بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

سرنوشت كلئوپاترا

ستونهاي هرمي شكل سنگي مصر در اصل براي ستايش خدايان و بخصوص خدايان خورشيد برافراشته شده اند كه از زمان رومي ها به عنوان نشانه هاي فتح و نيروهاي اسراراميز شناخته شده است . ستونهاي گرانيتي با وزني حدود 150 تن در مقابله با اشخاصي كه براي جابجايي انها كوشش و مبارزه ميكردند رازهاي شگفتي در سينه دارند . هنوز معلوم نيست چگونه معماران مصري اين غولهاي سربه فلك كشيده را جابجا ميكردند.! شايد هيچكس به اندازه » سرجيميز الكساندر » انگليسي ,اين سئوال را از خود نكرده باشد . در سال 1877» محمد علي » حكمران مصر, ستون كوه پيكري را كه حدود 3000 سال پيش توسط صنعتگران مصر باستان حكاكي شده بود به " سرجيميز الكساندر " پيشكش كرد . براي حاكمان وقت غارت و چپاول ميراث فرهنگي مصر هيچ ارزشي نداشت .. انها براي راضي نگه داشتن دول اروپايي از تمام ابزارهاي موجود استفاده ميكردند . در عوض براي " سرجيميز الكساندر " انتقال اين كتيبه باستاني به انگلستان يك غرور ملي محسوب مي شد .


( البته كتيبه كلئوپاترا تنها كتيبه غارت شده از اين قبيل نيست- كتيبه توتموس سوم در شهر نيويورك – كتيبه رامسس دوم در شهر پاريس نمونه هاي از ستونهاي غارت شده اند.)


همانگونه كه اشاره شد اين ستون 150 تني كه ارتفاع ان بيش از 20 متر بود به دستور »كلئوپاترا » تراش خورده بود . در اين كتيبه از خدايان خورشيد قدرداني شده و از ايثار و فداكاريهاي " كلئوپاترا " كه در راه ابادي مصر صورت گرفته حماسه هاي به خط هيروگليف بر تن اين ستون نقش بسته بود . تنها فكر سرجيميز چگونگي انتقال اين كوه سنگي از » لوكسور » به بندر اسكندريه و سپس حمل ان به انگلستان بود . بيش از 700 نفر براي اين جابجايي تلاش ميكردند – در اخر ستون سنگي را در داخل يك استوانه اهني ضد اب قرار دادند و انرا بر روي چرخهاي عظيمي استوار ساختند . اين چرخها كه قطر انها به 3 متر مي رسيد از جنس اهن و همچنين چوبهاي مقاوم بود . چوب براي ان بود كه بتوانند اين استوانه غول پيكر را به دريا بيافكنند . براي اولين بار در دريا استوانه اي به صفهات اهني, سكان , عرشه اهني و كابين مجهز شده بود – اين وسيله عجيب توسط يك كشتي بخار بنام »الگا » در 21 سپتامبر 1877 بندر اسكندريه را به مقصد انگلستان ترك كرد .


مسافرتي خطرناك و همچنين مهيج , روزنامه هاي انگليسي خبر اين انتقال را لحظه به لحظه دنبال ميكردند . شايعات مختلفي در شهر بگوش مي رسيد , كتيبه خورشيد در دريا غرق شده است .!! البته اين يك شايع بود .. در يكي از روزها , طوفان باعث شد كه ناخدا بطور موقت كشتي اسيب ديده را رها كند . بعد از اينكه كشتي تعمير و اماده شد, بناي تاريخي در 21 ژانويه 1877 وارد رودخانه تايمز شد و در كنار رودخانه لنگر انداخت . مردم لندن دسته دسته براي ديدن اين ستون 3000 ساله به حاشيه رودخانه مي امدند – جرثقيلي به ارتفاع 35 متر ساخته شد و »كتيبه خورشيد » بعد از يك تلاش مداوم در كنار رودخانه به روي پا ايستاد .



امروزه با گسترش شهر لندن پارك كوچكي در مجاورت " كتيبه خورشيد " ساخته شده و مجسمه هاي به شكل »ابوالهول » در كنار اين بناي باستاني جاي گرفته است . اما در اين مجموعه هيچ نشاني از ذوق و هنر معماران باستاني مصر بچشم نميخورد . مردم لندن نام نامفهومي بر اين كتيبه گذاشته اند .. » سوزن كلئوپاترا » ... نميدانم . شايد سرنوشت " كتيبه كلئوپاترا " مثل سرنوشت خود او باشد . اروپا و روم باستان , نقش اساسي در زندگي " كلئوپاترا " داشتند و اينكه يك كشور ديگر از اروپا ... انگلستان .!!! " كتيبه خورشيد " كه بيش از 3000 سال در پرتو افتاب سوزان مصر پابرجا ايستاده بود – اينك از خدايان خورشيد در اسمان باراني لندن استمداد مي طلبد .
***

سرنوشت كلئوپاترا
« كلئوپاتر ا » ، يا در واقع كلئوپاتراي هفتم، دختر «پتولمي » دوازدهم فرعون مصر و خواهرش كلئوپاتراي پنجم، است كه در سال 69 يا 70 پيش‌از‌ميلاد متولد شد و امروز يكي از مشهور‌ترين حاكمان مصر باستان محسوب مي‌شود .

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۲:۲۱ توسط:sana موضوع:

انسانهايي كه توسط حيوانات بزرگ شده اند

از قرون كهن تا عصر حاضر در تاريخ، هميشهداستان‌هايي از بچه‌هاي جنگلي به چشم مي‌‌خورد. موجوداتي وحشي كه چهار دستو پا راه مي‌‌روند و در جنگل زندگي مي‌‌كنند. آنها نه شبيه به انسان‌ها هستند و نه شبيه به جانوران و در سنين پايين به ‌گونه‌اي از جامعه انساني كنار گذاشته شده‌اند، گم شده‌اند، دزديده شده‌اند و يا در دامان جنگل رهاشده‌اند. اين كودكان كه از مردم دور مانده‌اند، توسط حيوانات تغذيه شده‌اند و به هر صورت ممكن خود را زنده نگه داشته‌اند ولي قادر به تكلم نيستند و اغلب نمي‌‌توانند راه بروند و رفتاري كاملا حيواني و غريزي دارند .آنها چه دختر باشند و چه پسر، چه در كنارگرگ پرورش يافته باشند چه ميمون، خرس و شترمرغ تنها يك نقطه اشتراك دارند و آن اين‌كه گذشته آنها تا ابد اسرارآميز خواهد ماند.


اولين كودكجنگلي معروف و شناخته شده "پيتر وحشي" بود. يك موجود عريان قهوه‌اي رنگ باموهايي سياه كه در سال 1724 در "هانوور" كشف شد و در آن زمان حدودا 12 سالداشت. او به آساني از درخت بالا مي‌‌رفت و گياهان را مي‌‌خورد و ظاهرا توانايي تكلم نداشت. او نان را رد مي‌‌كرد و ترجيح مي‌‌‌داد پوست شاخه‌هاي سبز گياهان را بكند و شيره آنها را بمكد ولي به تدريج ياد گرفت سبزيجات وميوه‌ها را بخورد. پيتر شصت و هشت سال در ميان مردم زندگي كرد ولي هيچ‌گاه نتوانست جز دو كلمه " پيتر" و "شاه جورج" حرف ديگري بزند.
دختر وحشي شامپاين
" دختر وحشي شامپاين" احتمالا قبل از رها شدن در جنگل مي‌‌توانست حرف بزندزيرا او از موارد نادر اين‌گونه كودكان است كه ياد گرفت صحبت كند ولي چيززيادي از گذشته و زمان زندگي در جنگل كه احتمالا دو سال طول كشيد را بهخاطر نمي‌‌آورد. وقتي در سال 1731 در منطقه فرانسوي (شامپاين) پيدا شدتقريبا ده سال داشت، پابرهنه بود و لباس‌هايي ريش‌ريش شده بر تن داشت وسرش را با برگ كدو پوشانده بود. او جيغ مي‌‌زد و فرياد مي‌‌كشيد وبي‌‌نهايت كثيف بود به طوري كه ابتدا همه فكر مي‌‌كردند سياه پوست است .


غذاي او را پرندگان، قورباغه‌ها، ماهي وبرگ و شاخه و ريشه گياهان تشكيل مي‌‌داد. اگر يك خرگوش جلوي او مي‌‌گذاشتي در چند ثانيه، پوستش را مي‌‌كند و حريصانه آن را مي‌‌خورد.! " چارلز ماري دوكوندامين " دانشمند معروف فرانسوي كه از نزديك شاهد او بود مي‌‌نويسد : انگشتان و به ويژه شست دست او به‌طور غيرعادي بزرگ است. او از دستانش براي كندن زمين و خوردن ريشه‌ها استفاده مي‌‌كند و مثل ميمون از شاخه‌اي به شاخه ديگر مي‌‌پرد. او خيلي سريع مي‌‌دود و قدرت بينايي فوق‌العاده‌اي دارد. نام اين دختر را "ماري آنجليك" گذاشتند. او بعدها به خاطر ساختن گل‌هاي مصنوعي و بازگويي خاطراتش كه توسط " مادام هكت" نوشته شد در پاريسمشهور شد ولي مثل اغلب كودكان جنگلي در گمنامي از دنيا رفت .


" ويكتور " پسر وحشي اهل " آويرون " يكي ديگراز اين بچه‌هاي وحشي جنگل است كه داستان زندگيش در فيلم "كودك وحشي اثر " ترافوته " تصوير كشيده شد. او كه در قرن هجدهم مي‌‌زيست توسط كشاورزان روستاي آويرون در جنوب فرانسه كشف شد. روستاييان او را در حالي در جنگليافتند كه مثل يك حيوان وحشي پرسه مي‌‌زد. آنها بالاخره با زحمت بسيار اورا گرفتند ولي ويكتور مثل تمام بچه‌هاي جنگل مدتي بعد از اين‌‌كه او را درميدان روستا به نمايش عموم گذاشتند از آن‌جا فرار كرد و به دامان طبيعت گريخت. يك سال بعد دوباره روستاييان او را گرفتند. اين ‌بار ويكتور يك هفتهدر خانه زني كه به او لباس و غذا داده بود دوام آورد ولي دوباره فرار كرد. از آن پس هر از گاهي به روستا مي‌‌آمد و از مردم غذا مي‌‌گرفت ولي باز همدر جنگل و به تنهايي زندگي مي‌‌كرد. دو سال بعد در زمستان بسيار سرد 1799-1800 ميلادي ويكتور دوباره به ميان مردم آورده شد. در آن زمان او 12سال داشت. دكتر" ژان ايتارد " سال‌ها بر روي ويكتور تحقيق كرد و بهپيشرفت‌هايي نيز نائل آمد ولي در يك زمينه هيچ توفيقي نيافت و آن برقراري ارتباط با مردم ديگر بود، در نتيجه ويكتور هرگز نتوانست به كسي بگويد چراتنها در جنگل رها شد و يا آن اثر زخم كهنه‌اي كه روي گردنش است از كجاايجاد شده است.ظاهرا ويكتور بدون تغذيه از شير جانوران ديگر زندگي مي‌‌كرد ولي بسياري از بچه‌هاي جنگلي از شير آن حيوانات وحشي مي‌خوردند ودانشمندان هنوز نتوانسته‌اند بفهمند آن شيرها چطور با بدن اين كودكانسازگار بودند.





چهارده بچه جنگلي اكنون چهارده بچه جنگلي در هندوستان پيدا شده اند ولي معروف‌ترين آنها دو دختر بودند كه در سال 1920 در قلمرو گرگ‌ها در " ميرناپور " در غرب كلكته كشف شدند. گرگ مادر تير خورده و مرده بود و روستاييان آن دو دختر را كه به نظر هشت ساله و دو ساله مي‌‌رسيدند، به دست " روجال سينج " سپردند. به گفته سينجدخترها كه "كامالا "و " آمالا "نام گرفتند پنجه‌هايي تغيير شكل يافته داشتند وچشم‌‌هايشان درست مثل سگ‌ها و گربه‌ها در تاريكي مي‌‌درخشيد. سينج هيچاطلاعي از كودكان جنگلي ديگر نداشت ولي توضيحاتي كه درباره " كامالا " و" آمالا" مي‌‌دهد كاملا شبيه به ديگر بچه‌هاست . اين دخترها هيچ بويي از انسانيت نبرده بودند و بيشتر افكار گرگي در سر داشتند. آنها لباس‌هايشان را پارهمي‌‌كردند و گوشت خام مي‌‌خوردند و به هنگام خواب به يكديگر مي‌‌پيچيدند وخرناس مي‌‌كشيدند. آنها بعد از بالا آمدن ماه از خواب برمي‌خاستند و درصددفرار برمي‌آمدند. آنقدر بر روي چهار دست و پا مانده بودند كه مفصل‌ها واستخوان‌هايشان تغيير شكل داده بود و نمي‌‌توانستند راست بايستند.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۲:۱۱ توسط:sana موضوع:

آيا غول ها وجود داشته اند؟

" سورت " و " بلامي " براي اولين بار اين سئوال را مطرح نمودند كه اگر يك قمربه زمين نزديك و نزديكتر بشود چه اتفاقي روي ميدهد.؟ يكي از تاثيرات اناين خواهد بود كه قوء كشش ان به نسبت بيشتر خواهد شد . شدت جذر و مدهازيادتر شده و سطح وسيع تري از سواحل را شستشو خواهد داد , و از تاثيرات ثانوي ان اين خواهد بود كه انسانها و كليه موجودات زنده بلند قدتر خواهند شد . طبق نظر اين دو دانشمند اين تنها دليل ممكن براي توجيه علت پيدايش گياهان و حيوانات عظيم الجثه و غول پيكر و انسانهايي به قد بيش از 5 متراست كه در روي زمين مي زيسته اند , و طبق اين تئوري افزايش قامت انسانها وهمينطور بالا رفتن ضريب هوش ادميان در اثر افزايش اشعه كيهاني بوده است . از اينگونه مباحث متشنج كننده درباره طبيعت و اين اشعه وجود داشته است و دراينده نيز وجود خواهد داشت

.
ساليان متوالي برسي و تحقيق لازم است تا بتوان به نتيجه قطعي دستيافت . پرفسور " يعقوب ايوگستر " كه در اين رابطه برتر از همه است اعلام نموده است كه : " اشعه كيهاني نيز مانند اشعه ايكس و غيره ممكن است داراي دو نوعتاثير باشد , يعني ممكن است باعث تعقيرات وراثتي بشود و يا به بافت هاي بدن اسيب برساند " اگر كره زمين داراي قمرهاي چندگانه بوده , كه غير از يكي بقيه نابود شده اند , و باز هم اگر نتيجه ان شده است كه انسانها در معرض تابش شديد راديو اكتيو قرار گرفته اند, پس بطور حتم دليل پيدايش موجودات غول پيگر همين پديده بوده است . براي اينكه اين موضوع بهتر به تصوير كشيده شود, ميتوانيم رويدادهائي را كه در سال 19۷2 در جزيره هند غربي به نام " مارتينيك " روي دادند را بخاطر بياوريم , حادثه اي كه منجر به كشته شدن بيش از 000/20 نفر فقط درشهر "سنت پامين " گرديد .



درست قبل از اغاز فاجعه يك توده غليظ ابر به رنگ بنفش تيره در بالاي دهانه اتشفشان ظاهر شد
, كه عبارت بود از گازهاي اشباح شده با بخار اب, ان ابر بتدريج گسترده تر شد و بالاي جزيره را پوشاند . مردمان ساكن انجا خبر نداشتند كه چه فاجعه اي در انتظار انهاست .! ناگهان ستون اتشيني از دهانه اتش فشان تا ارتفاع بيش از 4000 متر به اسمان فوران نمود و گازهاي موجود در ابر را شعله ور كرد . گازهاي مشتعل با حرارتي معادل 1000 درجه سانتيگراد در حال سوختن بود, تمامي ساكنان ان جزيره زنده زنده كباب شدند و تنها يكنفر زنداني كه در سياهچال قرار داشت نجات پيدا كرد


.
شهر فاجعه زده ديگر بازسازي نشد, اما زندگي خيلي زودتر از انچه انتظار ميرفت در ان جزيره اغاز شد . گياهان و حيوانات در صحنه انجا ظاهر شدند, اما همگي از اندازه هاي خارق العاده برخوردار شدند ( حيواناتي كه به انجا رفته بودند ) سگها , گربه ها , مارمولكها , لاك پشتها و حتي حشرات خيلي درشت هيكل تر از ان بودند كه تا ان موقع مشاهده شده بود و ضمنا هر نسل جديد نسبت به نسل قبل خود بزرگتر شده بود . دولتفرانسه براي تحقيق در اين مورد تيمي از دانشمندان را در نزديكي كوه اتشفشان انجا مستقر كرد و انها بعد از تحقيقات لازم اعلام نمودند كه جهش ناگهاني زندگي گياهي وحيواني موجود در انجا به دليل تشعشعاتي بوده كه از مواد معدني پرتاپ شده به اسمان در حين فعاليت اتشفشاني ساطع شده بود . ان تشعشعات روي انسانها نيز موثربود , سرپرست تيم تحقيقات دكتر" ژورل گراويور"در طي ان مدت به اندازه 7 سانتيمتر وهمكار ديگرش دكتر " روئن " 59 ساله حدود 5 سانتيمتر به قدشان اضافه شده بود



. براي ازمايش دقيقتر بعضي از شاخه هاي تازه جوانه زده گياهان را طوريپوشاندند كه اشعه مورد نظر به انها نتابد و شاخه هاي هم قد و هم اندازه ديگر ان گياه را در معرض تابش ان اشعه قرار دادند , طولي نكشيد كه مشاهده كردند شاخه هاي اشعه ديده به مراتب بزرگتر از شاخه هايمحروم از اشعه رشد كرده اند و روي هم رفته در عرض شش ماه به همان اندازه ايرشد نمودند كه در مواقع عادي 2 سال طول مي كشيده است . ميوه ها خيلي سريعرسيدند و اندازه انها نيز خيلي درشت تر از حد معمول گرديد , تنه هاي گياهان كاكتوس نيز قطورتر و دو برابر گرديد , حيوانات رده پائين نيز تاثيرات ان اشعه را بروز دادند . مثلا نوعي مارمولك سمي كه در حالت عادي به طول حدودا 20 سانتيمتر بود, بعد از اينكه در معرض تابش ان اشعه قرار گرفت طول ان به حدود 50 سانتيمتر رسيد و شكل اژدهاي كوچكي را پيدا كرد و سم زهران كه قبلا كمتر كشنده بود, حالا دو برابر سمي تر از مار كبرا شده بود .



اما بعد از اينكه ان گياهان وجانوران را از جزيره " مارتينك " خارج و دور نمودند ديگر ان رشد غير عاديرا نشان ندادند . در خود جزيره هم وقتي تابش اشعه مورد بحث به پايان رسيدان غولهاي كوچولو به حال اوليه خود برگشتند . اين حادثه يك معما را دربرابر دانشمندان قرار داد !! ايا زمين در ساليان دور تجربه اينگونه تشعشعات را داشته است.؟و اگر بوده عمر اين اشعه هاي مرموز چقدر بوده.؟ در افسانه هاي زيادي از غول نام برده شده, ايا اين افسانه ها تنها يك داستان هستند .؟ ايا براستي اسكلتهاي انسان پنج متري يافته شده, يا باز اينهم يك افسانه است .؟


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۲:۰۰ توسط:sana موضوع:

پادشاهي كه يا ديوانه بودند يا ديوانه شدند!!

معرفي 7 پادشاهي كه يا ديوانه بودند يا ديوانه شدند!!


نيت باركسديل، ترجمه سيد علي اكبر رضوي: پادشاهي كه به اسب اش لقب كنسول داد؛ پادشاهي كه در قصرش يك باغ وحش تمام عيار درست كرده بود؛ پادشاهي كه دانه هاي برنج را مرواريد مي ديد و پادشاهاني كه راه به راه آدم مي كشتند و ككشان هم نمي گزيد. در اين مطلب داستان هفت پادشاه ديوانه را مرور كرده ايم.

1- بخت نصر دوم، پادشاه بابل (604 تا 562 پيش از ميلاد)
هم نشيني با حيوانات

شايد بتوان عنوان پدر شاهان ديوانه را به بخت نصر دوم، فرمانرواي بابلي ها داد. كسي كه داستان هبوت هفت ساله او به جنون حيواني يكي از جذاب ترين بخش هاي كتاب عهد عتيق دانيال نبي است. طبق اين داستان، اين شاه گستاخ به خاطر بي اعتقادي اش به خداي عبريان، به اين عذاب دچار شده و از قصر خود بيرون مي رود و بين حيوانات در حيات وحش زندگي مي كند.

2- كاليگولا، امپراتور روم (12 تا 41 ميلادي)
براي اسبم قصري بسازيد

گايوس جوليوس اگوستوس ژرمانيكوس، معروف به كاليگولا سومين امپراتور روم بود. او حتي از برادرزاده اش نرون كه در بين امپراتوران روم به بي رحمي و بيداد معروف شده نيز ستم پيشه تر بود. كاليگولا بيشتر با ولخرجي ها، ساديسم (ديگر آزاري هاي افراطي) و رفتارها و دستورهاي غيرعادي اش شناخته مي شود. او يك بار به سربازانش دستور داد تا با جمع آوري صدف در كلاهخودهاي شان، دريا را غارت كنند!
يك بار هم ارتش اش را مجبور كرد تا يك پل شناور 3 كيلومتري بسازند تا او بتواند با اسب اش «اين سي تاتوس» كه نزدش خيلي عزيز شمرده مي شد، روي آن بتازد. كسي حق نداشت در حضور او در مورد بز حرفي بزند! او اسب اش را رسما به عضويت مجلس سناي روم در آورد و در جلسات رسمي لباس متحدالشكل سناتورها را بر او مي پوشاند و بر صدر مجلس مي نشاند. او در فكر ساخت يك خانه مجلل هم براي اسب اش بود اما از بخت بد پيش از به پايان رسدن ساخت قصر اسب اش به قتل رسيد.

3- ايوان مخوف
من مي كشم، پس هستم

اولين تزاري كه بر كل روسيه مسلط شد، ايوان چهارم بود كه لقب اش ترس و نفرتي بزرگ به همراه داشت. او توانست نفوذ مسكو در سرزمين هاي باستاني فدراسيون اروپاي شرقي را گسترش دهد. ايوان، تغييرات و اصلاحات زيادي انجام داد، ادارات و امكان دولتي را متمركز كرد و پليس مخفي سياهپوش و مخوف روسيه را تاسيس كرد. او از شكنجه و انجام كارهاي ساديسميك روي اشراف و نجيب زادگان لذت مي برد.
ايوان در سال 1564 مي خواست از قدرت كناره گيري كند، اما بعد پشيمان شد و به قدرت بازگشت. هرچه از سلطنت ايوان مي گذشت، جنون كشتار و شكنجه او بيشتر مي شد. ايوان به خاطر خيانت يكي از خانواده هاي نجباي روسيه، حدود 12000 نفر از آنها را كشت. او اهالي شهر نووگورد در شمال روسيه را كه عليه او شوريده بودند، دسته جمعي در رودخانه غرق كرد و كارش به جايي رسيد كه فرزند بزرگ و وارث اش را آن قدر با چوب دستي زد تا مرد. به وجود اين ظلم ها، دوران ايوان نسبت به دهه هاي قبل و بعدش از آرام ترين و مقتدرترين دوران روسيه بود و پس از مرگ او بر اثر سكته قلبي در 55 سالگي، در حالي كه شطرنج بازي مي كرد، روسيه باز هم دچار تشويش و اغتشاش شد.

4-رودلف دوم، امپراتور روم (1552 تا 1612)
باغ وحشي در قصر

يكي از عجيب ترين فرمانروايان دوره رنسانس اروپا، رودلف دوم بود كه بر منطقه مجارستان، كرواسي و اتريش امروزي حكومت مي كرد. او يكي از بزرگ ترين كلكسيونرهاي عصر خود بود و به شدت علاقه مند و حامي هنر، علم و حتي شبه علم بود. قصر او در پراگ به خاطر نگهداري انواع و اقسام جانوران مانند شير، ببر، اورانگوتان و انواع پرندگان بيشتر به باغ وحش شبيه بود. او همچنين كلكسيوني از اجسام و اشياي كمياب طبيعي و صنايع دستي داشت كه در بخش هاي مختلف نگه داري مي كرد. رودولف در سراسر زندگي خود با ماليخوليا دست و پنجه نرم مي كرد و خانه نشيني و گوشه گيري را به گشت و گذار و تفريح ترجيح مي داد.
از تمام امور مملكت داري، او آخر هفته ها در دربارش بود و تنها گاهي سخنراني هايي مي كرد. او بخش زيادي از دارايي سلطنتي خود را به كمك و حمايت از دو ستاره شناس هم عصر خودش تايكو براهه و يوهانس كپلر اختصاص داد و به آنها كمك كرد تا انقلابي علمي را پايه گذاري كنند. او به قدري سرش را به دنياي هنر، نجوم، كيمياگري و علوم غريبه گرم كرده بود كه برادر ديگرش رفته رفته زمام تمام امور مملكت را در دست گرفت و هنگام مرگ رودلف تنها نام امپراتور روي او بود و ديگر هيچ.

5- جورج سوم انگلستان (1783 تا 1820)
مردني و ساده لوح

جورج ويليام فردريك يا جورج سوم، پادشاه متحد بريتانيا و ايرلند بود. در شعر معروفي به نام پرسي بيشه شلي (Percy Bysshe Shelley) از او به عنوان پادشاهي پير، ديوانه، ساده لوح، نااميد و مردني ياد شده است. اولين نشانه هاي بيماري رواني جورج سوم در 1765 مشخص شد. درست در اوايل سلطنت اش. اما تا سال 1810 آن قدر مشكل اش حاد نشد كه تسليم آن شود. اما يك سال بعد از اين تاريخ، مجلس شوراي سلطنتي پسر او را نايب السلطنه و زمامدار امور معرفي كرد. جورج سوم در دوراني پر از آشوب و التهاب حكومت كرد.
اين دوره مصادف با انقلاب آمريكا بود. در همين زمان انقلاب فرانسه و جنگ هاي ناپلئون نيز در حال وقوع بود. برخي متخصصان تاريخ علم پزشكي معتقدند كه بيماري جورج كه او را درگير توهم و تخيل مي كرد و امروزه به آن پارنويا مي گويند و به مرور موجب دردهاي داخي و ازكارافتادگي شخص مي شود، به خاطر ترشح آنزيمي به نام پورفيريا در بدن او بوده است.

6- ژنگ دو، امپراتور چين
بازي با مرواريدهاي خيالي
يكي از بدنام ترين فرمانروايان دودمان مينگ، امپراتور «ژنگ» است. او هم به خاطر رفتارهاي احمقانه و هم به خاطر ستمگري و بيدادش مشهور است. ژنگدو، بيشتر از حكومت داري، به هوسراني مي پرداخت. در حكومت او فساد بسيار شايع بود و از سويي ماليات ها بر شانه هاي مردم هر روز بيشتر سنگيني مي كرد. در حكومت او خواجگان، جايگاه ويژه و قدرتمندي داشتند. يكي از علائم ديوانگي او اين بود كه دائما با يك همزاد خيالي به نام «ژنرال ژووشوو» در حال صحبت بود. كتاب داستاني به نام «ژنگدو، سرگردان در ژيانگنان» كه از دوره امپراتوري مينگ به جا مانده و در آن پادشاه شخصي كودن و ساده معرفي شده، مربوط به همين امپراتور است.
يكي از كارهايي كه در اين كتاب به او نسبت داده شده، اين است كه يكجا مي ايستاد و يك كاسه شيربرنج به دست مي گرفت و فكر مي كرد آن را با مرواريد پخته اند و به خيالش با مرواريدها بازي مي كرد.

7- لودويگ دوم پادشاه باواريا (1845 تا 1886)
معماي پادشاه

عاشق اُپرا، بناكننده قصرهاي رويايي، دست و دلباز، مخلوع از سلطنت و مقتول؛ اين خلاصه زندگي لودويگ دوم پاشاه منطقه بايرن است كه به شاه ديوانه مشهور بود. معروف ترين يادگا لودويگ قصر رويايي و افسانه اي نئوشوانشتاين در تپه هاي باوارياي آلمان است. او به شدت عاشق هنر و حامي هنر بود. با رسيدن به تخت شاهي در 18 سالگي، او خيلي زود قهرمانان زندگي اش مثل ريچارد واگنر (آهنگ ساز) را نزد خود فراخواند. لودويگ از حاميان اصلي واگنر بود و سرمايه كارهاي او را كه مشهورترين آهنگ ساز اپراي عصر خود بود، تامين مي كرد.
ساخت قصر افسانه اي لودويگ، باعث شد حسابي مقروض شود. در سال 1886 برخي با دسيسه و خيانت گزارشي مبني بر جنون و روان پريشي او تهيه كردند (گزارشي كه هيچ گاه توسط پزشك ها مورد آزمايش قرار نگرفت) و سرانجام تصميم بر آن شد كه شاه از سلطنت خلع شود. روز بعد، جسد لودويگ و پزشك شخصي اش در درياچه اي در منطقه باواريا پيدا شد در حالي كه گفته مي شود او شناگري ماهر و قهار بود. بعد هم هرگز اجازه داده نشد تا تحقيقي در مورد مرگ مشكوك لودويگ انجام شود تا جمله معروف او محقق شود: «من آرزو مي كنم تا براي خودم و ديگران، يك معماي ابدي باشم.»

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۱:۵۰ توسط:sana موضوع:

۱۰ شهر گمشده و تاريخي جهان

با مشاهده ويرانه‌ها، بناها، سازه‌ها و آثاري برجاي مانده از وجود سكونتگاه‌هاي تاريخ و كهن در مناطق و شهرهاي مختلف جهان و جستجو و مطالعه قدمت و عظمت آن‌ها، بيش از پيش اين سوال براي ذهن‌هاي كنجكاو مطرح خواهد شد كه چرا و چگونه چنين تمدن‌هاي باشكوهي، قدرت و اعتبار خود را از دست دادند.

شهرها و مكان‌هايي كه هنوز هم نمي‌توان به عظمت آن‌ها پي برد و حتي بزرگترين و پيشرفته‌ترين شهرهاي امروزي را با آن‌ها مقايسه كرد. شهرهاي در دل قله‌هاي سربه فلك كشيده، خانه‌هايي بيرون از زده از ميان كوه‌ها، مخفي‌گاه‌ها و شهرهايي زيرزميني كه تنها مي‌توان آن‌ها را در تصاوير تخيلي موجود در برخي فيلم‌ها مشاهده كرد. شهرهايي اينچنين كه بودند اما امروز ديگر نشاني از آن‌ها نمانده است.
آنچه در ادامه خواهيم خواند، معرفي و تشريح قدمت، تاريخ و عظمت 10 شهر گمشده در تاريخ جهان است كه جز خرابه‌ها و ويرانه‌هايي چند، از آن‌ها چيزي باقي نمانده. هرچند اين ويرانه‌ها نيز فريادي به بلنداي تاريخ دارند.

پترا، اردن:
شهر باستاني «پترا» كه بازمانده‌اي از تمدن تاريخي «الانباط‌»ها است در قرن ششم پيش از ميلاد از شهرت و شكوه بالاي برخوردار بوده است. اين شهر كه رنگي سرخ داشته و برروي پرتگاه‌ها قرار گرفته در نزد ملل غربي به واسطه جنگ‌هاي صليبي چند صد ساله‌اي كه در آن نيز رخ داده بود از شهرت بسيار زيادي بخوردار است. باستان‌شناسان معتقدند، هنوز هم مي‌توان نشانه‌هايي از تاريخ‌ پنهان جهان را در آن يافت.



چيچن ايتزا، مكزيك:
شهر «چيچن ايتزا» بخشي از تمدن شكوهمند ماياها است كه به مدت چهارصد سال يعني سال‌هاي 600 تا هزار ميلادي رونق و شكوت خاصي داشته است. اين شهر سلطنتي كه يكي از بزرگترين ميادين ورزشي تمدن‌هاي باستان قاره آمريكا در آن قرار دارد در مجاورت مخزن يا گودالي عظيم و زيرزميني قرار دارد. گودالي كه محل سقوط صدها تن از انسان‌هاي قرباني شده در پيشگاه خدايان بوده است.



شهر زيرزميني درنيكويو، تركيه:
شهر «درنيكويو» كه قدمت آن را به واسطه‌اي متعلق به «فرگي‌ها» مي‌دانند، تقريبا از قرن هشتم پيش از ميلاد تا قرن دهم ميلادي سكونتگاهي پرجمعيت بوده است. اين شهر زيرزميني بيش از 10 طبقه داشته و محلي براي سكونت بيش از 50 هزار انسان، همراه با چهارپايانشان بوده است. طبق اسناد و نقل‌هاي رسيده از دوره‌هاي پيشين اين شهر به احتمال فراوان براي پنهان كردن مسيحياني ايجاد شده بود كه در ابتداي فراگير شدن اين دين از دست جلادان رومي مي‌گريختند.



ماچو پيچو، پرو:
اگرچه نمي‌توان اقتصادي شكوفا يا شهري تميز و بهداشتي را در گذشته اين شهر جست و يا در هنگام سفر به آن تجربه كرد اما نتايج تحقيقات نشان داده است كه آسان بودن زبان محلي مردم و سهولت در هماهنگ شدن با فرهنگ بومي منطقه، شهر «ماچو پيچو» را به مكاني جذاب براي اكثر گردشگران تبديل كرده است.

آنكور، كامبوج:
شهر تاريخي «آنكور»، پايتخت امپراتوري «خمر» در كشور كامبوج قرار داشته و از قرن نهم تا پانزدهم ميلادي محل سكونت حاكمان گوناگون اين امپراتوري بوده است. بيش از هزار معبد همچون «معبد آنكوروات» اين پايتخت چند صد ساله خمرها را به يكي از پرجمعيت‌ترين سكونتگاه‌هاي دوران خود در اين سرزمين تبديل كرده بود. با اين وجود، اين شهر با تمام ويژگي‌هاي خود به دست مهاجماني كه امروز «تايلند» را تشكيل داده‌اند، ويران شد.



كارتاژ، تونس:
اين شهر كه شهرت آن به پيش از روي كار آمدن امپراتوري روم مي‌رسد توسط «فينيقي‌ها» بنا شده و از سال 650 تا 146 پيش از ميلاد از شكوهي وصف ناشدني برخوردار بوده است. «هانيبال» امپراتور سفاك روم بعدها اين شهر را مقر حكومتي خود قرار داد. اما اين شهر در آخرين نبرد كارتاژها به آتش كشيده و با خاك يكسان شد.



پامپي، ايتاليا:
شهر «پامپي» كه در زمان امپراتوري روم وجود داشت، مركزي فرهنگي بوده و به عنوان يكي از اصلي‌ترين مقصدهاي تفريحي نجبا و ثروتمندان روم به شمار مي‌رفته است. اين شهر در قرن هفتم يا ششم پيش از ميلاد و تأسيس شد و در سال 79 ميلادي زير گدازه‌هاي بيرون زده از آتشفشان كوه «وسويوس» مدفون گشت. امروز مي‌توان تمام آثار برجاي مانده از اين شهر را همچون مجسمه‌هاي موميايي شده طبيعي مشاهده كرد.



ممفيس، مصر:
شهر باستاني «ممفيس» كه در كرانه دلتاي نيل قرار گرفته است در هزاره سوم پيش از ميلاد بنا نهاده شده و تا قرن هفتم ميلادي حيات در آن جاري بوده است. اين شهر از جمله سكونتگاه‌هاي معروف مصر باستان به شمار مي‌رود كه براي صدها سال مركز تجارت، بازرگاني، مذهب و سلطنت اين امپراتوري قلمداد مي‌شده است. اين شهر در سال‌هاي پاياني شكوه خود، مورد حمله و تاخت و تازهاي بيگانگان قرار گرفت و سرانجام به دست اسكندر مقدوني ويران شد.



تئوتيهواكان، مكزيك:
اگرچه برخي از باستان‌شناسان سنگ بناي شكل گيري اين شهر را توسط اقوام «توتوناك» دانسته اند اما هنوز هم صاحبان و بنيان‌گذاران واقعي «تئتيهواكان» براي محققان ناشناخته مانده‌اند. اين شهر كه تنها نشانه‌ها و آثار به دست آمده از ساكنان آن اهرامي بزرگ است از 100 سال پيش از ميلاد تا سال 250 ميلادي وجود داشته است. باستان‌شناسان بر اين باورند كه چندين امپراتوري عظيم در قاره آمريكا همچون «ماياها» و «زاپوتك‌ها» با الهام از اين شهر قلمرو و خود را تشكيل و گسترش دادند.



شهر مسجد باقرات، بنگلادش:
اين شهر كه در گذشته به «خليفت آباد» معروف بوده در قرن پانزدهم ميلادي توسط يك ژنرال ترك بنا شده است. از ويژگي‌ها و آثار معتبر اين شهر مي‌توان به وجود بيش از 50 بناي اسلامي اشاره كرد كه از معروف‌ترين آن‌ها «مسجد شصت ستون» است. اين مسجد كه از بناهاي قديمي اين شهر نيز به شمار مي‌رود، معماري خيره كننده‌اي داشته و 60 ستون همراه با 80 گنبد آن را تزيين كرده اند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۱:۳۶ توسط:sana موضوع:

قهرمانان يونان باستان

بسم الله الرحمن الرحيم



در يونان باستان قهرمانان بسياري بودند كه داستان ها و افسانه هاي بسياري درباره ي آنان گفته شده كه به معرفي معروف ترين آنان ميپردازيم:

1. هركولس ( Hercules - Herakles - Heracles )

2. آشيل ( Achilles )
3. تيسيوس ( Theseus )
4. اوديسيوس ( Odysseus )

5. پرسيوس ( Perseus )
6. جيسون ( Jason )
7. بلروفون ( Bellerophon )
8. اورفيوس ( Orpheus )
9. كادموس ( Cadmus )
10 . آتالانتا ( Atalanta )

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۱:۲۵ توسط:sana موضوع:

راه عجيب محرم شدن مدير مرد با منشي زن

در راه حلي عجيب براي محرم شدن زنان منشي با مديران نامحرم كه توسط مفتي وهابي صادر شده است سوالاتي به ذهن خواننده خطور مي كند كه پاسخ به آنها ماهيت واقعي اين دسته از مفتي هاي وهابي را آشكار مي كند. آيا بدون اطلاع از ابتدائي ترين مسائل فقهي و غير فقهي و بدون هرگونه سند فتوايي داد؟ اين دسته از افراد با ارائه همچين فتاوا به دنبال چه هستند؟

به گزارش ايران ناز شيخ علي الربيعي طي فتوايي اعلام كرد: بر تمام منشي هاي زن واجب است، سه بار به مديرشان شير بدهند تا در حكم مادرشان باشند و بتوانند كنار آن ها كار كنند. اين مفتي وهابي يا آن قدر جاهل است كه نمي داند اين فتوا مساوي با فعل حرام است و يا قصدش مبارزه با احكام، بي ارزش كردن و كوچك جلوه دادن احكام حقيقي اسلام است.




مضحك بودن اين حكم از اين جهات است: اولا: مديري كه به منشي نامحرم است، چگونه مي تواند قبل از محرم شدن، منشي را لمس كند و شير بخورد؟! ثانيا: اگر منشي، شير نداشت تكليف چيست؟ ثالثا: شير داشتن مستلزم داشتن نوزاد است، حال اگر منشي نوزاد داشت و شوهرش هم زنده بود، آيا زن شوهردار مي تواند به مديرش آن هم به اين طريق محرم شود؟! اين حكم نه تنها هيچ دليل مستندي ندارد و تنها برداشت ها و علايق شخصي مفتي وهابي را مي رساند، بلكه از هر جهتي كه بررسي مي شود جز تمسخر و خنده مخاطب نتيجه اي نخواهد داشت. سؤال كه بايد از اين مفتي هاي وهابي پرسيد اين است كه اگر همسر خود آنها به عنوان منشي مشغول به كار شود، آيا حاضرند همين حكم را براي همسرانشان بدهند؟
وهابيت يك مكتب نوساخته است كه خود را منتسب به اسلام مي داند كه توسط اتاق فكرهاي بريتانيا براي تغيير ماهيت اهل سنت شكل گرفته است همچنان كه براي انحراف تشيع فرقه بهائيت را به وجود آوردند كه البته در ميان جوامع شيعي با وجود نسخه كامل هدايت بشري و مرجعيت بيدار اين انحراف رخ نداد.
ظاهرا وهابيت هدفي جز اين ندارد كه با فتواهاي مضحك، احكام واقعي اسلام را به سخره بگيرد و كوچك جلوه دهد تا به اين طريق احكام اسلامي را ناكارآمد نشان دهد؛ اقدامي كه از آن، جز پشتيبانان غربي وهابيت كسي سود نمي برد.




پ. ن :چقدر اينا اسكل و ......انجمن تفريحي قاطيانجمن تفريحي قاطيانجمن تفريحي قاطي

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۱:۱۶ توسط:sana موضوع:

ايزدان نخستين يونان

بسم الله الرحمن الرحيم

جمع آوري در انجمن قاطي



ايزدان نخستين يونان
(به يوناني : Protogenoi) (پروتوس به معني اولين و گنوس به معني زاده)، در اساطير يوناني، اجزاي اصلي تشكيل دهنده جهان و اولين مخلوقاتي كه در جهان ظهور كرده و به وجود آمدند. اين ايزدان اوليه، گروهي از خدايان بودند كه تمامي ايزدان و ايزدبانوهاي ديگر را پديد آوردند. آن‌ها شامل زمين، هوا، آسمان، دريا، آب گوارا، دنياي زيرين، تاريكي، شب، روز و روشنايي بودند، اما مهمترين آن‌ها اورانوس (پدر آسمان‌ها) و گايا (مادر زمين) بودند، كه بعدها تيتان ها را بوجود آوردند.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۱:۰۷ توسط:sana موضوع:

افسانه آشيل

اگر فيلم زيباي اشيل رو نديديد حتما افسانه ي آن را بخوانيد

در يكي از قصر هاي يونان فرزندي متولد شد زيبا رو و چالاك چشمان مشكي و ابروان پيوندي در صورت سفيدش زيباي او را چند برابر ميكرد.مادرش تتيس نام او را اشيل گذاشت .آشيل تنها فرزند او تنها فرزند پسر ان خاندان بود.پدر آشيل چند وقت پيش در جنگي تيري به قلبش اثابت ميكند و كشته ميشود مادرش هراس داشت كه پسر سرنوشت پدر را داشته باشد به همين خاطر آشيل را پيش داناي شهر ميبرد. تتيس به او ميگويد : اين تنها فرزند من است يادگاري از پدرش ميخواهم هميشگي شود تا تنهاي را در آغوش نكشم
داناي شهر به چشمان كودك نگاهي ميكند و ميگويد:اين فرزند در آينده شير مردي خواهد شدپس براي جاودانگيش او را در آب استيكس كه در كوه هاي شمال يونان قرار دارد شست و شو دهيد.
تتيس آشيل را به آب استيكس برد و از مچ پايش او را گرفت و در آب فرو بردبي انكه بدان مرگ در سرنوشت آشيل نوشته شده است.
سال ها گذشت آشيل بزرگ شد او فرماده كل ارتش يونان بود .او افتخاري براي تتيس و زنده نگه دانده نام پدر شده بود.در هيچ جنگي زخمي نميشد و شكست نميخوردتا كه جنگ تروا فرا رسيد.ارتش يونان در حال شكست خوردن بودن آشيل خود به ميان رفت شمشيرش را كشيداسبش را تازاند دل تتيس لرزيد .يكي از افراد دشمن كه پسر يكي از نديمه هاي تتيس بود ماجراي آشيل را به او گفته بود و او تنها كسي بود كه نقطه ضعف اشيل را ميدانست. تير را زهر الود كرد مچ پاي اشيل را هدف گرفت تير را كشيد .تتيس قلبش شكست اشك نا خدا آگاه در چشمانش حلقه زد.آشيل پيش پدرش رفت . تتيس در به آغوش تنهاي .

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۰:۵۸ توسط:sana موضوع:

تو امروز را به من بدهكاري ....

امـــروز نــه چـايـــم دارچيــن داشـت​
نـه قهـــوه ام شكــر
نــه اينكــه نــخواهـم
حـــوصله اش را نــداشتــم
يعنـــي مــي دانـــي
امـــروز نــبـودم
نــه
امـــروز اصــلا نـبـــودم
مــن كـه خيلــي وقـــت اسـت
نـيـسـتـم
امـــروز آفتــاب بـــود بهــــار بــــود
راحـــت بگويــمــت
امـــروز تــــو بايـــد مــي بـــودي
همـــه ي روزهـا بـه كنــار
تــو امــروز را عجيــب بـه مــــــن
وبه چشمهاي منتظرم
بـدهـكـاري. . . !​

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۰۰:۴۹ توسط:sana موضوع:

چت باکس


صفحات وبلاگ

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ]

RSS

POWERED BY
sitearia.ir

اینستاگرامی ها

  دستگاه برش لیزر  /  تور نجف /  دوربین مداربسته بیسیمسئو کار حرفه ای  / تشک بادی /  رزرو هتل /  هتل اسپیناس پالاس / ثبت آگهی رایگان / دستگاه برش لیزر / خدمات نظافتی در مشهد / خرید vpn