بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

الهه هاي يونان باستان

بسم االله الرحمن الرحيم
جمع آوري شده در انجمن قاطي


اساطير يوناني بدنه اساطير و آموزه‌هايي است كه به يونان باستان مرتبط مي‌باشد، درباره خدايان و قهرمانان آنان،طبيعت جهان و ريشه‌هاي آن و اهميت مكتب و آيين آن‌ها سخن مي‌گويد. اين اسطوره‌شناسي بخشي از مذهب يونان باستان مي‌باشد. محققان به منظور مشخص كردن تاثيرات ديني و سياسي آن بر يونان باستان و تمدن آن و درك خود اسطوره‌سازي، اسطوره‌ها را بررسي مي‌كنند

"اساطير اصيل" يا "اسطوره هاي آفرينش"، تلاش دارند تا به بيان ساده، آغاز جهان را توصيف كنند.قابل‌قبول‌ترين نسخه ارائه شده، در تئوگونيا توسط هزيود ارائه شده است. او با يك خائوس آغاز مي‌كند كه نشان از نيستي است. بعد از اين فضاي تهي، گايا(زمين) و برخي موجودات الهي اصلي ظاهر شدند: اروس
(عشق)، پرتگاه(تارتاروس)، و اريوس. گايا بدون كمك هيچ جنس مذكري،اورانوس(آسمان) را به دنيا آورد و بعدها همين اورانوس همسر گايا شد و او را بارور ساخت. در پي اين پيوند، اولينتايتان ها زاده شد—شش مذكر: كئوس، كريوس، كرونوس ، هيپريون، پايتوس ، و اكئاتوس ؛ و شش مؤنث: امنموسيني، فوبه،رئا، تئا، تميس، و تتيس. بعد از تولد كرونوس، گايا و اورانوس تصميم گرفتند كه ديگر تايتاني را به دنيا نياورند. اورانوس، تك چشم ها(سيكلوپ‌ها) و صددست ها (هكاتونكايرها)، را به درون تارتاروس پرتاب كرد تا تايتان‌ها را دنبال كنند. اين كار موجب خشمگين شد گايا شد. گايا، كرونوس (جوان‌ترين و وحشتناك‌ترين فرزند گايا) را متقاعد كرده بود كه پدرش را عقيم كند. او اين كار را انجام داد، و به حاكم تايتان‌ها تبديل شد، با خواهرش، رئا ازدواج كرد، و ساير تايتان‌ها دربار او را تشكيل دادند.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۰:۳۸ توسط:sana موضوع:

يه زماني در ايران....


يه روز يه تركه...



اسمش ستار خان بود، شايد هم باقر خان.. ؛
خيلي شجاع بود، خيلي نترس.. ؛
يكه و تنها از پس ارتش حكومت مركزي براومد،
جونش رو گذاشت كف دستش و سرباز راه مشروطيت و آزادي شد،
فداكاري كرد،
براي ايران،
براي من و تو،
براي اينكه ما يه روزي تو اين مملكت آزاد زندگي كنيم.



يه روز يه رشتيه...



اسمش ميرزا كوچك خان بود،
ميرزا كوچك خان جنگلي؛
براي مهار كردن گاو وحشي قدرت مطلقه تلاش كرد،
براي اينكه كسي تو اين مملكت ادعاي خدايي نكنه؛
اونقدر جنگيد تا جونش رو فداي سرزمينش كرد.




يه روز يه لره...


اسمش كريم خان زند بود،
موسس سلسله زنديه؛
ساده زيست،
نيك سيرت و عدالت پرور بود و تا ممكن مي شد از شدت عمل احتراز مي كرد.






يه روز يه قزوينه...




به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقي بسيار منحصر بفرد بوده و ديوان پارسي بسيار خوبي براي ما بر جا نهاد.





يه روز ما همه با هم بوديم...، و دنيا مال ما بود .










ترك و رشتي و لر و اصفهاني و...
تا اينكه يه عده رمز دوستي ما رو كشف كردند و قفل دوستي ما رو شكستند... ؛
حالا ديگه ما براي هم جوك مي سازيم،
به همديگه مي خنديم!!!
و اينجوري شاديم !!!!
اين از فرهنگ آريايي به دور است.
آخه اين نسل جديد نسل قابل اطمينان و متفاوتي هستند.
پس با همديگه بخنديم نه به همديگه !


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۰:۳۰ توسط:sana موضوع:

حقايق عجيب و شگفت انگيز درباره بدن تان

شما 50% موز هستيد!

چقدر شما به خوراكي كه پس از ورزش مي خوريد شباهت داريد؟ به گزارش پرشين وي اگر شما پس از ورزش موز ميل مي كنيد ، بسيار به آن شباهت داريد. ظاهرا ما 50 درصد DNA را با موز به صورت مشترك داريم. عجيب است و حتي يك نكته عجيب ديگر نيز وجود دارد، موزها در حقيقت در دسته توت ها طبقه بندي شده اند!

زخمي شده ايد؟ به انگشتانتان نگاه كنيد
اگر انگشت حلقه و انگشت اشاره شما خيلي نزديك به هم هستند، مراقب باشيد. بر طبق تحقيقي كه در مجله Rheumatology چاپ شده است ، هر چه انگشتان حلقه و اشاره به هم نزديك تر باشد بيشتر احتمال آن وجود دارد كه از آرتروز شديد زانو رنج ببريد.

بدن ما به طور طبيعي قند دوست دارد
اگر از اينكه خيلي به شيريني جات علاقه داريد ناراحت هستيد، خوشنود خواهيد شد اگر بشنويد محققان بر اين باورند كه ما به طور طبيعي به غذاي شيرين گرايش داريم. دانشمنداني كه يافته هاي خود را در مجله Clinical Nutrition and Metabolic Care چاپ كرده اند بيان دارند كه ما همانند سيستم سخت افزاري به قند علاقه داريم!
عرق بو ندارد
اگر به دليل فعاليت و يا ورزش زياد مرتب مجبور به شستن لباس هستيد، نبايد عرق را براي بوي بد لباس ها سرزنش كنيد. عرق به خودي خود بو ندارد. اين بو زماني توليد مي شود كه باكتري روي پوست با عرق آميخته مي شود.
در ورزش استعدادي نداريد؟ انگشت حلقه شما چه اندازه است؟
چطور است كه برخي از مردم در انواع ورزش ها عالي عمل مي كنند ولي براي عده اي ديگر سخت است؟ بر طبق مطالعه اي كه در مجله بريتانيايي Sports Medicine چاپ شده طول انگشتان افراد، كليد دريافتن به توانايي ورزشي آنهاست.
بر طبق اين تحقيق زناني كه انگشت حلقه آنها بلندتر از انگشت اشاره شان است در وزش خوب هستند، به خصوص ورزش هايي كه در آن دويدن وجود دارد.

بيشتر زنان انگشتان حلقه شان كوتاه تر از انگشت اشاره شان است، به گزارش پرشين وي گرچه اگر شما در معرض سطح بالايي از تستوسترون در رحم باشيد، انگشت اشاره شما ممكن است بلندتر از انگشت اشاره تان باشد.
احساس كوتاهي قد داريد؟
مشخص شده كه ما در شب ها كمي كوتاه تر از روزها هستيم. ظاهرا در شب حدود يك درصد كوچكتر از وقتي هستيم كه از خواب بيدار مي شويم.
علمي كه در وراي احساس ناراحتي وجود دارد
ما گاهي اوقات احساس ناراحتي مي كنيم، ولي محققان دريافتند كه ما هنگامي كه در واقع خونسرد هستيم، دچار افسردگي مي شويم. در نقشه گرما، اين بدين معني است كه هرگاه احساس دماي پايين تري داريم، بدن ما ناراحت تر و افتاده حال تر است.

بچه ها بيشتر استخوان دارند يا بزرگسالان؟
ممكن است در جواب به اين سوال بگوييد بزرگسالان. ولي اشتباه مي كنيد. بزرگسالان 206 استخوان دارند در حالي كه كودكان 300 استخوان دربدن دارند!
مغز شما گرسنه است

آيا مي دانستيد كه مغز 10.8 كالري در هر ساعت مصرف مي كند؟ با وجود آنكه مغز يك انسان معمولي تنها 1.4 كيلوگرم وزن دارد كه حدود دو درصد از كل وزن بدن است. با وجود اين حقيقت عجيب مي توان به راستي اصطلاح "غذاي مغز" را بيشتر جدي گرفت!

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۰:۲۱ توسط:sana موضوع:

۱۱ ارديبهشت روز جهاني كار و كارگر

سلام دوستان
روز جهاني كار و كارگر رو به تمام گارگران زحمت كش تبريك ميگم

به همين مناسبت تاريخچه روز جهاني كار و كارگر رو براتون اماده كردم كه قطعا توجه شمارو جلب ميكنه

انجمن تفريحي قاطي

اول ماه مي در تقويم ميلادي مصادف با روز جهاني كار و كارگر است

۱۱ ارديبهشت روزجهاني كار و كارگر



اولين روز از ماه "مي" هر سال در تقويم ميلادي كه در تقويم هجري شمسي معمولاً با روزهاي ۱۱ يا ۱۲ ارديبهشت ماه مصادف مي شود ، روز جهاني كار و كارگر نام دارد.
كارگران بازوان حركت هر جامعه‌اي به سوي رشد، تعالي و شكوفايي هستند بي شك همه پيشرفت‌هاي حاصل در مسير زندگي نشات گرفته از رشد و پويايي فكر و گسترش انديشه‌ورزي است و در هر جامعه‌اي كه از فرصت انديشه و بازوي هنرمند كارگران بهتر استفاده شود توسعه و پيشرفت، رونقي دو چندان خواهد يافت.



نگاهي به تاريخچه پرماجراي روز جهاني كارگر
مناسبت اول مي به عنوان روز كارگر به اين لحاظ بوده است كه در چهارم ماه مي سال ۱۸۸۶، و در چهارمين روز اعتصاب و تجمع كارگران آمريكايي در شهر شيكاگو، پليس به روي آنان آتش گشود كه شماري كشته، عده‌اي مجروح و بعداً چهارتن نيز اعدام شدند. كارگران اعتصابي خواستار تعديل شرايط كار و كاهش ساعات روزانه كار از ده ساعت به ۸ ساعت بودند.



قرار بود كه اول ماه مه ۱۸۸۶ در آمريكا (ايالات متحده)، كاهش ساعات كار به هشت ساعت در روز، به اجرا درآيد كه چنين نشد و در نتيجه، كارگران در گوشه و كنار اين كشور دست به تظاهرات زدند و در يك‌هزار و دويست كارخانه و كارگاه، اعتصاب صورت گرفت. شمار كارگران معترض شهر شيكاگو بيش از ساير شهرها و حدود ۹۰ هزار تن بود. در چهارمين روز تظاهرات شيكاگو، كارگران اعتصابي و هوادارانشان در «ميدان بيده = Haymarket» جمع شده و از اينجا به حركت درآمده بودند.



سخنرانان آنان بر يك گاري بزرگ سوار بودند و شعار مي‌دادند. پس از طي مسافتي، پليس اطراف اين گاري (چهارچرخه) را گرفت و خواست كه تظاهركنندگان متفرق شوند كه ناگهان انفجاري صورت گرفت، يك مامور پليس كشته شد و چند كارگر و پليس نيز مجروح شدند. اين حادثه سبب شد كه پليس دست به تيراندازي به سوي جمعيت بزند و كشتار صورت گيرد. آمار كشته‌شدگان اعلام نشده‌است ولي اسامي انبوه مجروحان در دست است. پليس با اعمال خشونت موفق شد جمعيت را پراكنده سازد.



در پي اين حادثه، هشت تن به عنوان مسبّب دستگير شدند كه پنج نفر از آنان كارگر مهاجر آلماني و يكي هم آلماني تبعه آمريكا بود. دادگاه يكي از اين دستگيرشدگان را به ۱۵ سال حبس محكوم كرد و بقيه محكوم به اعدام شدند كه فرماندار ايالت مجازات دو تن از آنان را به حبس ابد تخفيف داد. يكي از محكومان به اعدام، پيش از اجراي حكم خودكشي كرد و چهار نفر ديگر به دار آويخته شدند.
با رسيدن اخبار مربوط به اين تظاهرات، كشتار و اعدام به ساير كشورها، در گوشه و كنار جهان مراسم يادبود برگزار و هر سال هم تكرار شد كه به تدريج اول ماه مي، روز جهاني كارگر عنوان گرفت. چون اعدام‌شدگان شيكاگو عمدتاً آلماني بودند، در سال ۱۹۳۳ حزب نازي آلمان روز اول ماه مي را روز ملي و تعطيل عمومي اعلام كرد.



سازمان بين المللي كار
اين سازمان به عنوان يك نهاد خود مختار و وابسته به مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال ۱۹۱۹ براساس معاهده ورساي برپا شد. موافقت نامه مربوط به برقراري رابطه بين اين سازمان و سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۶ به تصويب رسيد و آن را به صورت نخستين كارگزاري تخصصي وابسته به سازمان ملل متحد درآورد.



الف) هدف ها و فعاليت ها

سازمان بين المللي كار در جهت پيشبرد عدالت براي افراد شاغل به كار، در تمام نقاط جهان فعاليت مي كند و عمده فعاليت هاي آن عبارتند از:
۱) تنظيم سياست ها و بين المللي كردن برنامه ها به منظور بهكرد شرايط كار و زندگي.
۲) برقراري معيارهاي كار به عنوان رهنمودهايي براي مسئولان ملي در به اجرا در آوردن اين سياست ها.
۳) اجراي يك برنامه وسيع همكاري هاي فني، براي كمك به دولت ها و عملي كردن اين سياست ها به شيوه اي كار ساز و اقدام به كار آموزي.
۴) آموزش و پژوهش به منظور كمك به پيشبرد اين تلاش ها.


سازمان بين المللي كار، از آن جهت در ميان سازمان هاي جهاني منحصر به فرد است، كه در امر تنظيم سياست هاي آن، نمايندگان كارگران و كارفرمايان از حق اظهار نظر برابر با نمايندگان دولت ها برخوردارند. كنفرانس بين المللي كار با حضور چهار عضو از هر كشور ( دو نماينده از سوي دولت، يك نماينده از طرف كارگران و نماينده اي از سوي كارفرمايان) تشكيل شده است. يكي از مهم ترين اهداف سازمان عبارت است از تصويب كنوانسيون ها وتوصيه هايي كه متضمن برقراري معيارهايي در ارتباط با مسائل كارگري در زمينه هايي مانند آزادي عضويت در تشكل ها، دستمزدها، ساعات و شرايط كار، جبران خسارت هاي وارده به كارگران، بيمه هاي اجتماعي ، مرخصي با استفاده از حقوق، ايمني صنعتي، خدمات اشتغال و بازرسي مسائل مرتبط مي باشند.


سازمان بين المللي كار در سال ۱۹۱۹ براساس معاهده ورساي برپاشد



اجراي مقررات كنوانسيون هاي سازمان بين المللي كار براي كشورهايي كه آن ها را امضا كرده اند الزامي است؛ در حالي كه توصيه هاي سازمان مذكور تنها در حكم رهنمودهايي براي سياست گذاري ، قانون گذاري و شيوه عمل هاي ملي است. از زمان تاسيس اين سازمان تاكنون، بيش از ۳۵۰ كنوانسيون و توصيه نامه به تصويب رسيده است.

سازمان براي اجراي مفاد عهد نامه ها توسط كشورهايي كه آن ها را مورد تصويب قرار داده اند نظارت به عمل مي آورد و براي تحقيق در خصوص شكايت هاي مربوط به نقض حقوق اتحاديه كارگري نيز رويه عمل ويژه اي دارد. كارشناسان سازمان بين المللي كار از طريق برنامه كمك هاي فني سازمان در زمينه هايي از قبيل كارآموزي حرفه اي، فنون مديريت، برنامه ريزي نيروي انساني، ايمني و بهداشت محيط كار، سياست هاي اشتغال، نظام هاي امنيت اجتماعي، تعاوني ها و صنايع دستيِ كوچك مقياس، به كشورهاي عضو ياري مي رسانند. سازمان بين المللي كار از طريق موسسه بين المللي مطالعات كار در ژنو و مركز بين المللي كار آموزي فني و حرفه اي پيشرفته در تورين ايتاليا، فرصت هايي براي آموزش در اختيار مي گذارد.

ب) مديريت
فعاليت هاي سازمان بين المللي كار كه كليه اعضا در آن نمايندگي دارند در فواصل بين اجلاس، سالانه، از طريق يك هيات حاكم مركب از نمايندگان ۲۸ كشور عضو، ۱۴ عضو كارگر و مابقي كارفرما، هدايت مي شود.



Read more: ۱۱ ارديبهشت روز جهاني كار و كارگر - سايت تفريحي قاطي

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۰:۱۱ توسط:sana موضوع:

خجالت از سيگار كشيدن آري، شرم از لباس نازك دختران جوان نه!

امروز برعكس، هنگامي كه فرهنگ عمومي مي گويد كه زنان نيز بايد برابر با مردان به كارهاي غيراخلاقي بپردازند، زنان احساس مي كنند كه تخت سلطه هوس هاي مردانه قرار گرفته اند. اما از آنجا كه جو جامعه اجازه نه گفتن به آنها نمي دهد آنها به كم اشتهايي و پر اشتهايي رواني روي مي آروند كه طي اين فرايند، بدن زن از شكل زنانه خود ساقط و بدين ترتيب او با زبان بدن خود به مردان ” نه ” مي گويد! Wendy-Shalit آنچه در ادامه مي خوانيد، مربوط به خانم وندي شليت متولد 1975 در ايالت ويسكانسين آمريكا و فارغ التحصيل رشته فلسفه از دانشكده ويليامز است. وي سعي كرده با شواهد دقيق مشكلات ناشي از بي توجهي به عفاف در جامعه آمريكا را بررسي كند و به نقش اساسي عفاف در سلامت فرد و جامعه بپردازد. شايد او از معدود زناني باشد كه با منطق و استدلال، نارضايتي دروني زنان قرباني بي عفتي را بر ملا مي كند، او در واقع تك صداهاي اعتراض آميز را از دل فرهنگ آمريكا بيرون كشيده و آنها را با صدايي بلند بيان كرده است. شليت، پاك دامني را امري فطري مي داند و معتقد است زنان در حال پي بردن به اهميت اين خواسته دروني است. اين مطلب نيز همانند سه مطلب پيشين برگرفته از كتاب ” فمنيسم در آمريكا تا سال 2003 ” است كه شامل مجموعه اي از نقدهاي نويسندگان غربي به جنبش آزادي خواهي و شعار تساوي و برابري زنان است.




بخشي از كتاب مذكور شامل خلاصه اي از كتاب “بازگشت به عفاف”(A RETURN TO MODESTY )نوشته وندي شليت است كه توسط سركار خانم سمانه مدني تلخيص و برگردان شده است. جلد كتاب “بازگشت به عفاف”(A RETURN TO MODESTY )نوشته وندي شليت جلد كتابي كه چكيده اي از كتاب بازگشت به عفاف را در برگرفته خانم وندي شليت در مقدمه كتاب خود به گرايش در حال فزوني نسبت به پاكدامني در ميان زنان جوان جامعه امروز آمريكا اشاره مي كند و از اين كه جو فرهنگي اين جامعه از درك علت اصلي اين بازگشت عاجز است و براي آن توجيهات غير قابل قبول ارائه مي كند، اظهار تاسف مي نمايد. او مي گويد: بسياري از مردم ( و جريان هاي فمنيستي) گمان مي كنند زناني كه روش زندگي همراه با عفاف را پيشه كرده اند، افرادي هستند كه مورد بدرفتاري واقع شده و يا از يك بحران روحي رنج مي برند، در حالي كه به هيچ وجه اين گونه نيست و بيشتر اين افراد با نشاط، سرزنده و فعال هستند.




بخش اول، فصل و شماره پنجم: در ابتداي اين فصل، وندي شليت به بررسي مشكل اختلالات تغذيه اي در بين دختران مي پردازد. از جمله اين اختلالات، كم اشتهايي و پر اشتهايي رواني است. به اعتقاد نويسنده، درصد بالايي از كساني كه از اين نوع اختلالات تغذيه اي رنج مي برند، زنان هستند كه بيشتر در آغاز سن بلوغ و يا شروع ارتباط با مردان دچار اين مشكل مي گردند. وي معتقد است مبتلا بودن به يك اختلال تغذيه اي تنها راهي است كه فرهنگ حاكم بر جامعه آمريكا به يك زن اجازه مي دهد كه در آشفته بازار امور غيراخلاقي، براي خود يك نظم و ترتيب بيايد. در فرهنگي كه اجازه داشتن حساسيت نسبت به مسائل جنسي را نمي دهد، اين موضوع براي دختران تبديل به يك وسيله براي ابراز حيا و براي ايجاد فاصله بين خود و مردان شده است. در دوراني كه داشتن عفاف مجاز شمرده مي شد. زنان نه تنها داراي اين حق بودند كه به تقاضاي جنسي يك مرد نه بگويند، بلكه اين امر قابل احترام نيز بود.



امروز برعكس، هنگامي كه فرهنگ عمومي مي گويد كه زنان نيز بايد برابر با مردان شهوت راني كنند و بدن خود را در ساحل دريا، در دستشويي هاي مختلط و در همه جاي مختلط به معرض نمايش بگذارند و از اين كار احساس راحتي نمايند، زنان احساس مي كنند كه تخت سلطه هوس هاي مردانه قرار گرفته اند.اين بي اشتهايي، بدن زن را از شكل زنانه خود ساقط مي كند و بدين ترتيب اگر او ديگر حق ندارد كه به اين گونه روابط «نه» بگويد، با زبان بدن خود اين كار را انجام مي دهد. تحريف شرم و حيا شليت مي گويد: «گمان نمي كنم ما در دوراني زندگي مي كنيم كه در آن شرم وجود ندارد.ما انسان هستيم و انسان ها هميشه از چيزي خجالت مي كشند فقط موضوع مناسب را اشتباه گرفته ايم. از سيگار كشيدن خجالت مي كشيم، اما از لباس نازك دختران جوان خجالت نمي كشيم.در دانشكده بايد از نشان دادن اشتياق به يادگيري خجالت بكشيم. مديريت دانشگاه وقتي نوبت به دروس اصلي مي رسد شرمنده مي شود، اما از اينكه لذت جنسي دو آتشه را به دانشجويان تلقين كند، خشنود مي گردد.» سپس نويسنده مثالي از مسئولين دانشگاه بيل مي آورد. در پاييز سال 1997، پنج دانشجوي ارتدوكس تقاضا كردند كه دانشگاه آنان را از الزام به اقامت در خوابگاه مشترك (پسران و دختران) معذور بدارد ولي مديريت دانشگاه اين امر را نپذيرفت، در حالي كه همين مديريت با ايجاد شركت تعاوني توسط ناهمجنس گرايان، هم جنس بازان و تغيير جنسيت داده ها، موافقت كرد. بر اساس گزارش نيويورك تايمز، برخي از دانشجويان ارتودكس نيز از اشتراكي بودن خوابگاه ها ناراضي هستند، هرچند به وضوح آن را اعلام نمي نمايند. نويسنده به وارونگي ارزش ها در جامعه كنوني اشاره مي كند و مي گويد: «درگذشته اي نه چندان دور، دانشگاه ها از كساني كه مشتاق درس خواندن بودند، حمايت مي نمود و آنان را در مبارزه با فشار جنسي ياري مي كردند.


دانشجويان مجبور بودند مخفيانه رابطه جنسي برقرار كنند… اما اكنون تو هستي كه بايد از بي بند و بار نبودن خود شرمنده باشي، تو هستي كه بايد تمايل خود را به پاك دامني جنسي آن قدر محتاطانه نشان دهي كه گويا هرزگي مي كني.» وي اضافه مي كند: «موضوعات شرمندگي آنقدر درهم و برهم شده اند كه اكنون عفت، تابو محسوب مي گردد. اما اين تنها تابوي پست مدرن نيست. دختران امروز بايد از احساساتي بودن خود نيز شرمنده باشند.» زنان با حيا و دختران احساساتي غير طبيعي هستند! نويسنده سپس به مساله حياي دختران و برخورد نامناسب جامعه با اين موضوع مي پردازد و به نهادهايي كه به گمان خود اين مساله را يك نقص مي پندارند و در پي درمان آن هستند، شديدا انتقاد مي كند. براي مثال، وي در واكنش به مقاله اي در ماه مه سال 1997 در مجله مادموازل با اين عنوان آمده كه «چگونه از خجالت نميريم؟» و يا مقاله مجله ميرابلا در سال 1998 «چگونه بر خجالت غلبه كنيم؟» اظهار مي دارد: «اساسا اگر خجالت كشيدن و شرمنده شدن چيز بدي نباشد، چه؟» به غير از خجالتي بودن، احساساتي بودن دختران نيز از نظر كارشناسان عصر حاضر يك اختلال عمده به شمار مي آيد.


دختري كه در 13 سالگي در يك ميهماني، اولين رابطه جنسي خود را تجربه كرده است، در پانزده سالگي با تاسف مي گويد: «اي كاش اين حادثه قدري عاطفي تر بود.» حرف او صحيح است يا غلط؟ نويسنده عقيده دارد كه توافق همگاني فرهنگي جامعه آمريكا بر اين عقيده است كه حرف اين دختر صحيح نيست. روشنفكران فمينيست مي گويند كه «ايده آل هاي رمانتيك تنها وسيله اي براي حفظ برتري مردان در دوراني بود كه تقاضاهاي علني براي روابط جنسي در جامعه پذيرفته شده نبود.» نتيجه پژوهشي كه در سال 1994 در آمريكا صورت گرفت، اين بود كه «دختران و پسران در بسياري از نقطه نظراتشان نسبت به روابط جنسي متفاوت هستند. دختران خيلي بيش از پسران اظهار مي كنند كه عاشق آخرين شريك جنسي خود هستند. (71درصد دختران در مقابل 45 درصد پسران)» موضوع قابل توجه ديگري كه اخيرا ميان دختران رواج يافته، بريدن اندام هاي زنانه بدن است. خانم دكتر ” پايفر ” خاطرنشان مي كند كه در 10 سال اول كار خود به عنوان روانشناس، هرگز با بيماري كه بدن خود را بريده باشد، برخورد نكرده بود، اما اكنون اين مساله به يك امر معمول در بين دختران نوجوان تبديل شده است.


او با تعجب مي گويد : «كدام تحول فرهنگي باعث رواج اين مشكل فراگير شده است؟» نويسنده مي گويد: ظاهرا نسلي از دختران بوجود آمده كه طبيعت زنانه ي سركوب شده آنان، به شكل نفرت انگيزي (مانند اختلال تغذيه اي، بريدن اندام هاي بدن و يا در ازاي خشونت جنسي و تجاوز) مجددا خود را نشان مي دهد. شليت، همچنين به غير عاطفي بودن عشق هاي امروزي اشاره مي كند و روابط جنسي موجود در جامعه را تهي از عشق و محبت حقيقي مي داند و در اين مورد نقل قولي از ” كي بر كگارد ” آورده است كه مي گويد : «عشق عاطفي به علت جاودانگي مستدلي كه به آن شرافت مي بخشد و آن را از شهواني بودن محض نجات مي دهد، قابل قياس با اخلاقيات است.» كانت هم مي گويد: «عشق جنسي، معشوق را تنها به چشم يك شيء اشتها آور مي نگرد، به محض آنكه معشوق در اختيار گرفته شد و آن رغبت آرام گرديد، ديگر دور انداخته مي شود، مثل دور انداختن ليمويي كه كاملا مكيده شده باشد.» كانت معتقد است رابطه جنسي، به تنهايي و بدون عشق، تحقير طبيعت انساني است.



منبع:جام نيوز


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۰:۰۱ توسط:sana موضوع:

شهر گمشده آتلانتيس

اتلانتيس (بهشت گمشده)
حدود 350 سال قبل از ميلاد ` افلاطون در رساله اي به نام تيمائوس (Timaeus) چنين نوشت : " 12 هزار سال پيش از اين جزيرهاي بوده است بزرگ با تمدني ستايش انگيز موسوم به آتلانتيس كه..." به اين ترتيب نام قاره آتلانتيس براي نخستين بار بر قلم افلاطون جاري شد و به زودي بر سر زبانها افتاد .
اين فيلسوف بزرگ يوناني انگاه در رساله ديگري به نام كور تياس (Critias) شرح بيشتري از قاره اتلانتيس و تمدن ان نوشت " اتلانتها افزون بر 20 ميليون نفر بودند كه در جزيره اي خوش اب وهوا به وسعت 154 هزار مايل مربع زندگي مي كردند در جنگلهاي انبوه اتلانتيس انواع جانوران بزرگ وكوچك مي زيستند و شهرهاي اباد ان با ساختمانهاي عظيم با شكل هرم درخشش نور بود و مرمر ..."


طبق گزارش افلاطون "... بر اين سرزمين اطلس حكومت مي راند كه مردم او را ستون اسمان مي دانستند و در مركز جزيره در بزرگداشت اطلس معبدي با شكوه ساخته بودند كه ديوارهاي عظيم داشت و درهاي ان تزيين يافته بود از سنگها و فلزات قيمتي در زير تابش نور خورشيد همچون الماس مي درخشيد ." افلاطون ادامه مي دهد :" مقدس ترين حيوان در نزد مردمان اتلانتيس گاو نر بود كه مظهر قدرت بي شمار مي رفت و به عنوان برترين هديه به پيشگاه اطلس با مراسمي شكوهمند در برابر معبد بزرگ قرباني مي شد تا فوران خون سنگهاي مرمر را رنگ اميزي كند ."
به نوشته افلاطون :" در قاره اتلانتيس شهرها به شكلي هندسي و زيبا ساخته شده بودند و كانال هاي اب كه همچون رگها در بدن به هر سو امتداد داشتند مزرعه ها و باغها را سيراب مي كردند . اساس فرهنگ و تمدن اين مردمان سعادتمند همانا برادري و صفات عالي انساني بود. اما چون قدرت ايشان روز افزون شد به تدريج شروع به دست درازي به ديگر سرزمينها كردند افلاطون ميگويد :روح احساس و كمك در انها ديگر از بين رفته بود انها اعتقاد و ايمان خود را از دست داده بودند انها با سپاهياني بي شمار قصد فتح اتن و سرزمين هاي شرق را داشتند . اما زئوس طوفاني بر انها نازل كرد . مجازاتي كه به هيچ وجه قابل تصور نبود . افلاطون در اين باره نوشت "طوفان سبب زمين لرزه و سيل هاي بزرگي شد كه به مدت يك شبانه روز به شدت ادامه داشت وقتي دريا جزيره آتلانتيس را به زير خود فرو برد و ناپديد گشت " افلا طون ترديد داشت كه هرگز نشانهاي از اين سرزمين گمشده به دست ايد . او نوشت " اقيانوس در ان نقطه به مكاني غير قابل عبور و جستجو تبديل شده است". به اين ترتيب و به روايت افلاطون تمدن اتلانتيس در اغاز شكوفايي نابود مي شود و سه نيروي سهمگين طبيعت يعني : اتشفشان و زلزله و طوفان با چنان شدت و خشونتي بر پيكر اتلانتيس مي تازد كه تصور ان نيز لرزه بر پيكر ادمي مي اندازد .اين واقعه در سال 3500قبل از ميلاد روي مي دهد . جزيره اتلانتيس به لرزه در مي ايد ; زمين از هر سو شكاف بر مي دارد و تكه تكه مي شود . از قله هاي كوه اتش فوران مي كند و تكه هاي مذاب همچون باران مرگ بنا ها را هدف قرار مي دهد . سپس خاكستري داغ همه فضا را تيره و تار مي كند و بر سراسر جزيره فرو مي بارد تا ... سرانجام چنان كند كه آتلانتيس در زير پردهاي سنگين مدفون شود وبه افسانه ها بپيوند د . چون افلاطون در گذشت ; اتلانتيس هم از ياد ها رفت و ديگر كسي سراغ ان جزيره اسراراميز را نگرفت جز انكه نا مش براي درياي اتلانتيك (واقع در ميان سه قاره افريقا اروپا وامريكا ) باقي ماند .اما جست و جو گران و دوستداران تاريخ و گذشته زمين با مطاله رساله هاي افلا طون در انديشه جزيره اي فرو مي رفتند كه در ان مردمي لايق و هوشمند زندگي مي كردند و همواره پرسش اين بود كه اتلانتيس در چه نقطه ا ي قرار داشته و علت واقعي نابودي ان چه بوده است ؟ ايا چنين تمدني واقعيت داشته يا افلاطون از رويا هاي خود سخن گفته است؟ اين ترديدها از انجا قوت مي گرفت كه اتلانتيس در زبان مصريان باستان به معني " جزيره بي نام " است و يونانيان باستان نيز علاقه وافري به سرزمينهاي اساطيري و داستانهاي مربوط به اسطوره ها والهه ها داشته اند . بنابراين رساله افلاطون مي بايستي درباره يك ارمانشهر در جزيره ا ي موهوم ميان درياي اساطيري باشد . يك فرض ديگر اين بود كه افلاطون از تمدني سخن به ميان اورده كه نشانه ها و چگونگي ان را از زبان دريا نوردان شنيده و خودش چيزهاي زيادي به ان افزوده است . (قسمت اول) ادامه دارد...

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۴:۵۹:۴۷ توسط:sana موضوع:

ما مردمان جالبي هستيم!

مردمان جالبي هستيم ۶۵000 شركت تجاري در دبي داريم! سه ميليون ايراني پناهنده در خارج از ايران.



در ونزوئلـا مسكن مهر مي سازيم ولي در كشور خودمان خيلي ها هنوز كارتن خواب هستند.



در دبي و كشورهاي ديگر اشتغالزايي و سرمايه گذاري كلـان مي كنيم ولي در كشور خودمان مردم از بيكاري ضايعات جمع مي كنند.



براي كمك به زن مردم در هر موضوعي سرودست ميشكنيم ولي اگر زن خودمان زير ماشين هم بماند يا يك گوني برنج همراه داشته باشد منتظريم ديگران كمكش كنند.



در صحنه هاي دلخراش و تصادف كه يكي داره جان ميده بلد نيستيم با اون موبايل شماره ۱۱۵ اورژانس رو بگيريم اما اول فكر گرفتن فيلم و تهيه بلوتوث براي پز دادن به ديگران هستيم كه عجب فيلمي گرفتيم.



جايي آتش گرفته و يكي داره جزغاله ميشه ميگن يك زنگ بزن ۱۲۵ آتشنشاني بياد، ميگيم شارژ گوشيم خالي شده ، شارژ مالي ندارم اما اگر يك دختر و يا زن غريبه بگه گوشي بده يه زنگ بزنم، درجا گوشيمون دويست هزارتومان شارژ مالي و ده تا باطري و سيم شارژ پيدا ميكنه و دعا ميكنيم يك ساعت با گوشيمون حرف بزنه دستش بخوره به گوشي شايد تبرك بشه!!


در تهران از خواب بيدار مي شويم. محل شركت تجاري و مركز خريدمان در دبي... است.


استعدادمان در تهران كشف و نبوغمان در اروپا شكوفا مي شود.


براي تحصيل به فرانسه يا لندن مي رويم، اما چون از كار در اروپا خوشمان نمي آيد، در ايالـات متحده آمريكا كار مي كنيم، و هر وقت بيكار شديم براي گرفتن حقوق بيكاري به اروپا مي رويم.



برنامه هاي تلويزيوني مان از لوس آنجلس پخش و در خرم آباد دريافت مي شود. فيلم هايمان را در بيابان هاي ايران مي سازيم، اما در ونيز و پاريس و برلين آنها را نمايش مي دهيم و از آنجا جايزه فيلمسازي مي گيريم.


در كلن آلمان طرفدار جمهوري و در تهران طرفدار سلطنت هستيم.



مهم ترين مقالـات سياسي مان در اوين نوشته ، اما در پاريس خوانده مي شود.



از واشنگتن نامزد انتخابات مي شويم، اما صلـاحيتمان در تهران رد مي شود، بنابراين در برلين انتخابات را تحريم مي كنيم و در لندن تصميم مي گيريم رفراندوم برگزار كنيم.



در هلند عضو پارلمان و در اسراييل رييس جمهور مي شويم، در تهران با حكومت مخالفت مي كنيم، در عراق با حكومت مي جنگيم، اما در لبنان از حكومت دفاع مي كنيم.



در تهران كنسرت موسيقي راك برگزار مي كنيم، ما در فرانكفورت كنسرت موسيقي سنتي مان با استقبال آلماني ها روبرو مي شود.



در آنكارا در كنسرت موسيقي پاپ ايراني شركت مي كنيم، اما در آنتاليا مي رقصيم، در كانادا برنده مسابقه ملكه زيبايي مي شويم، حقوق زنانمان در مشهد نقض مي شود، اما در سوئد از حقوق زنان دفاع مي كنيم!!



وليعهدمان در آمريكاست، ملكه مان در يكي از شهرهاي فرانسه زندگي مي كند، رييس جمهور سابقمان در پاريس زندگي مي كند، رييس قوه قضاييه مان متولد عراق است، در عوض نخست وزير عراق سالها در ايران زندگي مي كرد و رييس جمهور اسراييل متولد ايران است.



در ايران زندگي مي كنيم، در تركيه تفريح مي كنيم، در آمريكا پولدار مي شويم و براي مرگ به ايران بر مي گرديم.



زبانمان فارسي است اما پر از لغات عربي و انگليسي و آلماني و فرانسويه . . .



درميهماني هايمان غذاي خارجي سرو مي شود و به آهنگ هاي غربي مي رقصيم.



از وضع كشورمان ناراضي هستيم اما معتقديم كه براي پول درآوردن هيچ كجا بهتر از ايران نيست.


و بهترين راه حل براي تغيير وضع موجود را نشستن پشت كامپيوتر و اظهارنظر در
اينترنت . . . مي دانيم!



علاوه بر تمام اينها حرف هاي بي سر و ته هم زياد ميزنيم . .


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۴:۵۹:۳۵ توسط:sana موضوع:

چرا آباداني ها لاف ميزنند؟

موضوع از اين قرار است كه: آبادان در همان 60 - 50 پيش يكسري امكانات داشت كه در هيچ جاي ايران و حتي خاورميانه وجود نداشت. از اين روي مردم آبادان وقتي براي بقيه مردم در شهرهاي ديگر ايران امكانات شهرشان را بازگو و تعريف مي‌كردند، آنها باور نمي‌كردند و فكر مي‌كردند دارند دروغ مي‌گويند و لاف مي‌زنند! امكاناتي مثل:
۱. اولين تراموا در ايران
۲. اولين خطوط اتوبوس راني درون شهري
۳. اولين ايستگاه تلويزيون و راديو
۴. اولين شبكه فاضلاب
۵. اولين پيتزافروشي در خاورميانه (پيتزا مونتكارلو ايتاليايي)
۶. اولين تيم رسمي فوتبال باشگاهي
۷. اولين فرودگاه بين‌المللي
۸. اولين باشگاه اسب سواري، بيليارد،بولينگ و....
۹. اولين شوراي شهر
۱۰. اولين اداره‌ي راهنمايي ورانندگي
۱۱. اولين و تنها سينماي روباز و دومين سينماي سرپوشيده
12 و از همه مهمتر اولين پالايشگاه نفت خاورميانه
...............
حالا در مي يابيد كه لاف و دروغي در كار نبوده و هموطنان ما در واقع توهم لافزني نسبت به آباداني هاي خونگرم، مهربان و ميهمان نواز داشته و البته هنوز هم دارند!
از آن مهمتر حال خود قضاوت كنيد وضعيت امروز اين شهر با آن پيشينه شهرنشيني و تمدن اصولا قابل قياس است؟

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۴:۵۹:۲۶ توسط:sana موضوع:

فتواهاي مفتي هاي عربستان

بسم الله الرحمن الرحيم


خداييش نميدونستم اين پست رو اينجا بذارم يا بخش طنزانجمن تفريحي قاطي
نتركيد از خنده صلواااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اتانجمن تفريحي قاطي



1) مرد ها مي توانند در محل كار خود با زنان نامحرم محرم شوند، در صورتي كه از سينه آن زنان شير بنوشند.

2) مردها مي توانند زنان خود را تنها با يك پيامك طلاق دهند.

3) ميكي ماوس يك عروسك فساد انگيز است و بايد نابود شود.


4) دختران مسلمان هرگز نمي توانند در نمايش ها نقش پسران را بازي كنند.


5) پوشيدن پيراهن توليد شده باشگاه منچستر يونايتد انگليس حرام است.

6) ورزش يوگا حرام است




فتواهاي مفتي هاي وهابيت:

۱- پدر و دخترش داخل يك خانه نمي توانند باشند
۲- تكيه دادن زن به ديوار حرام است
۳- خيارسبزه براي زنان حرام است
۴-گوسفند ماده بايد زنده به گور شوند
۵-مرد نمي تواند با همسرش محبت كند و او را ببوسد
۶-ابرو برداشتن حرام است(ما هم قبول داريم براي مرد اما نه براي زن)
۷-گذاشتن خيار سبزه در كنار ميوه هاي ديگر حرام است
۸-رابطه با شيعه حرام است
۹-مجله خانوادگي "روتانا" چاپ كشور اردن در شماره جديد خود اعلام كرد:
«يكي از شيوخ وهابي، استفاده از رستوران‌هاي بوفه‌باز
(سلف سرويس) كه در آن چندين نوع غذا سرو مي شود را حرام اعلام كرد»!
۱۰-در همين راستا يك مفتي وهابي ديگري نيز "ميكي ماوس" را مرتد و ريختن
خون آن را حلال كرده است!! فارغ از اينكه ميكي ماوس يك شخصيت كارتوني
بوده و همين موضوع موجب انفجار بمب خنده در خبرگزاري‌هاي غربي
و آمريكايي شده و دستمايه طنز طنزپردازان گرديده است.
۱۱-در فتواي ديگر از يك مفتي عربستاني برگزاري جشن‌ تولد و

سالگرد ازدواج باطل‌ و حرام اعلام شده است.
۱۲-مركز مذكور همچنين در اين بيانيه آورده است: اهداي گل به
بيمار علاوه بر اينكه از سنت هاي بلاد كفار است، هيچ منفعتي
براي بيمار نخواهد داشت، لذا اهداي آن امري بيهوده است


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۴:۵۹:۱۶ توسط:sana موضوع:

15 راز اسرار آميز تاريخ

1-كفن تورين

كفن تورين يك تكه پارچه كتان است كه تصوير يك مرد در آن نقش بسته درحالي كه به صليب كشيده شده است. بيشتر كاتوليك‌ها معتقدند اين پارچه، كفن عيسي مسيح مي‌باشد. اين كفن هم‌اكنون در كليساي «سنت جان تعميردهنده» در شهر تورين ايتاليا نگهداري مي‌شود. با وجود بررسي‌هاي زياد هنوز هيچ‌كس نتوانسته توضيح قابل قبولي بر چگونگي چاپ اين تصوير ارائه دهد و تاكنون كسي قادر نبوده از روي آن كپي بردارد. آزمايشات راديوكربن نشان مي‌دهد كه اين تكه پارچه متعلق به قرون وسطي است ولي مدافعان اين كفن، چنين نظريه‌اي را قبول ندارند. باستان‌شناسان معتقدند اين پارچه در قرن چهارم هم وجود داشته، پارچه ديگري نيز موجود است كه مي‌گويند سر عيسي‌مسيح با آن پوشيده شده بود. پروفسور مارك گاسكين پژوهشگر اسپانيايي در سال 1999 در مورد ارتباط اين دو پارچه با يكديگر تحقيقات مفصل علمي انجام داد. اين تحقيقات كه بر پايه تاريخ، آسيب‌شناسي، تجزيه خون و لكه‌هاي روي پارچه‌ها انجام گرفته بود، نشان مي‌داد هر دو پارچه در دو زمان مجزا ولي نزديك به هم سر يك نفررا پوشانده بوده‌اند. اين نتيجه‌گيري توسط دانشمندان ديگري نيز مورد تاييد قرارگرفت.

2-جاده بيميني

حتما شما هم مثل بسياري از مردم دنيا درباره شهر گمشده «آتلانتيس» چيزهايي شنيده‌ايد ولي «جاده بيميني» كجاست؟ در سال 1968 غواصان، صخره‌اي عجيب و زيردريايي را كشف كردند كه در نزديكي جزيره بيميني شمالي در باهاماس قرار داشت. هنوز هم هستند كساني كه معتقدند سنگ‌هاي اين صخره به طور طبيعي ساخته شده‌ ولي به خاطر نوع نظم غيرمعمول اين سنگ‌ها، بسياري فكر مي‌كنند كه بخشي از شهر گمشده آتلانتيس مي‌باشند. شايد عاملي كه بيشتر باعث اسرارآميز شدن اين جاده شده «ادگار كايس» پيشگو در سال 1938 است كه مي‌گفت: «در سال‌هاي 1968 الي 1969 بخشي از يك معبد كه هنوز كشف نشده است در درياهاي نزديك بيميني عيان خواهد شد.» دكتر «گرگ ليتل» باستان‌شناس آماتور در تحقيقات اخير خود صخره جاده مانند ديگري درست شبيه صخره اولي را در زير آن پيدا كرد. او معتقد است اين صخره‌ها قسمت بالايي يك ديوار قديمي يا يك اسكله مي‌باشند. به هر حال اين صخره‌ها هر چه كه باشند چندان محتمل به نظر نمي‌رسد كه دست طبيعت خود به خود سنگ‌ها، شن‌ها و صدف‌ها را اين طور منظم در كنار هم قرار داده باشد.
3-مثلث برمودا
مثلث برمودا، منطقه‌اي در آب‌هاي اقيانوس اطلس شمالي واقع شده است كه تاكنون شمار زيادي از هواپيماها و قايق‌ها در آن ناپديد شده‌اند. در طي سال‌هاي بسيار دلايل مختلفي براي اين ناپديد شدن‌هاي اسرارآميز ارائه شده كه از جمله آنها بدي آب و هوا، حمله فضايي‌ها، جابجا شدن زمان و برخي قوانين فيزيك بوده‌اند. هر چند كه در بسياري از گزارشات اين اتفاقات پر از اغراق بوده ولي حقيقت اين است افراد و اشياي بسياري در اين منطقه مثلث شكل ناپديد شده‌اند و هيچ دليل محكمي از آن در دست نمي‌باشد، اما نزديك به 15 سال است كه ديگر برمودا خبرساز نشده است.
4-مهاجران رونوك
در سال 1584 سر والتر رالي به دستور ملكه اليزابت اول به ساحل شرقي آمريكاي شرقي رفت تا به وضع مهاجران انگليسي سامان دهد. بين سال‌هاي 1585 تا 1587 دو گروه از مهاجران در دو منطقه جاي گرفتند و تشكيل مستعمره دادند. يكي از اين گروه‌ها به جنگ با قبايل بومي آمريكا پرداخت و پس از مدتي از آنجا كه ديگر مواد غذايي و نيروي جنگيدن نداشتند دوباره به انگلستان بازگشتند. گروه دوم با بعضي از قبايل طرح دوستي ريختند ولي اين سياست هم نتيجه‌اي نداشت و بسياري از آنها كشته شدند. سرانجام اين مهاجران شخصي به نام «جان وايت» را مامور كردند تا به انگلستان برود و كمك بياورد. «وايت» به هنگام ترك آنجا ديد كه نود مرد، هفده زن و يازده بچه در آن مستعمره زندگي مي‌كردند ولي وقتي در سال 1590 وايت دوباره به آمريكا برگشت هيچ اثري از آنها نبود، حتي اثري از دعوا و جنگ هم به چشم نمي‌خورد. اين گروه از مهاجران به نام «مستعمره گمشده» معروف شده‌اند و هنوز كسي از ساكنين آن خبري ندارد.
5-زمزمه تائوس
«زمزمه تائوس» يا «زمزمه طبيعت» در بسياري از نقاط دنيا شنيده مي‌شود. اين صدا اغلب در محيط‌هاي ساكت به گوش مي‌رسد و شبيه صداي موتوري است كه از فاصله دور مي‌آيد و بيشتر در ايالات متحده، انگلستان و كشورهاي شمال اروپا رخ مي‌دهد. هر چند كه تاكنون پژوهش‌هاي بسياري براي پيدا كردن منبع اين صدا و ضبط آن انجام شده ولي هنوز هيچ‌كس نتوانسته به نتيجه‌اي دست يابد.بلندترين زمزمه تاكنون در شهر كوچك «تائوس» در نيومكزيكو شنيده شده است. در سال 1997 كنگره آمريكا گروهي از دانشمندان انستيتوهاي علمي معتبر اين كشور را مامور تحقيق در اين زمينه كرد ولي تا به امروز هيچ‌كس علت اين صداي زوزه مانند را كشف نكرده است.
6-كنت سن ژرمن
كنت سن ژرمن (به گفته برخي زمان مرگش 27 فوريه 1784 بود) نجيب‌زاده‌اي ماجراجو، مخترع، دانشمند آماتور، نوازنده ويلون، آهنگساز آماتور و بالاخره مردي اسرارآميز بود. او در زمينه علم كيمياگري هم مهارت‌هايي داشت و مردم او را «مرد شگفت‌انگيز» مي‌ناميدند. هيچ كس نفهميد او از كجا آمده بود وي بدون هيچ ردپايي هم ناپديد شد، اما پس از آن چندين سازمان پنهاني و اسرارآميز او را الگوي خود مي‌دانستند. در سال‌هاي اخير هم چندين نفر ادعا كرده‌اند كنت سن ژرمن هستند.
7-كتاب دست‌نويس وينيچ
كتاب وينيچ، كتابي دست‌نويس متعلق به قرون وسطي است كه مشخص نيست با چه خط و زباني نوشته شده است. بيش از صد سال است كه كارشناسان سعي در شكستن رمز اين خط داشته‌اند، تصاويري كه در ورق‌هاي باقيمانده از اين كتاب ديده مي‌شود نشان مي‌دهد كه كتاب در زمينه داروسازي و درمان بيماري‌ها مي‌باشد.
8-جك قاتل
در نيمه دوم سال 1888 لندن صحنه قتل‌هاي فجيعي بود كه در اكثر آنها زنان خياباني كشته و گلويشان بريده شده بود. نام «جك قاتل» از نامه‌اي گرفته شده بود كه قاتل به روزنامه‌هاي لندن فرستاد. پليس انگليس مظنونين بسياري را دستگير كرد ولي براي هيچ كدام از آنها نتوانست مدرك كافي جمع‌آوري كند و همه را آزاد كرد. هنوز هم كسي نمي‌داند جك قاتل چه كسي بود.
9-دي . بي . كوپر
دي.بي.كوپر يا «دن كوپر» نام مستعاري است كه به يك هواپيماربا داده شده است. دن كوپر در تاريخ 24 نوامبر سال 1971 يك هواپيماي بويينگ 727 را ربود و پس از دريافت 200 هزار دلار در حالي كه هواپيما بر روي اقيانوس آرام پرواز مي‌كرد از آن پايين پريد. هيچ‌كس نمي‌داند كوپر از آن پرش جان سالم به در برد يا نه، ولي در سال 1980 يك پسر بچه هشت ساله 5800 دلار اسكناس بيست دلاري خيس را در ساحل رودخانه كلمبيا پيدا كرد كه شماره سريال آنها با شماره سريال پول‌هايي كه به كوپر داده شد، يكي بود. همين اتفاق باعث شد كه از آن پس در هواپيماها ردياب فلزي كار بگذارند.
10-ال چوپاكابرا
ال چوپاكابرا (مكنده خون بز) بيشتر در كشورهاي آمريكاي لاتين ديده شده است و احتمالا موجودي سنگين وزن با جثه‌اي كوچك‌تر از خرس مي‌باشد كه يك رديف فلس شبيه دايناسورها از پشت گردن تا محل درآمــدن دم روي بـدن خود دارد. اين نام لاتين به اين دليل بر روي آن گذاشته شده كه به گفته شاهدين اين موجود حيوانات به ويژه بز را مي‌كشد و خون آنها را مي‌مكد. مي‌گويند اين موجود صورتي شبيه سگ يا پلنگ، زبان دراز نوك تيز و دندان‌هاي نيش بزرگي دارد و بويي شبيه بوي گوگرد بر جاي مي‌گذارد و به هنگام خطر چشمانش قرمز رنگ شده و مي‌درخشند.
11-مرد بالدار
مرد بالدار نام موجودي عجيب است كه اوج رويت آن بين سال‌هاي 1966 و 1967 در ويرجينياي غربي بوده است در سال 2007 هم گزارش‌هايي مبني بر رويت آن موجود مي‌باشد. آنها كه مرد بالدار را ديده‌اند، مي‌گويند اين موجود سر ندارد! اما چشمان درشت و سرخي دارد كه روي سينه‌اش مي‌درخشند. افراد زيادي تاكنون خبر داده‌اند كه مرد بالدار را ديده‌اند ولي هيچ عكسي از آن در دست نمي‌باشد.
12-نورهاي مارفا
نورهاي مارفا، نورهايي غيرقابل توضيح هستند كه به نورهاي ارواح هم معروفند. اين انوار در مارفا واقع در ايالت تگزاس ديده مي‌شوند. مي‌گويند اين نورها به اندازه يك توپ بسكتبال هستند و در ارتفاع 5/1 الي 2 متري زمين شناور مي‌باشند. نورهاي مارفا به رنگ‌هاي سفيد، زرد، نارنجي يا قرمز و گاه سبز و آبي ديده شده‌اند و به سرعت در جهات مختلف حركت مي‌كنند. هنوز هيچ كس از فاصله كاملا نزديك آنها را نديده است ولي دانشمندان احتمال مي‌دهند اين نورها، برق حاصله از تپه‌هاي كوارتز همان نزديكي باشد.
13-قاتل زودياك
قاتل زودياك در اواخر دهه 1960 به مدت ده ماه فعاليت ‌كرد و بعد ديگر هيچ خبري از او نشد در اين مدت او پنج نفر را كشت و دو نفر را زخمي كرد. اين دو نفر زخمي نيز به طرز معجزه‌آسايي از مرگ نجات يافتند در حالي كه قاتل فكر مي‌كرد آنها را كشته است. بعد از هر قتل، قاتل كه به زودياك معروف شده بود به پليس تلفن مي‌كرد و خبر قتل آنها را مي‌داد. او در نامه‌هاي خود به روزنامه‌ها مي‌نوشت: من دوست دارم مردم را بكشم. كشتن يك انسان خيلي لذت‌بخش‌تر از حيوانات است چون انسان خطرناك‌ترين حيوان روي زمين مي‌باشد... هنوز هم راز قاتل زودياك برملا نشده است.
14-مري سلست
كشتي مري سلست در سال 1860 در «نووا اسكوتيا» به آب انداخته شد.
نام اوليه اين كشتي «آمازون» و طول آن 103 فوت بود و 280 تن وزن داشت. به مدت ده سال مري سلست پشت سر هم گرفتار حوادث متعددي شد و اين كشتي صاحبان مختلفي داشت تا اين‌كه سرانجام در يك حراجي در نيويورك به قيمت سه هزار دلار فروخته شد. صاحب جديد، تعميرات اساسي روي آن انجام داد و با نام جديد «مري سلست» آن را به آب انداخت. كاپيتان جديد بنجامين بريگز 37 ساله بود كه به همراه همسر و تنها دخترش و به اتفاق خدمه سوار كشتي شد و در نوامبر 1872 به سمت ايتاليا راه افتاد.
هيچ يك از سرنشينان كشتي هرگز دوباره ديده نشدند. مدتي بعد كشتي سرگردان در اقيانوس پيدا شدو هيچ اثري از خدمه‌اش در آن ديده نمي‌شد ولي هيچ‌كس در آن نبود و تمام مدارك به جز گزارشات روزانه كاپيتان ناپديد شده بود. اوايل سال 1873 دو قايق نجات در اسپانيا به ساحل نشستند.
در يكي از آنها جسد يك نفر به همراه پرچم آمريكا بود و در ديگري جسد پنج نفر ديده مي‌شد. برخي معتقدند اين اجساد بقاياي سرنشينان مري سلست بودند ولي حقيقت اين است كه هويت اين اجساد هيچ وقت كشف نشد.

15-پا گنده

بيگ فوت يا ساسكواچ به انساني ميمون مانند گفته مي‌شود كه در نواحي جنگلي شمال غربي اقيانوس آرام و بخشي از بريتيش كلمبيا ديده شده است. برخي كارشناسان بيگ فوت را موجودي تخيلي و برگرفته از افسانه‌ها مي‌دانند ولي برخي ديگر به شدت از وجود آن حمايت مي‌كنند.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۴:۵۹:۰۸ توسط:sana موضوع:

چت باکس


صفحات وبلاگ

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ]

RSS

POWERED BY
sitearia.ir

اینستاگرامی ها

  دستگاه برش لیزر  /  تور نجف /  دوربین مداربسته بیسیمسئو کار حرفه ای  / تشک بادی /  رزرو هتل /  هتل اسپیناس پالاس / ثبت آگهی رایگان / دستگاه برش لیزر / خدمات نظافتی در مشهد / خرید vpn