مي آمد و منتظر دكتر بود. به محض ديدن دكتر، پدر داد زد: چرا اينقدر طول كشيد تا بيايي؟ مگر نميداني زندگي پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئوليت نداري؟



پزشك لبخندي زد و گفت: "متأسفم، من در بيمارستان نبودم و پس از دريافت تماس تلفني، هرچه سريعتر خودم را رساندم ,,, و اكنون، اميدوارم شما آرام باشيد تا من بتوانم كارم را انجام دهم ,,,



پدر با عصبانيت گفت:"آرام باشم؟! اگر پسر خودت همين حالا توي همين اتاق بود آيا تو ميتوانستي آرام بگيري؟ اگر پسر خودت همين حالا ميمرد چكار ميكردي؟

پزشك دوباره لبخندي زد و پاسخ داد: "من جوابي را كه در كتاب مقدس گفته شده ميگويم" از خاك آمده ايم و به خاك باز مي گرديم ,,, شفادهنده يكي از اسمهاي خداوند است ,,, پزشك نميتواند عمر را افزايش دهد ,,, برو و براي پسرت از خدا شفاعت بخواه ,,, ما بهترين كارمان را انجام مي دهيم به لطف و منت خدا ,,,



پدر زمزمه كرد: (نصيحت كردن ديگران وقتي خودمان در شرايط آنان نيستيم آسان است ),,,



عمل جراحي چند ساعت طول كشيد و بعد پزشك از اتاق عمل با خوشحالي بيرون آمد ,,, خدا را شكر! پسر شما نجات پيدا كرد ,,,



و بدون اينكه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حاليكه بيمارستان را ترك مي كرد گفت : اگر شما سؤالي داريد، از پرستار بپرسيد ,,,



پدر با ديدن پرستاري كه چند لحظه پس از ترك پزشك ديد گفت: "چرا او اينقدر متكبر است؟ نمي توانست چند دقيقه صبر كند تا من در مورد وضعيت پسرم ازش سؤال كنم؟

پرستار درحاليكه اشك از چشمانش جاري بود پاسخ داد : پسرش ديروز در يك حادثه ي رانندگي مرد ,,, وقتي ما با او براي عمل جراحي پسر تو تماس گرفتيم، او در مراسم تدفين بود ,,, و اكنون كه او جان پسر تو را نجات داد ,,, او با عجله اينجا را ترك كرد تا مراسم خاكسپاري پسرش را به اتمام برساند."



هرگز كسي را قضاوت نكنيد چون شما هرگز نميدانيد زندگي آنان چگونه است و چه بر آنان ميگذرد يا آنان در چه شرايطي هستند
SadSadSadSadSad


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۲:۰۴:۲۰ توسط:sana موضوع:

چت باکس


صفحات وبلاگ

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ]


اینستاگرامی ها

  دستگاه برش لیزر  /  تور نجف /  دوربین مداربسته بیسیمسئو کار حرفه ای  / تشک بادی /  رزرو هتل /  هتل اسپیناس پالاس / ثبت آگهی رایگان / دستگاه برش لیزر / خدمات نظافتی در مشهد / باربری / بسته بندی لوازم منزل / دانلود بازی اندروید , دانلود نرم افزار اندروید / طراح و بهینه ساز سئو سایت سیروتا

» مقاصد سفر زمستانی | ده ایده برتر برای سفرهای زمستانی
» رستوران گوچی اُستریا | سیر شدن در رستوران گوچی اُستریا فلورانس در ایتالیا
» کافه قنادی پرسیت | کافه ای لوکس در هتل پارسیان آزادی
» رودخانه پرپیچ و خم آلاسکا | گردش در طبیعت آلاسکا
» پهنه فرهنگی رودکی متحول می شود
» داستان اصحاب کهف | عالمی دیدنی از رازهای پنهان
» عکس منتخب نشنال جئوگرافیک | غروب خیابان لمبارد
» عکس منتخب نشنال جئوگرافیک | شب های شام شویی پو
» ویژگی های مجسمه شاپور اول| پیکره ای ایستاده بر دهانه غار
» دیدنی های تای موشان | چطور از پس بلندترین قله هنگ کنگ برآیید
» ماسال گیلان | شهری رویایی در استان گیلان
» پل طبیعت تهران | گذرگاهی خیالی در میان دود
» عکس منتخب نشنال جئوگرافیک | کفش فروش
» کوچ سرفینگ چیست | تجربه سفر با حداقل هزینه
» نقشه تهران | نیازی روزمره برای زندگی در پایتخت
» تصاویر برگزیده مسابقه عکاسی حفاظت از طبیعت سال 2018
» خوشمزه ترین غذاهای استرالیایی | عالمی از رنگ و طعمی بی نظیر
» سفر با کودکان | مجموعه نکات و دانستنی های سفر با کودکان
» عکس منتخب نشنال جئوگرافیک | ماتریس بازی
» تور مسافرتی | بهترین تورهای گردشگری را بشناسیم!
» معرفی هتل های نزدیک به نمایشگاه بین المللی تهران
» شناخت معروف ترین سفرهای حیات وحش جهان
» اجناس عجیب و غریب در بازار جادوگران لا پاز بولیوی
» قلعه ای تاریخی با فرمانروایی یک دختر
» خانه سانتا کلاوس | دهکده بابانوئل آلاسکا
» عکس منتخب نشنال جئوگرافیک | شب های بروکلین
» توریستی ترین سواحل دنیا | 15 تا از بهترین و توریستی ترین سواحل دنیا
» کافه فرو جلاتو | جلاتوهایی با طعم خاص در فرو جلاتو
» جزیره توکوریکی | جزیره ای محاصره شده در میان شن و دریا
» گذرنامه های خارجی ها بدون مهر ورود به ایران؟
» باریک ترین ساختمان لبنان ، خارج از محدوده ساخته شد!
» به زیباترین مقاصد گردشگری در فصل زمستان سفر کنید!
» عکس منتخب نشنال جئوگرافیک | غازهای دریایی شمالی
» مرکز اقامتی شاهرود (وصال) | اقامتی آرامش بخش در طبیعت شاهرود
» دیدنی های بی نظیر جهان در زمستان | تجربه عالمی رویایی در برف
» لاواکس در سوئیس | تجربه بهارخواب ­های تاکستان
» عکس منتخب نشنال جئوگرافیک | راه شیری در آتش
» عکس منتخب نشنال جئوگرافیک | شیرجه گروهی
» ورزش در تابستان | اشتباهاتی که در فصل تابستان انجام می دهید
» سفر آخر هفته | چگونه سفرهای آخر هفته با کمترین هزینه داشته باشیم
» سفر به کوه لیپ | جذاب ترین جزیره در تایلند
» کانگورو، پستانداری محبوب | محبوبترین پستاندار استرالیا
» دانستی هایی برای سفر راحت | سفر بدون استرس را تجربه کنید !
» خوشگذرانی در جنگل سنگی سینگی دبماراها و لذتی بی بدیل
» سفرهای خارجی با چالشی جدید رو به رو می شوند
» شرکت خدمات مسافرت هوائی ، جهانگردی ، زیارتی عصر هدی
» کسب و کار در هاوایی | اطلاعات جالب کسب و کار در هاوایی
» عکس منتخب نشنال جئوگرافیک | ملاقات دریا و کوه
» خوشگذرانی در جزیره مائویی هاوایی | جاهای دیدنی جزیره مائویی هاوایی
» سفر سبز چیست | چه کار کنیم سفرمان سبز باشد؟