بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

خدايا با من حرف بزن!

مردي با خود گفت:خدايا با من حرفبزن!
يك سار شروع به خواندن كرد....اما مردنشنيد !

مرد فرياد برآورد:خدايا بامن حرفبزن
آذرخش در اسمان غريد...اما مرد اعتنايي نكرد

مرد به اطراف خود نگاه كرد وگفت:پس توكجايي؟؟؟...بگذار تو را ببينم !...
ستاره اي در آسمان درخشيد اما مردنديد !

مرد فرياد زد:"خدايا يك معجزه به مننشان بده"....
كودكي متولد شداما مرد،بازهم توجهي نكرد!

مرد درنهايت ياس فرياد زد:خدايا خودترا به من نشان بده...بگذار تو را ببينم...خواهش ميكنم ...
پروانه اي روي دست مرد نشست! اما اوپروانه را پراند و به راهش ادامه داد!

ما خدا را گم مي كنيم درحاليكه او دركنار نفس هاي ما جريان دارد.
خدا اغلب در شادي هاي ما سهيمنيست
تا به حال چند بار خوشي هايت را آرام وبي بهانه به او گفته اي؟؟
تا به حال به او گفته اي كهخوشبختي؟؟
كه چقدر همه چيز خوباست؟؟
كه چه خوب كه اوهست؟؟

خدا همراه هميشگي سختي ها و خستگي هايماست،زمانيكه خسته و درمانده به طرفش مي رويم!

خيال مي كنيم تنها زماني كه به خواسته خود برسيم او ما را ديده و حس كرده
اما.......
گاهي بي پاسخ گذاشتن برخي خواسته هايما نشانگر لطف بي اندازه او به ماست

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۳:۱۶:۰۷ توسط:sana موضوع:

پسرا و دخترا (آخر خنده!!!)

پسرا و دخترا

از بچگي همه ما اين را شنيده ايم كه حقوق زنها پايمال ميشود.

آيا واقعاً حقوق زن ها پايمال شده است ؟
از كودكي شروع ميكنيم :

در كودكي:
پسرها هر وقت شيطنت ميكردند يك سيلي محكم صورتشان را نوازش ميكرد
دخترها هر وقت شيطنت ميكردند يك ضربه فانتزي به ماتحتشان ميخورد.
خودتان قضاوت كنيد : كدام ضربه درد بيشتري دارد؟

روزهاي جمعه كه مدرسه ها تعطيل بود :
پسرها براي خريد نان مجبور به بيگاري در صف نان بودند
دخترها كنار عروسك هايشان لالا ميكردند


هنگامي كه كارنامه ها را به دست والدين محترم ميدادند :
پسرها شديداً بخاطر نمرات پايين سركوفت مي خوردند و البته گاهي هم ممنوع شدن از مشاهده كارتون
دخترها هيچي نميشدند . چون قرار بود در آينده ازدواج كنند و نان آور خانه هم نخواهند بود


هنگامي كه پدر خانواده شب به منزل مي آمد :پسرها فرار ميكردند و يه گوشه اي ميخزيدند تا چغولي هاي مادر ، كار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر ميپريدند و چپ و راست قربون صدقه ميشنويدند


روز اول مهر ماه كه مدرسه ها باز ميشد :پسرهاي عزيز كله هايشان را با نمره 4 ميزدند و مزين به لغت نامانوس كچل ميشدند
دخترها فقط به پسرها ميگفتند : چطوري كچل ؟


هنگام تعويض پوشك :
پسرها مجبور بودند نظريات خانم هاي محترم را ...

دخترها بازم هيچي . فقط پوشكشان عوض ميشد و تازه هيچ نامحرمي هم جرات پيدا شدن در فاصله چند كيلومتري تعويض پوشك را نداشت
خودتان قضاوت كنيد : كدام يك ضايع تر است؟

در چند ماهگي و حتي گاهي در چند سالگي: دم بر نمي آوردند و در اصل سنت به جا مي آوردند و در آخر براي رساندن خبر اين آبرو ريزي ، مهماني ختنه سرور هم بدهند.
دختر ها فقط هي از مادرانشان ميپرسيدند : اون پسره چرا دامن سفيد پوشيده ؟
خودتان قضاوت كنيد : كدام يك وحشتناك تر است ؟ (همين الان مو بر تن نويسنده سيخ شد)

در بازي هاي كودكانه :پسرها هميشه دكتر ميشدند و معاينه ميكردند و ريسك نگاه كردن به بعضي از جاها و جيغ نكشيدن دختر بيمار را به جان ميخريدند.
دخترها فقط كافي بود به عنوان مريض بخوابند و ريسكي هم نداشتند . چون آقاي دكتر بايد معاينات را شروع ميكرد و آنها شروع كننده نبودند.
خودتان قضاوت كنيد : سرمايه گذاري بر روي كدام نقش ريسك كمتري داشت؟

در 18 سالگي :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان اين است كه دانشگاه قبول شوند و سربازي نروند و 2 سال از زندگيشان به ف.. نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است.

در دانشگاه :پسرها همان روز اول عاشق ميشوند و گند ميزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط ميشوند
دخترها فقط در بوفه مينشينند و به پسرهايي كه زير چشمي به آنها نگاه ميكنند افاده ميفروشند

در هنگام نمره گرفتن :پسرها خودشان را جر ميدهند تا 9.5 آنها 10 شود و باز هم استاد قبول نكرده و در آخر مي افتند
دخترها فقط پيش استاد ميروند و يك لبخند ميزنند و نمره 4.5 آنها به 17 تبديل ميشود.

در كافي شاپ :پسرها حساب ميكنند.
دخترها ميگويند : مرسي!

در مخ زدن :پسرها بايد دلقك بازي در بياورند تا طرف تازه بفهمد كه وجود دارند ، دو ساعت منت بكشند تا طرف تلفن را بگيرد ، هفته ها برنامه ريزي كنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها بايد خالي ببندند تا طرف خوشش بيايد و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردي ديده شده است كه سالها در هواي دلگرفته پاييز پيپ بكشند و قهوه بنوشند و هي آه بكشند.
دخترها فقط كافي است كه يه لبخند بزنند و چشم ها را نازك كرده ، لبها را غنچه و سري به سمت موافق تكان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط ميگويند به تخمم (حال آنكه آنها اصلا تخم ندارند و اين هم يكي از عجايب خلقت است كه هنوز دانشمندان براي پي بردن به راز آن در حال مطالعاتي سخت و نفس گير هستند)

هنگام خواستگاري :پسرها بايد خانه ، ماشين ، شغل مناسب ، مدرك دهن پر كن ، قد رشيد ، هيكل خوش فرم ، خوشتيپ و هزارتا كوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقيت ها و اخلاق خوب و ... براي عروس خانم بگن و احتمالا انگشتري براي نشون كردن در دست سركار عليه عروس خانم بكنند
دخترها فقط كافي است بنشينند و لام تا كام حرف نزنند

هنگام ازدواج :پسرها بايد شيربها ، مهريه ، خريد عروسي ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و ... را از سر قبر پدرشون تهيه كنند
دخترها فقط بايد جهيزيه بدهند كه احتمالا به دليل شروع خريد جهزيه از اوان كودكي همش بنجل شده و آقاي داماد بايد با تحمل هزارتا منت آنها را قبول كرده ، دور ريخته و يه سري جديد بخرد

هنگام زندگي عشقولانه دو نفره:پسرها بايد بگويند : چشم ، و البته اگر هم نگويند دو قطره اشك كنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن ميكند
دخترها هم بايد دستور بدهند و ديگر هيچ.

كار كردن :پسرها مثل سگ پا سوخته بايد از صبح خروس خوان تا آخر شب كار كنند و همش تو فكر غرولند مدير و قسط عقب افتاده بانك و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختي به خانه برسانند
دختر ها فقط كافي است كه كليد ماشين لباس شويي ، كليد ماشين ظرفشويي و كليد مايكرو فر را فشار دهند و در حاليكه ناخن هايشان را ماني كور ميكنند با مادرشان در مورد رنگ سوتين دختر خاله جاري عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحليل علمي داشته باشند . راستي ! جارو كردن خونه رو هم كه اقدس خانم نظافتچي منزل كه هفته اي 2 بار واسه تميز كاري مياد انجام ميده . (جداً بميرم واستون كه انقدر كار ميكنيد ، يه وقت ناخنهايتان نشكنه خدايي نكرده)

زايمان :پسرها هر روز صدبار زير فشار مشكلات روزانه در حال زاييدن هستند.
دخترها نه ماه لذت مادر شدن ، يك درد وحشتناك چند ثانيه اي (تازه اگر سزارين نكنن) و رفت تا هفت هشت سال ديگه

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۳:۱۵:۵۸ توسط:sana موضوع:

پسرا و دخترا (آخر خنده!!!)

پسرا و دخترا

از بچگي همه ما اين را شنيده ايم كه حقوق زنها پايمال ميشود.

آيا واقعاً حقوق زن ها پايمال شده است ؟
از كودكي شروع ميكنيم :

در كودكي:
پسرها هر وقت شيطنت ميكردند يك سيلي محكم صورتشان را نوازش ميكرد
دخترها هر وقت شيطنت ميكردند يك ضربه فانتزي به ماتحتشان ميخورد.
خودتان قضاوت كنيد : كدام ضربه درد بيشتري دارد؟

روزهاي جمعه كه مدرسه ها تعطيل بود :
پسرها براي خريد نان مجبور به بيگاري در صف نان بودند
دخترها كنار عروسك هايشان لالا ميكردند


هنگامي كه كارنامه ها را به دست والدين محترم ميدادند :
پسرها شديداً بخاطر نمرات پايين سركوفت مي خوردند و البته گاهي هم ممنوع شدن از مشاهده كارتون
دخترها هيچي نميشدند . چون قرار بود در آينده ازدواج كنند و نان آور خانه هم نخواهند بود


هنگامي كه پدر خانواده شب به منزل مي آمد :پسرها فرار ميكردند و يه گوشه اي ميخزيدند تا چغولي هاي مادر ، كار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر ميپريدند و چپ و راست قربون صدقه ميشنويدند


روز اول مهر ماه كه مدرسه ها باز ميشد :پسرهاي عزيز كله هايشان را با نمره 4 ميزدند و مزين به لغت نامانوس كچل ميشدند
دخترها فقط به پسرها ميگفتند : چطوري كچل ؟


هنگام تعويض پوشك :
پسرها مجبور بودند نظريات خانم هاي محترم را ...

دخترها بازم هيچي . فقط پوشكشان عوض ميشد و تازه هيچ نامحرمي هم جرات پيدا شدن در فاصله چند كيلومتري تعويض پوشك را نداشت
خودتان قضاوت كنيد : كدام يك ضايع تر است؟

در چند ماهگي و حتي گاهي در چند سالگي: دم بر نمي آوردند و در اصل سنت به جا مي آوردند و در آخر براي رساندن خبر اين آبرو ريزي ، مهماني ختنه سرور هم بدهند.
دختر ها فقط هي از مادرانشان ميپرسيدند : اون پسره چرا دامن سفيد پوشيده ؟
خودتان قضاوت كنيد : كدام يك وحشتناك تر است ؟ (همين الان مو بر تن نويسنده سيخ شد)

در بازي هاي كودكانه :پسرها هميشه دكتر ميشدند و معاينه ميكردند و ريسك نگاه كردن به بعضي از جاها و جيغ نكشيدن دختر بيمار را به جان ميخريدند.
دخترها فقط كافي بود به عنوان مريض بخوابند و ريسكي هم نداشتند . چون آقاي دكتر بايد معاينات را شروع ميكرد و آنها شروع كننده نبودند.
خودتان قضاوت كنيد : سرمايه گذاري بر روي كدام نقش ريسك كمتري داشت؟

در 18 سالگي :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان اين است كه دانشگاه قبول شوند و سربازي نروند و 2 سال از زندگيشان به ف.. نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است.

در دانشگاه :پسرها همان روز اول عاشق ميشوند و گند ميزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط ميشوند
دخترها فقط در بوفه مينشينند و به پسرهايي كه زير چشمي به آنها نگاه ميكنند افاده ميفروشند

در هنگام نمره گرفتن :پسرها خودشان را جر ميدهند تا 9.5 آنها 10 شود و باز هم استاد قبول نكرده و در آخر مي افتند
دخترها فقط پيش استاد ميروند و يك لبخند ميزنند و نمره 4.5 آنها به 17 تبديل ميشود.

در كافي شاپ :پسرها حساب ميكنند.
دخترها ميگويند : مرسي!

در مخ زدن :پسرها بايد دلقك بازي در بياورند تا طرف تازه بفهمد كه وجود دارند ، دو ساعت منت بكشند تا طرف تلفن را بگيرد ، هفته ها برنامه ريزي كنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها بايد خالي ببندند تا طرف خوشش بيايد و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردي ديده شده است كه سالها در هواي دلگرفته پاييز پيپ بكشند و قهوه بنوشند و هي آه بكشند.
دخترها فقط كافي است كه يه لبخند بزنند و چشم ها را نازك كرده ، لبها را غنچه و سري به سمت موافق تكان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط ميگويند به تخمم (حال آنكه آنها اصلا تخم ندارند و اين هم يكي از عجايب خلقت است كه هنوز دانشمندان براي پي بردن به راز آن در حال مطالعاتي سخت و نفس گير هستند)

هنگام خواستگاري :پسرها بايد خانه ، ماشين ، شغل مناسب ، مدرك دهن پر كن ، قد رشيد ، هيكل خوش فرم ، خوشتيپ و هزارتا كوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقيت ها و اخلاق خوب و ... براي عروس خانم بگن و احتمالا انگشتري براي نشون كردن در دست سركار عليه عروس خانم بكنند
دخترها فقط كافي است بنشينند و لام تا كام حرف نزنند

هنگام ازدواج :پسرها بايد شيربها ، مهريه ، خريد عروسي ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و ... را از سر قبر پدرشون تهيه كنند
دخترها فقط بايد جهيزيه بدهند كه احتمالا به دليل شروع خريد جهزيه از اوان كودكي همش بنجل شده و آقاي داماد بايد با تحمل هزارتا منت آنها را قبول كرده ، دور ريخته و يه سري جديد بخرد

هنگام زندگي عشقولانه دو نفره:پسرها بايد بگويند : چشم ، و البته اگر هم نگويند دو قطره اشك كنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن ميكند
دخترها هم بايد دستور بدهند و ديگر هيچ.

كار كردن :پسرها مثل سگ پا سوخته بايد از صبح خروس خوان تا آخر شب كار كنند و همش تو فكر غرولند مدير و قسط عقب افتاده بانك و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختي به خانه برسانند
دختر ها فقط كافي است كه كليد ماشين لباس شويي ، كليد ماشين ظرفشويي و كليد مايكرو فر را فشار دهند و در حاليكه ناخن هايشان را ماني كور ميكنند با مادرشان در مورد رنگ سوتين دختر خاله جاري عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحليل علمي داشته باشند . راستي ! جارو كردن خونه رو هم كه اقدس خانم نظافتچي منزل كه هفته اي 2 بار واسه تميز كاري مياد انجام ميده . (جداً بميرم واستون كه انقدر كار ميكنيد ، يه وقت ناخنهايتان نشكنه خدايي نكرده)

زايمان :پسرها هر روز صدبار زير فشار مشكلات روزانه در حال زاييدن هستند.
دخترها نه ماه لذت مادر شدن ، يك درد وحشتناك چند ثانيه اي (تازه اگر سزارين نكنن) و رفت تا هفت هشت سال ديگه

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۳:۱۵:۴۶ توسط:sana موضوع:

پسرا و دخترا (آخر خنده!!!)

پسرا و دخترا

از بچگي همه ما اين را شنيده ايم كه حقوق زنها پايمال ميشود.

آيا واقعاً حقوق زن ها پايمال شده است ؟
از كودكي شروع ميكنيم :

در كودكي:
پسرها هر وقت شيطنت ميكردند يك سيلي محكم صورتشان را نوازش ميكرد
دخترها هر وقت شيطنت ميكردند يك ضربه فانتزي به ماتحتشان ميخورد.
خودتان قضاوت كنيد : كدام ضربه درد بيشتري دارد؟

روزهاي جمعه كه مدرسه ها تعطيل بود :
پسرها براي خريد نان مجبور به بيگاري در صف نان بودند
دخترها كنار عروسك هايشان لالا ميكردند


هنگامي كه كارنامه ها را به دست والدين محترم ميدادند :
پسرها شديداً بخاطر نمرات پايين سركوفت مي خوردند و البته گاهي هم ممنوع شدن از مشاهده كارتون
دخترها هيچي نميشدند . چون قرار بود در آينده ازدواج كنند و نان آور خانه هم نخواهند بود


هنگامي كه پدر خانواده شب به منزل مي آمد :پسرها فرار ميكردند و يه گوشه اي ميخزيدند تا چغولي هاي مادر ، كار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر ميپريدند و چپ و راست قربون صدقه ميشنويدند


روز اول مهر ماه كه مدرسه ها باز ميشد :پسرهاي عزيز كله هايشان را با نمره 4 ميزدند و مزين به لغت نامانوس كچل ميشدند
دخترها فقط به پسرها ميگفتند : چطوري كچل ؟


هنگام تعويض پوشك :
پسرها مجبور بودند نظريات خانم هاي محترم را ...

دخترها بازم هيچي . فقط پوشكشان عوض ميشد و تازه هيچ نامحرمي هم جرات پيدا شدن در فاصله چند كيلومتري تعويض پوشك را نداشت
خودتان قضاوت كنيد : كدام يك ضايع تر است؟

در چند ماهگي و حتي گاهي در چند سالگي: دم بر نمي آوردند و در اصل سنت به جا مي آوردند و در آخر براي رساندن خبر اين آبرو ريزي ، مهماني ختنه سرور هم بدهند.
دختر ها فقط هي از مادرانشان ميپرسيدند : اون پسره چرا دامن سفيد پوشيده ؟
خودتان قضاوت كنيد : كدام يك وحشتناك تر است ؟ (همين الان مو بر تن نويسنده سيخ شد)

در بازي هاي كودكانه :پسرها هميشه دكتر ميشدند و معاينه ميكردند و ريسك نگاه كردن به بعضي از جاها و جيغ نكشيدن دختر بيمار را به جان ميخريدند.
دخترها فقط كافي بود به عنوان مريض بخوابند و ريسكي هم نداشتند . چون آقاي دكتر بايد معاينات را شروع ميكرد و آنها شروع كننده نبودند.
خودتان قضاوت كنيد : سرمايه گذاري بر روي كدام نقش ريسك كمتري داشت؟

در 18 سالگي :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان اين است كه دانشگاه قبول شوند و سربازي نروند و 2 سال از زندگيشان به ف.. نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است.

در دانشگاه :پسرها همان روز اول عاشق ميشوند و گند ميزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط ميشوند
دخترها فقط در بوفه مينشينند و به پسرهايي كه زير چشمي به آنها نگاه ميكنند افاده ميفروشند

در هنگام نمره گرفتن :پسرها خودشان را جر ميدهند تا 9.5 آنها 10 شود و باز هم استاد قبول نكرده و در آخر مي افتند
دخترها فقط پيش استاد ميروند و يك لبخند ميزنند و نمره 4.5 آنها به 17 تبديل ميشود.

در كافي شاپ :پسرها حساب ميكنند.
دخترها ميگويند : مرسي!

در مخ زدن :پسرها بايد دلقك بازي در بياورند تا طرف تازه بفهمد كه وجود دارند ، دو ساعت منت بكشند تا طرف تلفن را بگيرد ، هفته ها برنامه ريزي كنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها بايد خالي ببندند تا طرف خوشش بيايد و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردي ديده شده است كه سالها در هواي دلگرفته پاييز پيپ بكشند و قهوه بنوشند و هي آه بكشند.
دخترها فقط كافي است كه يه لبخند بزنند و چشم ها را نازك كرده ، لبها را غنچه و سري به سمت موافق تكان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط ميگويند به تخمم (حال آنكه آنها اصلا تخم ندارند و اين هم يكي از عجايب خلقت است كه هنوز دانشمندان براي پي بردن به راز آن در حال مطالعاتي سخت و نفس گير هستند)

هنگام خواستگاري :پسرها بايد خانه ، ماشين ، شغل مناسب ، مدرك دهن پر كن ، قد رشيد ، هيكل خوش فرم ، خوشتيپ و هزارتا كوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقيت ها و اخلاق خوب و ... براي عروس خانم بگن و احتمالا انگشتري براي نشون كردن در دست سركار عليه عروس خانم بكنند
دخترها فقط كافي است بنشينند و لام تا كام حرف نزنند

هنگام ازدواج :پسرها بايد شيربها ، مهريه ، خريد عروسي ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و ... را از سر قبر پدرشون تهيه كنند
دخترها فقط بايد جهيزيه بدهند كه احتمالا به دليل شروع خريد جهزيه از اوان كودكي همش بنجل شده و آقاي داماد بايد با تحمل هزارتا منت آنها را قبول كرده ، دور ريخته و يه سري جديد بخرد

هنگام زندگي عشقولانه دو نفره:پسرها بايد بگويند : چشم ، و البته اگر هم نگويند دو قطره اشك كنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن ميكند
دخترها هم بايد دستور بدهند و ديگر هيچ.

كار كردن :پسرها مثل سگ پا سوخته بايد از صبح خروس خوان تا آخر شب كار كنند و همش تو فكر غرولند مدير و قسط عقب افتاده بانك و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختي به خانه برسانند
دختر ها فقط كافي است كه كليد ماشين لباس شويي ، كليد ماشين ظرفشويي و كليد مايكرو فر را فشار دهند و در حاليكه ناخن هايشان را ماني كور ميكنند با مادرشان در مورد رنگ سوتين دختر خاله جاري عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحليل علمي داشته باشند . راستي ! جارو كردن خونه رو هم كه اقدس خانم نظافتچي منزل كه هفته اي 2 بار واسه تميز كاري مياد انجام ميده . (جداً بميرم واستون كه انقدر كار ميكنيد ، يه وقت ناخنهايتان نشكنه خدايي نكرده)

زايمان :پسرها هر روز صدبار زير فشار مشكلات روزانه در حال زاييدن هستند.
دخترها نه ماه لذت مادر شدن ، يك درد وحشتناك چند ثانيه اي (تازه اگر سزارين نكنن) و رفت تا هفت هشت سال ديگه

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۳:۱۵:۳۴ توسط:sana موضوع:

پسرا و دخترا (آخر خنده!!!)

پسرا و دخترا

از بچگي همه ما اين را شنيده ايم كه حقوق زنها پايمال ميشود.

آيا واقعاً حقوق زن ها پايمال شده است ؟
از كودكي شروع ميكنيم :

در كودكي:
پسرها هر وقت شيطنت ميكردند يك سيلي محكم صورتشان را نوازش ميكرد
دخترها هر وقت شيطنت ميكردند يك ضربه فانتزي به ماتحتشان ميخورد.
خودتان قضاوت كنيد : كدام ضربه درد بيشتري دارد؟

روزهاي جمعه كه مدرسه ها تعطيل بود :
پسرها براي خريد نان مجبور به بيگاري در صف نان بودند
دخترها كنار عروسك هايشان لالا ميكردند


هنگامي كه كارنامه ها را به دست والدين محترم ميدادند :
پسرها شديداً بخاطر نمرات پايين سركوفت مي خوردند و البته گاهي هم ممنوع شدن از مشاهده كارتون
دخترها هيچي نميشدند . چون قرار بود در آينده ازدواج كنند و نان آور خانه هم نخواهند بود


هنگامي كه پدر خانواده شب به منزل مي آمد :پسرها فرار ميكردند و يه گوشه اي ميخزيدند تا چغولي هاي مادر ، كار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر ميپريدند و چپ و راست قربون صدقه ميشنويدند


روز اول مهر ماه كه مدرسه ها باز ميشد :پسرهاي عزيز كله هايشان را با نمره 4 ميزدند و مزين به لغت نامانوس كچل ميشدند
دخترها فقط به پسرها ميگفتند : چطوري كچل ؟


هنگام تعويض پوشك :
پسرها مجبور بودند نظريات خانم هاي محترم را ...

دخترها بازم هيچي . فقط پوشكشان عوض ميشد و تازه هيچ نامحرمي هم جرات پيدا شدن در فاصله چند كيلومتري تعويض پوشك را نداشت
خودتان قضاوت كنيد : كدام يك ضايع تر است؟

در چند ماهگي و حتي گاهي در چند سالگي: دم بر نمي آوردند و در اصل سنت به جا مي آوردند و در آخر براي رساندن خبر اين آبرو ريزي ، مهماني ختنه سرور هم بدهند.
دختر ها فقط هي از مادرانشان ميپرسيدند : اون پسره چرا دامن سفيد پوشيده ؟
خودتان قضاوت كنيد : كدام يك وحشتناك تر است ؟ (همين الان مو بر تن نويسنده سيخ شد)

در بازي هاي كودكانه :پسرها هميشه دكتر ميشدند و معاينه ميكردند و ريسك نگاه كردن به بعضي از جاها و جيغ نكشيدن دختر بيمار را به جان ميخريدند.
دخترها فقط كافي بود به عنوان مريض بخوابند و ريسكي هم نداشتند . چون آقاي دكتر بايد معاينات را شروع ميكرد و آنها شروع كننده نبودند.
خودتان قضاوت كنيد : سرمايه گذاري بر روي كدام نقش ريسك كمتري داشت؟

در 18 سالگي :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان اين است كه دانشگاه قبول شوند و سربازي نروند و 2 سال از زندگيشان به ف.. نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است.

در دانشگاه :پسرها همان روز اول عاشق ميشوند و گند ميزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط ميشوند
دخترها فقط در بوفه مينشينند و به پسرهايي كه زير چشمي به آنها نگاه ميكنند افاده ميفروشند

در هنگام نمره گرفتن :پسرها خودشان را جر ميدهند تا 9.5 آنها 10 شود و باز هم استاد قبول نكرده و در آخر مي افتند
دخترها فقط پيش استاد ميروند و يك لبخند ميزنند و نمره 4.5 آنها به 17 تبديل ميشود.

در كافي شاپ :پسرها حساب ميكنند.
دخترها ميگويند : مرسي!

در مخ زدن :پسرها بايد دلقك بازي در بياورند تا طرف تازه بفهمد كه وجود دارند ، دو ساعت منت بكشند تا طرف تلفن را بگيرد ، هفته ها برنامه ريزي كنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها بايد خالي ببندند تا طرف خوشش بيايد و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردي ديده شده است كه سالها در هواي دلگرفته پاييز پيپ بكشند و قهوه بنوشند و هي آه بكشند.
دخترها فقط كافي است كه يه لبخند بزنند و چشم ها را نازك كرده ، لبها را غنچه و سري به سمت موافق تكان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط ميگويند به تخمم (حال آنكه آنها اصلا تخم ندارند و اين هم يكي از عجايب خلقت است كه هنوز دانشمندان براي پي بردن به راز آن در حال مطالعاتي سخت و نفس گير هستند)

هنگام خواستگاري :پسرها بايد خانه ، ماشين ، شغل مناسب ، مدرك دهن پر كن ، قد رشيد ، هيكل خوش فرم ، خوشتيپ و هزارتا كوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقيت ها و اخلاق خوب و ... براي عروس خانم بگن و احتمالا انگشتري براي نشون كردن در دست سركار عليه عروس خانم بكنند
دخترها فقط كافي است بنشينند و لام تا كام حرف نزنند

هنگام ازدواج :پسرها بايد شيربها ، مهريه ، خريد عروسي ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و ... را از سر قبر پدرشون تهيه كنند
دخترها فقط بايد جهيزيه بدهند كه احتمالا به دليل شروع خريد جهزيه از اوان كودكي همش بنجل شده و آقاي داماد بايد با تحمل هزارتا منت آنها را قبول كرده ، دور ريخته و يه سري جديد بخرد

هنگام زندگي عشقولانه دو نفره:پسرها بايد بگويند : چشم ، و البته اگر هم نگويند دو قطره اشك كنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن ميكند
دخترها هم بايد دستور بدهند و ديگر هيچ.

كار كردن :پسرها مثل سگ پا سوخته بايد از صبح خروس خوان تا آخر شب كار كنند و همش تو فكر غرولند مدير و قسط عقب افتاده بانك و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختي به خانه برسانند
دختر ها فقط كافي است كه كليد ماشين لباس شويي ، كليد ماشين ظرفشويي و كليد مايكرو فر را فشار دهند و در حاليكه ناخن هايشان را ماني كور ميكنند با مادرشان در مورد رنگ سوتين دختر خاله جاري عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحليل علمي داشته باشند . راستي ! جارو كردن خونه رو هم كه اقدس خانم نظافتچي منزل كه هفته اي 2 بار واسه تميز كاري مياد انجام ميده . (جداً بميرم واستون كه انقدر كار ميكنيد ، يه وقت ناخنهايتان نشكنه خدايي نكرده)

زايمان :پسرها هر روز صدبار زير فشار مشكلات روزانه در حال زاييدن هستند.
دخترها نه ماه لذت مادر شدن ، يك درد وحشتناك چند ثانيه اي (تازه اگر سزارين نكنن) و رفت تا هفت هشت سال ديگه

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۳:۱۵:۲۳ توسط:sana موضوع:

پسرا و دخترا (آخر خنده!!!)

پسرا و دخترا

از بچگي همه ما اين را شنيده ايم كه حقوق زنها پايمال ميشود.

آيا واقعاً حقوق زن ها پايمال شده است ؟
از كودكي شروع ميكنيم :

در كودكي:
پسرها هر وقت شيطنت ميكردند يك سيلي محكم صورتشان را نوازش ميكرد
دخترها هر وقت شيطنت ميكردند يك ضربه فانتزي به ماتحتشان ميخورد.
خودتان قضاوت كنيد : كدام ضربه درد بيشتري دارد؟

روزهاي جمعه كه مدرسه ها تعطيل بود :
پسرها براي خريد نان مجبور به بيگاري در صف نان بودند
دخترها كنار عروسك هايشان لالا ميكردند


هنگامي كه كارنامه ها را به دست والدين محترم ميدادند :
پسرها شديداً بخاطر نمرات پايين سركوفت مي خوردند و البته گاهي هم ممنوع شدن از مشاهده كارتون
دخترها هيچي نميشدند . چون قرار بود در آينده ازدواج كنند و نان آور خانه هم نخواهند بود


هنگامي كه پدر خانواده شب به منزل مي آمد :پسرها فرار ميكردند و يه گوشه اي ميخزيدند تا چغولي هاي مادر ، كار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر ميپريدند و چپ و راست قربون صدقه ميشنويدند


روز اول مهر ماه كه مدرسه ها باز ميشد :پسرهاي عزيز كله هايشان را با نمره 4 ميزدند و مزين به لغت نامانوس كچل ميشدند
دخترها فقط به پسرها ميگفتند : چطوري كچل ؟


هنگام تعويض پوشك :
پسرها مجبور بودند نظريات خانم هاي محترم را ...

دخترها بازم هيچي . فقط پوشكشان عوض ميشد و تازه هيچ نامحرمي هم جرات پيدا شدن در فاصله چند كيلومتري تعويض پوشك را نداشت
خودتان قضاوت كنيد : كدام يك ضايع تر است؟

در چند ماهگي و حتي گاهي در چند سالگي: دم بر نمي آوردند و در اصل سنت به جا مي آوردند و در آخر براي رساندن خبر اين آبرو ريزي ، مهماني ختنه سرور هم بدهند.
دختر ها فقط هي از مادرانشان ميپرسيدند : اون پسره چرا دامن سفيد پوشيده ؟
خودتان قضاوت كنيد : كدام يك وحشتناك تر است ؟ (همين الان مو بر تن نويسنده سيخ شد)

در بازي هاي كودكانه :پسرها هميشه دكتر ميشدند و معاينه ميكردند و ريسك نگاه كردن به بعضي از جاها و جيغ نكشيدن دختر بيمار را به جان ميخريدند.
دخترها فقط كافي بود به عنوان مريض بخوابند و ريسكي هم نداشتند . چون آقاي دكتر بايد معاينات را شروع ميكرد و آنها شروع كننده نبودند.
خودتان قضاوت كنيد : سرمايه گذاري بر روي كدام نقش ريسك كمتري داشت؟

در 18 سالگي :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان اين است كه دانشگاه قبول شوند و سربازي نروند و 2 سال از زندگيشان به ف.. نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است.

در دانشگاه :پسرها همان روز اول عاشق ميشوند و گند ميزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط ميشوند
دخترها فقط در بوفه مينشينند و به پسرهايي كه زير چشمي به آنها نگاه ميكنند افاده ميفروشند

در هنگام نمره گرفتن :پسرها خودشان را جر ميدهند تا 9.5 آنها 10 شود و باز هم استاد قبول نكرده و در آخر مي افتند
دخترها فقط پيش استاد ميروند و يك لبخند ميزنند و نمره 4.5 آنها به 17 تبديل ميشود.

در كافي شاپ :پسرها حساب ميكنند.
دخترها ميگويند : مرسي!

در مخ زدن :پسرها بايد دلقك بازي در بياورند تا طرف تازه بفهمد كه وجود دارند ، دو ساعت منت بكشند تا طرف تلفن را بگيرد ، هفته ها برنامه ريزي كنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها بايد خالي ببندند تا طرف خوشش بيايد و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردي ديده شده است كه سالها در هواي دلگرفته پاييز پيپ بكشند و قهوه بنوشند و هي آه بكشند.
دخترها فقط كافي است كه يه لبخند بزنند و چشم ها را نازك كرده ، لبها را غنچه و سري به سمت موافق تكان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط ميگويند به تخمم (حال آنكه آنها اصلا تخم ندارند و اين هم يكي از عجايب خلقت است كه هنوز دانشمندان براي پي بردن به راز آن در حال مطالعاتي سخت و نفس گير هستند)

هنگام خواستگاري :پسرها بايد خانه ، ماشين ، شغل مناسب ، مدرك دهن پر كن ، قد رشيد ، هيكل خوش فرم ، خوشتيپ و هزارتا كوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقيت ها و اخلاق خوب و ... براي عروس خانم بگن و احتمالا انگشتري براي نشون كردن در دست سركار عليه عروس خانم بكنند
دخترها فقط كافي است بنشينند و لام تا كام حرف نزنند

هنگام ازدواج :پسرها بايد شيربها ، مهريه ، خريد عروسي ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و ... را از سر قبر پدرشون تهيه كنند
دخترها فقط بايد جهيزيه بدهند كه احتمالا به دليل شروع خريد جهزيه از اوان كودكي همش بنجل شده و آقاي داماد بايد با تحمل هزارتا منت آنها را قبول كرده ، دور ريخته و يه سري جديد بخرد

هنگام زندگي عشقولانه دو نفره:پسرها بايد بگويند : چشم ، و البته اگر هم نگويند دو قطره اشك كنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن ميكند
دخترها هم بايد دستور بدهند و ديگر هيچ.

كار كردن :پسرها مثل سگ پا سوخته بايد از صبح خروس خوان تا آخر شب كار كنند و همش تو فكر غرولند مدير و قسط عقب افتاده بانك و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختي به خانه برسانند
دختر ها فقط كافي است كه كليد ماشين لباس شويي ، كليد ماشين ظرفشويي و كليد مايكرو فر را فشار دهند و در حاليكه ناخن هايشان را ماني كور ميكنند با مادرشان در مورد رنگ سوتين دختر خاله جاري عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحليل علمي داشته باشند . راستي ! جارو كردن خونه رو هم كه اقدس خانم نظافتچي منزل كه هفته اي 2 بار واسه تميز كاري مياد انجام ميده . (جداً بميرم واستون كه انقدر كار ميكنيد ، يه وقت ناخنهايتان نشكنه خدايي نكرده)

زايمان :پسرها هر روز صدبار زير فشار مشكلات روزانه در حال زاييدن هستند.
دخترها نه ماه لذت مادر شدن ، يك درد وحشتناك چند ثانيه اي (تازه اگر سزارين نكنن) و رفت تا هفت هشت سال ديگه

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۳:۱۵:۱۱ توسط:sana موضوع:

مرد باش

وقتي يه زن باهات بحث ميكنه،
غر ميزنه،
قهر ميكنه،
دلش ميگيره،
از دستت گريه ميكنه،
خوشحال باش!
براش مهمي كه اينجوريه!
اگه همش صدات ميكنه،
اگه دوسش داري،
ذوق كن..
چون خيلي دوستت داره
سكوت يه زن خيلي معني داره
يعني:
خسته شده ...
ديگه كم آورده ..
يعني نا اميـــــــــــــــــــــد شده
اگه مردي..
قدر مهربونياش رو بدون..
بزار از ابراز عشقش به تو انرژي بگيره
بزار واست بخنده و تو بهش بگو كه عاشقِ خنده هاشي
بهش بگو چقدر دوسش داري
زن به همين راحتي آروم ميگيره
تو فقط يه كم مــــــــــرد باش


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۳:۱۴:۵۹ توسط:sana موضوع:

مشاعره با اشعار خوانندگان

+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۳:۱۴:۵۰ توسط:sana موضوع:

دزد دل رحم

خيريه ... كمك هاي خيرين در فضاي اينترنت را جمع اوري و به دست نيازمندان مي رساند. فراخوان هاي اين خيريه در سايتها نيز منتشر مي شود كه همواره با استقبال كاربران خيّر و

انساندوست سايت مواجه شده است.


در يكي از آخرين فراخوان ها براي كمك به يك بيمار سرطاني ، مبلغ سه ميليون تومان جمع شد كه جاي تقدير فراوان از خيرين فضاي مجازي دارد ، اما بشنويد بقيه ماجرا را از زبان مدير

خيريه همت:




ديروز ظهر ساعتي از تحويل چك ۳ميليون توماني به رابط بيمار سرطاني كه در خيريه ... فراخوان داده شده بود نگذشته بود كه گوشي موبايلم زنگ خورد.




دوستمون با صداي لرزان و ناراحت گفت:‌ كيفم را دزيدن! چك خيريه هم توش بود!با دستپاچگي و ناراحتي به بانك زدم و چك را مسدود كردم. قرار شد اون دوستمون هم بره كلانتري و بعد

هم دادسرا تا سرقت چك را اعلام كنيم.
صبح امروز بود كه دوست رابطمون با خوشحالي پيامك زد و بعد هم زنگ كه بله….ماجرا اينه كه سارق محترم وقتي كيف را باز ميكنه و چك خيريه

را مي بينه وجدانش درد ميگيره و به دوست ما كه صاحب كيف بوده زنگ ميزنه و ميگه: من بخدا گرفتارم و مجبور شدم و ..بخدا نميخوام پول خيريه را بدزدم. دوست ما بهش ميگه : اقا اين

پول براي يك بيمار سرطانيه.
خلاصه اون بنده خدا هم ميگه من كيف را ميارم ميذارم فلان نقطه نزديك همون محل كه ديروز دزديدم. شما بيا بردار و برو.


منبع : عصر ايران

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۳:۱۴:۴۰ توسط:sana موضوع:

ياد خدا آرام بخش دلهاست

هر روز چند دقيقه اي را جز خداوند به چيز ديگري نينديشيد.

هنگام فعاليت، در ايستگاه اتوبوس، پشت ميز و… لحظاتي چشمان خود را ببنديد و به خود تلقين كنيد كه خدا اكنون با شماست.

هميشه موقع دعا سعي نكنيد كه چيزي از خدا بخواهيد، بيشتر سعي كنيد ضمن دعا از نعمت هاي او تشكر كنيد.

با اين نيت دعا كنيد كه دعاهاي صادقانه شما مؤثر است.

هنگام دعا فكر منفي به ذهن خود راه ندهيد؛ اين تلقينات مثبت است كه نتيجه مي دهد.

هميشه طوري سخن بگوييد كه گويي آماده براي قبول مشيّت الهي هستيد. هر چه مي خواهيد از خدا طلب كنيد اما همواره راضي به رضاي او باشيد.

همه كارهايتان را به خدا سپرده و انجام هر كاري را به او واگذار كنيد.

براي كساني كه به نحوي شما را آزرده اند، دعا كنيد، زيرا كه رنجش راه قدرت معنوي را سد مي كند.

فهرستي از كساني كه مايل به دعا براي آنها هستيد، تهيه كنيد. هرچه بيشتر اطرافيانتان را دعا كنيد، نتيجه دعا بيشتر به خودتان برمي گردد.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۳:۱۴:۳۱ توسط:sana موضوع:

چت باکس


صفحات وبلاگ

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ]

RSS

POWERED BY
sitearia.ir

اینستاگرامی ها

  دستگاه برش لیزر  /  تور نجف /  دوربین مداربسته بیسیمسئو کار حرفه ای  / تشک بادی /  رزرو هتل /  هتل اسپیناس پالاس / ثبت آگهی رایگان / دستگاه برش لیزر / خدمات نظافتی در مشهد / خرید vpn