بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

سو استفاده ي جنسي زن 31 ساله ي چيني از يك پسر 13 ساله (+18)


指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ 鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ 鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ 鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ 鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ 鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ 鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは

واقعا خجالت نكشيد زنيكه ي احمق؟؟؟؟!!!
من كه اعصابم به هم ريخت !!!!!

ضمنا از بانواني كه مطلبو خوندن بخاطر استفاده از كلماته زشتي مثل 目指يا たま به شدت معذرت ميخوام Khansariha (13) Khansariha (13)



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۷:۳۹ توسط:sana موضوع:

يك گفت و گوي جالب با «ياس»

كافه موسيقي- مصطفي امامي- ياس نام تنها خواننده مجاز رپي است كه در كشورمان فعاليت مي كند او حالا بيش از پنج آهنگ مجوز دار از وزارت ارشاد دارد. ياسر بختياري خواننده اي است كه در دنياي بي در و پيكر موسيقي زير زميني براي خودش چهار چوب هايي دارد و در آهنگ هايش خبري از حرف هاي زشت و خارج از عرف نيست و سعي دارد با آهنگ هايش دغدغه هاي اجتماعي كه در ذهن دارد را فرياد بزند. گفت و گو با ياسر چندان آسان نبود اما بالاخره او را در استوديوي شخصي اش ملاقات كرديم وساعتي را با هم به گفت و گو نشستيم. در صحبت هاي ياس يك نكته بيش از هر چيز ديگري توجه ام را جلب كرد، وقتي در مورد فعاليت مجاز و برگزاري كنسرت صحبت مي كرد گفت : « كاش كه بشه…» و اين كاش پر بود از حسرت و حسرت و حسرت…
خيلي ها دوست دارند اسم اصلي تو را بدانند، براي شروع خودت را برايمان معرفي كن.
ياسر بختياري هستم و تقريباً سي سال سن دارم.بچه پايين هستم ولي زياد خونه به دوشي كرديم از ناصر خسرو به امباتان و شمشيري و… به قول يكي از آهنگ هايم كه مي گويد ، «…هميشه اثاث ما بوده به پشت وانت » .به هرحال از سال ۸۰ موسيقي را به صورت جدي و حرفه اي آغاز كردم كه در نهايت منجر شد به سبكي به نام رپ و الان هم بيش از ده سال است كه با اسم هنري « ياس» به فعاليتم ادامه مي دهم.
چرا رپ؟
از ديدگاه بزرگترهاي جامعه و از ديد مسولين اين كلمه يك نماد تهاجم فرهنگي است، ما مي توانيم يك اسم ديگر روي آن بگذاريم، مثل كلام محور. … به هرحال من از سن ۱۴ سالگي به موسيقي رپ علاقه پيدا كردم و انتخاب اول ام براي موسيقي گوش دادن، رپ بود. يك خواننده اي بود به نام توپاك كه سال ۹۶ هم كشته شد، خيلي بهش علاقه داشتم و كارهايش را دنبال مي كردم. اوايل وقتي آهنگ هايش را گوش مي كردم احساس مي كردم كه فقط روي يك ريتم دارد يك چيزي مي خواند و من به عنوان شنونده از استايل خواندن او لذت مي برم اما بعد از مدتي كه كمي روي خواندنش دقيق شدم ديدم يك سري فرياد هايي در آهنگ هاي او هست كه اين فرياد ها عادي نيست. اين باعث شد كه كنجكاو شوم و به همراه چند تا از دوستانم بعضي از آهنگ هاي توپاك را ترجمه كرديم و آنجا بود كه فهميدم دليل عادي نبود فرياد هاي او در آهنگ هايش چيست. يكي از دلايل اين فرياد ها تبعيض نژادي بود، رنگ پوست و آزار و اذيت هايي كه سياه پوست ها ديده بودند و البته هنوز هم ادامه دارد محور آهنگ هاي او بود. من زماني كه مدرسه مي رفتم استايل نوشتاري ام خيلي رك و پوست كنده بود و كم كم احساس كردم سبك نوشتنم مي تواند به سبك رپ نزديك باشد. ما در سرزمين خودمان مشكلات خاص خودمان را داريم و من هم به شخصه خودم گذشته اي بسيار تلخ و سختي داشتم و همه اين مسائل باعث شد كه براي تخليه روحي و براي سبك كردن بار سنگين خاطراتي كه از گذشته در ذهنم داشتم شروع كردم به نوشتن و خواندن.
خب به هرحال رپ در ايران آينده مشخصي نداشت، چرا پاپ را انتخاب نكردي؟
من پاپ هم مي توانم بخوانم و صدايم براي پاپ خواني هم بد نيست و حتي در چندتا از كارهايم قسمت پاپ را هم خودم خواندم اما ترجيح مي دهم رپ بخوانم چون در اين سبك موسيقي تو به عنوان خواننده مي تواني سي بيت شعر را مثل حرف زدن بگويي و مي توان به واسطه شعر محور بودن آن در آن قصه هاي زندگي مردم و خيلي چيزهاي ديگر را بيان كرد اما در پاپ تمركز بيشتر روي آواز است و بعد به شعر توجه مي شود.
تو پدرت را از دست داده بودي كه وارد جريان موسيقي شدي، حداقل از لحاظ مالي رپ براي تو توجيه نداشت درست است؟
درسته، من هنوز هم از رپ در آمدي كسب نمي كنم، اين سبكي كه من انتخاب كردم يك چيزي است كه حرف براي گفتن دارد ولي با حرفت موافقم انتخاب اين سبك موسيقي براي من از لحاظ اقتصادي هيچ منطقي نداشت اما براي من يك نوع عشق محسوب مي شود و به آن علاقه دارم و همين عشق و علاقه باعث شد بخوانم و بنويسم.
پس تكليف خرج و مخارج زندگي چه مي شد؟
من در آن روزها در شركت بازرگاني عمويم و در خيابان سعدي مشغول بودم و كار مي كردم، در كنارش هم مي نوشتم و موسيقي را دنبال مي كردم. صبح تا عصري سر كار بودم و خيلي وقت ها بعد از اينكه كارم در شركت تمام ميشد، تا شب مسافر كشي مي كردم و ساعت ۱۱ شب مي رفتم به استوديو و كارهاي موسيقي را دنبال مي كردم.
و الان از كجا پول در مي آوري؟
شعر… شعر مي گويم و به ديگران مي فروشم.
به گذشته تلخ ات اشاره كردي، دوست دارم كمي در مورد آن برايمان بگويي.
مسلماً اين گذشته اي كه براي من وجود داشته براي خيلي هاي ديگر هم بوده و اينطور نيست كه همه درد ها و مشكلات براي من بوده و براي بقيه نبوده! در يكي از قطعات جديدم هم مي گويم كه : « شايد توي دردم هيچي نيستم جلوي تو…» ولي من دارم از گذشته خودم حرف ميزنم و در مورد آن زندگي تلخ صحبت مي كنم: « من كه قبل از دنيا اومدن به لطف خالق/ بدون تجربه شدم توو نطفه بالغ» و اين به خاطر داستان هايي بوده كه در زندگي ام وجود داشته مثل بدهكاري، فقر، اختلافات پدر و مادر و خيلي چيزهاي ديگر كه ترجيح ميدهم بيشتر توضيح ندهم چون در آهنگ هايم همه چيز را مي شنويد. بهترين راه براي بيان گذشته ام موسيقي است!
پس ما هر آهنگي كه از تو مي شنويم، گوشه اي از آن مربوط به زندگي و گذشته توست؟
دقيقاً، تو هر آهنگي را كه از من مي شنوي برگرفته از يكي از داستان هايي است كه در زندگي خودم اتفاق افتاده است.
آهنگ « به خاطر من » را در مورد موضوع طلاق خواندي، اين هم به زندگي تو برميگردد؟
ببين ما كلاً دو نوع طلاق داريم، طلاق عيني و طلاق ذهني! در طلاق عيني پدر و مادر از هم جدا مي شوند و بهتر هم هست چون بعد از يك مدت بچه ها با اين موضوع كم كم كنار مي آيند اما طلاق ذهني اينگونه است كه تو ميبني كه پدر و مادرت با هم تفاهم ندارند اما دارند باهم ادامه مي دهند و تو بيشتر از آنها از اين جنگ و دعواها و عدم تفاهم ها عذاب مي كشي. من هم درگير طلاق ذهني بودم،طلاقي كه به معناي واقعي طلاق بود، خانواده ام نمي توانستند با هم كنار بيايند و اين اصلاً براي من خوشايند نبود. مشكلات مالي و ديگر مشكلاتي كه وجود داشت باعث شده بود پدر و مادرم نتوانند با هم تفاهم داشته باشند. « فقر از در بياد تو همه چيزو خراب ميكنه/ بعد عشق از پنجره فرار مي كنه» همينه! پدر و مادر من درسته كه همديگر رو دوست داشتند اما به خاطر مسائل مختلفي كه وجود داشت نمي توانستند با تفاهم زندگي كنند.
چرا فقط تكست هاي خودت را مي خواني؟
خب اين شايد از ديد بقيه خودخواهي باشد اما من معتقدم بايد چيزي را بخوانم كه به آن احساس دارم و با حس و حال خودم جور باشد. من هرچقدر هم بيايم و به تو بگويم كه يك چيزي براي من بنويس كه فلان حرف در آن باشد تو نمي تواني حس واقعي من را در بياوري و روي كاغذ بنويسي و به همين دليل ترجيح مي دهم تكست هايي كه خودم مي نويسم را بخوانم.
و براي بقيه هم تكست مي نويسي؟
بله، اما بيشتر كارهاي عاشقانه!
در صدايت يك حس اعتراض هست كه در همه آهنگ هايت مشهود است، دلم ميخواهد كمي در مورد اين اعتراض برايمان توضيح بدهي…
ببين تو در هيچ جاي تاريخي هيچ ملتي را نمي تواني پيدا كني كه به طور كامل از دولتش راضي باشد و هميشه ميزان رضايت ها و اعتراض ها نسبي است و آمريكا و اروپا و ايران هم ندارد. بنابراين اين صدايي كه از ميشنوي شايد در هر دولتي ديگري هم كه بود اين صدا و اعتراض و خشمس وجود داشت، اما اين اعتراض و خشم نسبت مسائل اجتماعي است. جامعه من جامعه اي است كه اول به مردم وابسته است و فكر مي كنم يك مقدار خودِ مردم بايد همت كنند تا مشكلات يكي يكي حل شوند. اين شكايتي كه من در آهنگ هايم دارم در درجه اول به خودم، زندگي و گذشته خودم است. اين كه چه داستان هايي دست به دست هم داد تا من اينقدر عذاب كشيدم؟ اين ها را بازگو مي كنم تا ديگران به مشكلات من دچار نشوند. من الان سي سالم است و دوست ندارم مشكلاتي كه در هجده سالگي برايم اتفاق افتاده است دامن ديگران را هم بگيرد. مثلاً آهنگ « بامن باش» را براي كساني خواندم كه به خودكشي فكر مي كنند، « بايد بتونيم» را خواندم براي كساني كه از همه جا و همه چيز نا اميد شده اند و به آينده اميدوار نيستند، « تمومش كن » را خواندم براي كسي كه با وجود گذشته اي سالم به اعتياد دچار شده! من سعي ميكنم اعتراضات و شكايت هاي خودم را به مسائل اجتماعي اينطوري بيان كنم. هدفي كه من دارم هدف بلند مدت است و دوست ندارم از قصه هايي صحبت كنم كه هيچ عاقبتي ندارد و ترجيح مي دهم كاري را بخوانم كه بدانم نتيجه و بازتاب خوبي خواهد داشت. شايد نتونم كسي را عوض كنم، من كه معلم كسي نيستم! اما شايد بتوانم جرقه اي در ذهن مردم ايجاد كنم كه اين راه هم هست كه مي شود امتحانش كرد!
تو گفتي كه در ابتدا نگاه مادي به رپ نداشتي، اما الان كه به جايگاه خوبي در اين موسيقي رسيده اي مي تواني در كشورهاي ديگر كار كني و پول خوبي هم به دست بياوري اما در آهنگ آخري كه از تو منتشر شده مي گويي : « ياس توو اوج درد همين جا ادامه ميده…» براي چي ماندي؟
نميدانم! البته حدود سه سال پيش بود كه كشور آمريكا رفتم و حدود يك سال هم در آنجا بودم ولي دوباره به ايران بازگشتم. رفتن چيزي نيست كه من دنبالش هستم، من بازهم به كشورهاي ديگري مي روم اما هيچ وقت براي كار جايي غير از ايران را انتخاب نخواهم كرد. من اگر هم به آمريكا رفتم، آنجا در سيزده دانشگاه براي دانشجوهاي آمريكايي و براي نشان دادن موسيقي مدرن ايران و فرهنگ غني كشورمان برنامه اجرا كردم. شعر چيزي است كه در خون ما ايراني هاست و اگر همين سبك رپ فارسي هم گُل كرده است ربطي به اين ندارد كه ما از آمريكايي ها تلقيد مي كنيم. ما اگر به فكر تقليد از آن ها بوديم من الان بايد شبيه آنها لباس مي پوشيدم، ايران سرزمين شعر است، فردوسي يكي از چهار پايه اصلي ادبيات دنياست و ما ايراني ها با شعر عجين هستم. هر كشوري مشكلات خودش را دارد و من و امثال من شعرهايمان را به اقتضاي مشكلات خودمان مي گوييم.
تا به حال كنسرت هم داشته اي؟
آره، من در خيلي از شهرهاي آمريكا و به مناسبت سال جهاني مولانا كنسرت برگزار كردم، در لندن و دبي و قطر و… هم برنامه اجرا كرده ام. يك بار هم برنامه اي بود براي كشورهاي اسلامي كه من هم دعوت شدم و برنامه اجرا كردم. همانطور كه گفتم من هدف ام بلند مدت و بين المللي است و دوست دارم هنر ايراني را در دنيا مطرح كنم.
دوست نداري يك روز در ايران كنسرت داشته باشي؟
يك بار در كاخ سعد آباد و يك بار در سالن اريكه ايرانيان كنسرت بود و من هم به عنوان مهمان و شنونده موسيقي دعوت شده بودم، اشتياق و محبت مردم نسبت بهم آنقدر زياد بود كه آن شب هم يكي از بهترين شب هاي زندگي ام بود و هم يكي از بدترين شب هاي عمرم رغم خورد كه مردم اينقدر به كارم علاقه دارند اما نمي توانم برنامه اجرا كنم. البته مي شود ها، كارش فقط يك امضاست كه بايد پاي يك برگه بخورد. من الان به جنبه مالي برگزاري كنسرت اصلاً فكر نمي كنم و فقط حسي را تصور مي كنم كه روي استيج و در مقابل مردم كشورم به من دست مي دهد. البته من يك برنامه دويست نفري در يكي از مراكز خيريه تهران داشتم كه (دوست ندارم اسمش را ببرم چون ممكن است براي برگزاري برنامه هاي بعدي دچار مشكل شوند) واقعاً براي من زيبا بود، باورم نميشد كه در ايران دارم اجرا مي كنم و حس مي كردم الان كه در را باز كنم دوباره به خيابان هاي نيويورك وارد خواهم شد. اي كاش كه بشه!
اميد داري كه بشه؟
واقعاً نمي دانم. كار نشد ندارد، شايد بشه، آره! فقط اميدوارم دير نشود…
دير يعني چي؟
بالاخره الان من سي سالم است و نهايتاً مي توانم پنج – شش سال ديگر ادامه دهم. البته من كارم را تا آنجايي كه توان داشته باشم ادامه خواهم داد، در آهنگ جديدم هم مي گويم كه : « رپ ميزارم كنار ولي به يه شرط/ وقتي رپ فارس و بسازم و بميرم وطرفدارا زير جنازمو بگيرن/ بشينن همگي كنار تابوت/ بگن ياس هميشه به ياد ما بود» من تا اينجا كارم را ادامه خواهم داد ولي بالاخره هرچقدر كه سن بالاتر مي رود آدم خسته تر مي شود و حوصله سنين جواني را ندارد. بنابراين اميدوارم الان كه انرژي دارم اين اتفاق بيفتد.
نظرت در مورد اينكه « زيرزميني» خطاب مي شوي چيست؟
اصلاً از اين كلمه خوشم نمي آيد، در يكي از آهنگ هايم هم مي گويم : « پس هنرمند وطن الان كجاست؟ نيست؟/ اون توو زير زمين ميخونه چون مجاز نيست»… ما خيلي پيگير مجوز شديم، من خودم از اولين كساني بودم كه براي مجوز اقدام كردم و همان موقع وقتي در مطبوعات و رسانه ها در مورد خواننده هاي رپ صحبت مي كردند، عنوان ميشد كه بي شك ياس مجازترين رپر ايراني است واگر يك روزي قرار باشد اين سبك موسيقي مجوز بگيرد ياس اولين نفر خواهد بود. خودم هم به اين موضوع معتقدم چون در موسيقي به اصطلاح زير زميني هم من براي خودم چهارچوب دارم، ياس كسي بود كه رپ را آورد ميان خانواده ها و كارهايي ارائه كرد كه پير و جوان بتوانند آن را گوش كنند. كاري كردم كه خانواده ها به بچه هايشان بگويند اگر ميخواهي رپ هم گوشي كني، آهنگ هاي ياس را گوش كن. موسيقي پاپ همه اش شده تكرار و هيچ حرف جديدي نمي زند، يك چيزي كه واقعاً براي مردم حاوي پيام باشد و يك اتفاق و جرقه در ذهن مخاطب ايجاد كند و يك حرف بزند چه سبكي است؟ شك نكن كه رپ اين سبك است.
با اين حال شنيدم كه چند آهنگت مجوز هم گرفته بود و تو اولين رپ خواني بودي كه آهنگ هايش مجوز گرفت…
آره، يك آهنگ بود كه در آلبوم مجيد غفوري منتشر شد كه قسمت رپ آهنگ را من خواندم كه اسمش هم « يادت نره…» بود و اينكه يك رپ خان توانست مجوز بگيرد كار بزرگي بود. البته الان فكر مي كنم گروه آريان هم در يكي از آهنگ هايش چيزي شبيه به رپ دارد. به هرحال اين آهنگي در غالب يك آلبوم پاپ عرضه شد، در كنار اين آهنگ هويت من از ارشاد مجوز گرفت كه نماهنگش در خانه هنرمندان نمايش داده شد. آهنگ خياباني ها هم مجوز گرفت كه در مورد بچه هاي كار و بچه هاي خياباني خوانده بودم. اما سبك رپ سبكي است كه خواننده در آن هر روز رو به پيشرفت است، مثلاً تو صداي من را در آهنگ خياباني ها گوش كن، همين الان هم كه داريم باهم صحبت مي كنيم صدايم را ببين! خب مسلماً در گذر زمان آدم پخته مي شود و براي من نوعي يك مقدار عقب گرد محسوب مي شود كه آهنگي كه چند سال پيش خوانده ام را الان به صورت مجاز منتشر كنم. به نظر من يك آهنگ بايد همان زماني كه تو به آن حس و انرژي داري منتشر شود نه اينكه اينقدر سخت گيري بشود تا با فاصله مجوز بگيرد.
چرا منتظر مجوز بودي؟
من يكي از قديمي ترين خواننده هاي رپ ايران هستم اما از گوشه و كنار مي شنيدم كه اگر كاري از تو در اينترنت پخش شده باشد تو نمي تواني مجوز بگيري و به صورت مجاز كار كني و من هم با اين ذهنيت تا مدت ها كارهايم را روي اينترنت قرار نمي دادم. به هرحال ما تمام تلاشمان را كرديم كه بتوانيم مجوز كارهايم را بگيريم. با شركت بتهوون صحبت كرديم، با خانم كتايون رياحي و آقاي فرشيد رحيميان و خيلي هاي ديگر هم صحبت كرديم تا شايد آنها بتوانند در راه مجوز گرفتن به ما كمك كنند.
شايد اگر وارد مافياي موسيقي ميشدي راحت به مجوز هم مي رسيدي؟ مثل همكاري با محسن رجب پور.
ببين سبك رپ يك سبك راحت و رك است و چيزي است كه در آن راحت صحبت مي كني! كسي كه وارد مافيا مي شود بايد سياست داشته باشد، به يكي راست بگويد به يكي دروغ! اين كارها براي من زياد جالب نيست. من دارم حرفم را ميزنم، چرا بايد منت كسي را بكشم كه تو رو خدا به من مجوز بدهيد؟ حضرت علي (ع) مي فرمايند: « بهترين تفريح كار است»، اين نوع موسيقي عشق من بود و چه بهتر مي شد اگر دوستان با يك امضا آن را براي من به يك شغل هم تبديل مي كردند. من الان متاسفانه براي خواننده هاي ديگر شعر ميگويم تا كسب در آمد كنم و اين اصلاً خوب نيست، من نبايد براي كس ديگري شعر بگويم. به قول معروف اگر بيل زني باغچه خودت را بيل بزن، شعرت را براي خودت استفاده كن! اما متاسفانه شرايط جوري است كه اين كار را انجام ميدهم.
ياس، تو آدم سياسي هستي؟
هرگز! ببين من دارم حرف دلم را ميزنم و حرف دل من هيچ ربطي به سياست ندارد. حرف هاي من حاوي پيام هاي اجتماعي است و اين حرف هاي اجتماعي از نگاه من بايد مجوز بگيرد چون هم به نفع مردم است و هم به نفع دولت! من نمي خواهم آهنگ عاشقانه بخوانم وبعد بروم برايش مجوز بگيرم، من از اين كارها خوشم نمي آيد.
البته من شنيدم كه از دفتر رياست جمهوري به تو گفته شده كه كارت را ادامه بده و از تو حمايت شده است.
نه، اين موضوع صحت ندارد.
در مورد هيچكس و اينكه چرا همكاري شما با هم ادامه پيدا نكرد.
سروش در دوراني كه اين سبك موسيقي تازه داشت شكل مي گرفت يكي از دوستان خوبم بود، الان هم شايد با هم در ارتباط نباشيم اما وقتي جايي با هم برخورد مي كنيم مثل گذشته باهم دوست و صميمي هستيم. قرار بود كه به طور مشترك آهنگي براي تيتراژ يك مستند بخوانيم اما اين كار به سرانجام نرسيد و همين آهنگ باب آشنايي ما بود، بعد از آن سروش مشغول كارهاي خودش شد و من هم درگير كارهاي خودم شد و يك مقدار از هم فاصله گرفتيم و مشكل خاصي با هم نداريم.
تو خيلي از خواننده ها را تو وارد كار موسيقي كرده اي. درسته؟
بله، خيلي از بچه ها هستند كه همين الان هم مشغول كار هستند و كارهايشان را هم دوست دارم. من اصولاً آدمي هستم كه عادت ندارم سمت كسي بروم و ترجيح مي دهم مسير خودم را بروم و به كار كسي كار ندارم اما وقتي كسي به سراغ من مي آيد من هم با روي خوش از او استقبال مي كنم و اگر كمكي بتوانم برايش انجام مي دهم. نكته ديگري كه بايد بگويم اين است كه من كسي را بالا نياوردم، هركسي لياقت خودش را در كار نشان مي دهد و اگر در كارش موفق بوده از توانايي و استعداد خودش بوده و من فقط در اين راه به او كمك كرده ام.
ماجراي دوستي ات با حامد بهداد چگونه است؟ تو در موسيقي يك آدم ياغي هستي و حامد هم در سينما بازيگري سركش…
يك روز با يكي از دوستانم به نام برديا بودم كه به من گفت بيا بريم حامد را ببينيم. رفتيم به يك بيمارستان كه ظاهراً لوكيشن يكي از فيلم هايي بود كه حامد در آن بازي مي كرد، صابر ابر هم بود. آنجا همديگر رو ديديم، به شخصه رُك بودن حامد را خيلي دوست دارم. فكر مي كنم اين موضوع براي همه وجود داشته باشد كه وقتي يك آدمي را مي بينند كه از نظر فكري بهم نزديك هستند، مي توانند با هم دوست شوند. اين موضوع براي من و حامد هم وجود داشت و ديديم كه با هم كلي حرف براي گفتن داريم. بعضي وقت ها چند ساعت كنار يك نفر مي نشينيد اما هيچ حرفي جز تعارف هاي روزمره نداريد كه بزنيد اما من و حامد همان روز اولي كه همديگر رو ديديم دو ساعت پشت سرهم باهم حرف زديم. انشالله اگر خدا بخواهد شايد در آينده يك كارهايي هم باهم كرديم.
در زمينه موسيقي؟
شايد، دقيق نمي دانم، بگذار ببينيم چه پيش مي آيد اما من كلاً سيستم كاري حامد را خيلي دوست دارم چون به قول خودت هم آدم خيلي ركي است و هم در كارش سركش است و اين خصوصياتش را خيلي دوست دارم.
تو به عنوان يك هنرمند كه اسم زيرزميني را يدك ميكشد هيچ وقت استرس اين را نداري كه باهات برخورد شود؟
فكر نمي كنم اتفاق خاصي براي من بيفتد، تو داري مي گويي موسيقي زير زميني ولي به نظر من كل موسيقي هاي زيرزميني را نبايد باهم جمع بست و بايد موسيقي هاي خوب و مبتذل زيرزميني از هم تفكيك شود. بعضي از خواننده ها هستند كه حتي وقتي اسم زير زميني رويشان هست هم يكسري چهارچوب ها را رعايت مي كنند و سعي مي كنند به يك آينده و هدفي فكر كنند. من آدم خودستا و مغروري نيستم اما سعي مي كنم حرفم را بزنم، من تمام تلاشم اين است كه به يك اتفاقي فكر كنم، آهنگ « به خاطر من» كه پخش شد خيلي ها با آن ارتباط برقرار كردند، آهنگ « بايد بتونيم» يا « پياده ميشم» همينطور… هر آهنگي كه خوانده ام يك هدف را دنبال كرده ام، آهنگ «دلت درياست» در مورد كودكي بود كه تومور مغزي داشت، زماني كه من او ( علي ترابي ) را ديدم نور اميد و انگيزه براي مبارزه با اين بيماري در چشمانش موج مي زد و من تحت تاثير قرار گرفتم و با تمام وجودم كار كردم تا كاري براي او بسازم كه انرژي او براي مبارزه بيشتر شود.
پس تو براي خودت و كارت چهارچوب داري و به همين دليل هم استرسي نداري…؟
فكر مي كنم دليل خاصي وجود ندارد كه بخواهد مشكلي براي من پيش بيايد و اصولاً نبايد هم اتفاقي براي من بيفتد چون جايي كه ما در آن كار مي كنيم ، استوديويي است كه هر وقت درش را باز مي كنيم استوديو است و هيچ كاري جز كار موسيقي در آن انجام نمي شود، اما متاسفانه ما داريم مي بينيم كه در خيلي از استوديو ها اينطور نيست و كارهايي در آن انجام مي شود كه مسلماً از ديدگاه من هم موجه نيست. اينجا محيط كار است و ما غير از كار اينجا هيچ كاري انجام نمي دهيم. در آهنگ هايم هم اگر دقت كني هيچ حرف خاصي وجود ندارد، شايد يك سري حرف ها و تلنگر هايي هم به مسولان وجود داشته اما اين صحبت ها چيزهايي است كه بقيه هنرمند ها هم مي گويند، مگر ده نمكي در فيلم هايش اين حرف ها را بيان نمي كند؟ يا در رسانه هاي ديگر اين صحبت ها زده نمي شود؟ فكر مي كنم ديگر بايد اين حد آزادي داشته باشم كه بخواهم حرفم را بزنم.
كليپ هايت را كجا مي سازي؟
ايران، تمام كليپ هايم را در ايران مي سازم.
و در آخرين كليپي كه ساختي برادرت هم در آن بازي مي كند، در مورد حضور صابر در كارهايت توضيح بده لطفاً.
صابر يك سال از من كوچكتر است و به خوانندگي هم علاقه زيادي دارد اما يك جورهايي هنوز آن استعداد را براي خواندن پيدا نكرده و به واسطه چهره اي كه دارد سعي مي كنيم از او استفاده كنيم. البته حدالمكان كم اين كار را انجام مي دهم، چون دوست ندارم مردم فكر كنند ياسر در كارهايش از دوستان و آشنايان خودش استفاده مي كند، ولي خب چه كاركنم ديگر، داداشمه! (خنده)
در مورد « سرباز وطن » برايمان بگو.
اگر به اين آهنگ دقت كني مي بيني كه بيشتر بازي با كلمات است، البته حاوي پيام هم هست اما هدفم اين بود كه يك مقدار بازي با كلمات را امتحان كنم. اين آهنگ اولين آهنگي بود كه در سال ۹۰ منتشر كردم و برايم شروعي است براي كارهاي بعدي ام كه به مرور منتشر خواهد شد. پيام اصلي « سرباز وطن » اين بود كه : « ياس تو اوج درد همين جا ادامه ميده، ايران!» من هر مشكل و محدوديتي هم كه داشته باشم كارم را همين جا ادامه خواهم داد.
و سال جهاني مولانا به آمريكا دعوت شدي…!
آره، سال ۸۴ بود كه از طرف كمپاني red hotدعوت شدم، اين شركت هر سال يك گروهي را از كشورهاي مختلف انتخاب مي كند تا آلبوم موسيقي توليد كند. چون آن سال سال جهاني مولانا بود و به همين دليل از من و چند خواننده ايراني ديگر مثل شهرام شعر باف براي توليد يك آلبوم دعوت كرد تا به آمريكا سفر كنيم. به هرحال ما رفتيم و آلبوم رد هات + رومي را توليد كرديم كه كه آلبوم خيلي خوبي هم شد و با استقبال خوبي هم مواجه شد. در اين آلبوم من دو قطعه داشتم، يك « صلح تويي» كه براي مولانا و ديگري «زهي عشق» بود. توليد اين آلبوم باعث شد كه ديدگاه آمريكايي ها به موسيقي مدرن ايران عوض شود، به هرحال آنها فكر مي كردند به خاطر محدوديت هايي كه وجود دارد بچه هاي ايران پيشرفت نكرده اند اما اين آلبوم نظرشان عوض كرد. صد در صد يكي از نقاط عطف و گام هاي بلند پيشرفت من همين آلبوم بود چون من ديدگاهم بين المللي است و اين موضوع در حركت رو به جلوي من موثر بود.
تفريح ات چيست؟
تفريح خاصي ندارم، صبح تا شب كه دنبال كارهايم هستم، شب هم اگر فرصتي كنم به بام تهران مي روم و قدم مي زنم يا گاهي اوقات از بانجي جامپينگ مي پرم.
ترس ندارد؟
نه، فكر مي كنم حدود هفتاد بار اين كار را كرده ام، البته الان يك مقدار برايم تكراري شده است و فكر مي كنم اگر ارتفاعش بيشتر شود بازهم برايم جذاب مي شود
فكر مي كنم اين هم از همان روحيه ياغي تو نشات مي گيرد، نه؟
خب ببين من هيجان و استرس را دوست دارم، وقتي كه مي روي بالا و آن ارتفاع را مي بيني و با تمام وجودت مي پري پايين يك حس عجيب و غريب در تو ايجاد مي شود.
فكر مي كنم برجسته ترين همكاري تو با يك خواننده مجاز، آهنگي بود كه با سيروان خواندي، خواننده مجازي هست كه دوست داشته باشي باهاش كاري مشترك بخواني؟
اگر بخواهم كه اين كار را كنم مي توانم اين كار را انجام دهم اما رپ را ترجيح مي دهم، شايد در آينده اين كار را كنم اما فعلاً تمركزم روي كار خودم است.
تو يك آهنگي خواندي به نام « سي دي رو بشكن» كه در مورد ماجراي فيلم خصوصي منتشر شده از يكي از بازيگران تلويزيون بود كه خيلي هم مورد توجه قرار گرفت. در مورد اين آهنگ برايمان بگو.
ببين اين آهنگ هم يك كار اجتماعي بود، عشق هم يك ماجراي اجتماعي است و فقط بايد آن را يك بخشي از داستان هاي اجتماع ببينيمش. من قبل از « سي در رو بشكن » حدود بيست آهنگ خوانده بودم اما اين آهنگ به خاطر شرايطي كه وجود داشت خيلي ديده شد و با استقبال خوبي مواجه شد. من وقتي ماجراي مربوط به آن سي دي را شنيدم واقعاً ناراحت شدم و وقتي با دوستانم صحبت كردم به اين نتيجه رسيديم كه بايد يك كاري در اين مورد بسازيم و در نهايت فكر مي كنم ۴۸ ساعته اين كار شكل گرفت و آن را منتشر كرديم و خدا را شكر اثرات مثبتي هم داشت.
وقتي داشتي تكست اين آهنگ را مي نوشتي روي تاثيرش هم فكر مي كردي كه طوري بنويسي كه حداقل يك نفر با شنيدن آهنگ تو سي دي را بشكند؟
صدرصد، شك نكن وقتي من يك كاري را انجام مي دهم ميدانم چه اتفاقي قرار است برايش بيفتد، آن لحظه اي كه چيزي به ذهنم خطور مي كند و آن مساله را تقديم به آهنگ مي كنم مي دانم چه اتفاقي برايش خواهد افتاد و سعي مي كنم از كلماتي در تكست هايم استفاده كنم كه به شنونده ام تلنگري بزنم. شايد اين اتفاق در بين كساني كه مي خوانند كم ديده مي شود ، اما آن فريادي كه من در كارهايم دارم صرفاً به اين دليل است كه مخاطب وقتي آهنگ را گوش مي كند سرجايش ميخكوب شود و به آن قصه گوش بدهد كه آخرش چه مي شود.
دوست نداري زندگي ات فيلم شود؟
دوست دارم و يك تصميم هايي هم براي اين كار داريم و شايد در آينده يك اتفاقات مثبتي در اين زمينه بيفتد. از طرف يكي از شركت هاي فيلم سازي صحبت هايي در اين مورد با من شده است كه ترجيح مي دهم تا قطعي نشدن كار صحبتي در مورد آن انجام ندهم.
قرار است خودت بازي كني؟
نه
پيشنهاد خودت براي بازيگر نقش خودت كيست؟
حامد، فكر مي كنم حامد بهداد مي تواند اين نقش را خوب دربياورد. درست است كه بازيگري بايد در خون آدم باشد اما يك سري آموزش هايي هم لازم دارد و به همين دليل فكر نمي كنم خودم بتوانم فيلم بازي كنم.
« كسي از گربه هاي ايراني خبر نداره!» فيلمي بود كه مشكلات بچه هايي كه در ايران فعاليت موسيقي دارند مي پرداخت، مواضع اين فيلم را قبول داري؟ اين كه هنوز در گاوداري كار بسازند منطقي است؟
ببين من الان دارم كارهايم را در استوديو هايي مي سازم كه داراي استاندارد هاي بين المللي هستند بنابراين من اعتقادي به اين ندارم كه هنوز كه هنوزه يك خواننده زيرزميني در جاهاي غيرحرفه اي كار كند. در مجموع من با يكسري از مسائلي كه در اين فيلم به تصوير كشيده شد موافق نبودم، درست است كه اين فيلم براي حمايت از ما ساخته شد اما اين كار اگر قرار بود اصولي و سازنده ساخته شود بايد قصه يك خواننده زيرزميني را نشان مي داد، اينكه يك جوان از زير زمين كارش را آغاز مي كند و در ادامه موفق هم مي شود. اين را بايد نشان مي داد كه يك نفر از جايي شروع كرد كه حتي از استوديو هم بيرونش مي كردند، من را از يكي دوتا استوديو بيرون انداختند به اين بهانه كه مي گفتند اينجا جاي روزنامه خواندن نيست و موسيقي رپ يعني چي؟ موسيقي هرنُت اش يك پيام است و به همين دليل معتقدم بايد به همه موسيقي ها احترام گذاشت. من به شخصه به انواع موسيقي احترام ميگذارم و تا به حال نشده كه به موسيقي كسي بخندم. به هرحال من از آنجا شروع كردم اما نا اميد نشدم و تا جايي كارم را ادامه دادم و تا آنجا پيشرفت كردم كه يكي از شركت هاي معتبر آمريكايي به مناسبت سال جهاني مولانا به آمريكا دعوت شد و برنامه اجرا كرد و سير صعودي در كارش طي كرده است و اين فيلم بايد اينگونه مسائل را هم نشان مي داد.
جايي هست كه در دنيا رپ دوست داشته باشي به آن برسي؟
آره، من دوست دارم موسيقي كلام محور ايراني را به يك سبك جهاني تبديل كنم و آن را در دنيل مطرح كنم. هيپ پاپ يك زبان بين المللي است، شايد من زياد روي زبان انگليسي مسلط نباشم اما آهنگ هاي خارجي را گوش مي دهم و با آنهايي كه دوست دارم همخواني مي كنم. من دوست دارم مثلاً يك آدم آمريكايي هم آهنگ هاي من را حفظ كند، اين چيزي است كه البته ديده ام و تصاويري دارم كه خيلي از آمريكايي ها سيلاب آهنگ هاي من را حفظ كرده اند و با من مي خوانند.
دغدغه هاي اين روزهايت چيست؟
يك كانوني هست به نام كانون كوشا كه از كودكان كار حمايت مي كند، من مدتي است كه با اين موسسه آشنا شده ام و خيلي دوست دارم در اولين فرصت يك آهنگ براي اين بچه ها و در حمايت از آنها بخوانم. مسولين اين موسسه بدون هيچ چشم داشتي براي بچه هاي كار زحمت مي كشند و از اين طريق به جامعه ما خدمت مي كنند كه واقعاً جاي تقدير و تشكر دارد، دغدغه اين روزهاي من اين بچه ها هستند و اميدوارم بتوانم حركت مفيدي برايشان انجام دهم
حرفي مانده كه ناگفته باقي مانده باشد؟
حرفم فقط اين است كه اميدوارم ديدگاه مسولين نسبت به اين موسيقي عوض شود و يك مقدار روشن تر نسبت به ما و موسيقي ما فكر كنند. در برنامه هايي مثل شوك آمدند به من نسبت اعتياد دادند و گفتند درست است كه ياس از مبارزه با اعتياد صحبت مي كند اما شايد خودش بدش نمي آيد كه از مواد مخدر استفاده كنند و اين درحالي است كه من تا به امروز در زندگي ام هيچ كدام از مواد مخدر را حتي لمس هم نكرده ام، اين مسائل يك مقدار من را ناراحت مي كند، من وقتي دارم يك سبكي را دنبال مي كنم به طرز صحيح اين كار را انجام مي دهم. اگر بحث تهاجم فرهنگي است، غربي ها در فيلم هايشان هم از كلمات ركيك استفاده مي كنند پس ما فيلم هم نسازيم؟ من معتقدم فرهنگ ايران روي حجب و نجابت و حيا استوار است و شما در هيچ كدام از آهنگ هاي من نمي توانيد كلمه زشت و غير متعارفي پيدا كنيد، در فيلم هايمان هم اين مسائل ديده نمي شود. من در چهارچوب خودم دارم كار مي كنم و تمام آرزويم اين است كه يك جامعه تميز و صاف و سالم داشته باشيم. من وقتي با اين ديدگاه دارم كار مي كنم بايد حمايت شوم، من انتظار حمايت دارم از مسولين كشورم. من در آمريكا بودم و شرايط كار كردن در آنجا برايم خيلي مهيا بود اما برگشتم تا در خاك خودم كار كنم. اينجا سرزمين من است و اگر قرار است كار كنم همين جا كار مي كنم. اينجا منبع الهام است و داستان ها را مي بيني و برايش مي خواني! من ترجيح مي دهم كه بنشينم و به اطرافم نگاه كنم و روابط معمولي آدم ها را تماشا كنم.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۷:۳۰ توسط:sana موضوع:

جالب ترين خطاهاي ديد

خواندنيهاي ديدني

در نگاه اول يك پيرمرد (با دو چشم!!) را سوار بر اسب مي‌بينيد، درسته!؟ پس بيشتر دقت كنيد.

به نظر شما كداميك از اين سربازهاي وظيفه!! قدبلندتر هستند!؟

در نگاه اول صورت يك سامورايي را مي‌بينيد!؟ بيشتر دقت كنيد تا بدن آن اسكيمو را هم ببينيد.

دو دايره مياني را در تصوير زير به دقت ببينيد، كدام بزرگتر است!؟ (اشتباه كرديد! برابرند)

اين خط ها بنظر كج هستن ولي موازين!

بنظر مارپيچه اما چند دايره تو همه

اين عكس متحرك نيست اما چشم ما اونو با موج مي بينه



تو اين عكس دو دختر و يك مرد هست مي تونيد اسب رو پيدا كنيد؟


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۶:۲۳ توسط:sana موضوع:

ماجراي قهركردن گنجشك با خدا





روز ها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا مي‌گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي‌گفت: مي آيد؛ من تنها گوشي هستم كه غصه‌هايش را مي‌شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي‌دارد.
و سرانجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست. فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشك هيج نگفت. و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگيني سينه توست. گنجشك گفت: “لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سر پناه بي كسي ام. تو همان را هم از من گرفتي. اين طوفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي از لانه محقرم؟ كجاي دنيا را گرفته بود؟” و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آن گاه تو از كمين كار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي. اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۶:۱۴ توسط:sana موضوع:

داستاني عاشقانه و پند آموز


پس از 11 سال زوجي صاحب فرزند پسري شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسيار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود كه روزي مرد بطري باز يك دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده كرد و چون براي رسيدن به محل كار ديرش شده بود به همسرش گفت كه درب بطري را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به كل فراموش كرد.
پسر بچه كوچك بطري را ديد و رنگ آن توجهش را جلب كرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسموميت شديد شد و به زمين افتاد. مادرش سريع او را به بيمارستان رساند ولي شدت مسموميت به حدي بود كه آن كودك جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسيار از اينكه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.
وقتي شوهر پريشان حال به بيمارستان آمد و ديد كه فرزندش از دنيا رفته رو به همسرش كرد و فقط سه كلمه بزبان آورد.
فكر ميكنيد آن سه كلمه چه بودند؟
شوهر فقط گفت: "عزيزم دوستت دارم!"
عكس العمل كاملاً غير منتظره شوهر يك رفتار فراكُنشي بود. كودك مرده بود و برگشتنش به زندگي محال. هيچ نكته اي براي خطا كار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت ميگذاشت و خودش بطري را سرجايش قرار مي داد، آن اتفاق نمي افتاد. هيچ دليلي براي مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نيز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چيزي كه در آن لحظه نياز داشت دلداري و همدردي از طرف شوهرش بود. آن همان چيزي بود كه شوهرش به وي داد.
گاهي اوقات ما وقتمان را براي يافتن مقصر و مسئول يك روخداد صرف مي كنيم، چه در روابط، چه محل كار يا افرادي كه مي شناسيم و فراموش مي كنيم كمي ملايمت و تعادل براي حمايت از روابط انساني بايد داشته باشيم. در نهايت، آيا نبايد بخشيدن كسي كه دوستش داريم آسان ترين كار ممكن در دنيا باشد؟ داشته هايتان را گرامي بداريد. غم ها، دردها و رنجهايتان را با نبخشيدن دوچندان نكنيد.
اگر هركسي مي توانست با اين نوع طرز فكر به زندگي بنگرد، مشكلات بسيار كمتري در دنيا وجود مي داشت.
حسادت ها، رشك ها و بي ميلي ها براي بخشيدن ديگران، و همچنين خودخواهي و ترس را از خود دور كنيد و خواهيد ديد كه مشكلات آنچنان هم كه شما مي پنداريد حاد نيستند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۶:۰۵ توسط:sana موضوع:

پيامكهاي غمناك سيگار

صبحي كـــه بجـــاي عـــشق با سيـــگار شروع بـــشه . . .
يــــك شــــــروع دوبـــاره نيــــست
امـــــتداد پايان اســــت
بــــــراي كــــسي كه ديــگر امــــيدي بـــه ادامه نـــدارد !!

SadSad
صبحي كـــه بجـــاي عـــشق با سيـــگار شروع بـــشه . . .
يــــك شــــــروع دوبـــاره نيــــست
امـــــتداد پايان اســــت
بــــــراي كــــسي كه ديــگر امــــيدي بـــه ادامه نـــدارد !!

SadSad
باشي يا نباشي زندگي ميگذرد !
اگر باشي با تو
اگر نباشي با سيگار …

SadSad
ته سيگارهايم پوكه هاي خاطرات است كه شليك مي كنم وسط مغزم …
مي كشد مرا اما شايد تو را فراري دهم از ذهنم !!!
همه را خطا زدم …
پاكت بعدي ، خشابي ديگر …

SadSad
گاهي دوست دارم بدون پك زدن فقط بنشينم و نگاه كنم كه سيگارم چگونه ميسوزد …
شايد آخر فهميدم چه لذتي ميبري از تماشاي سوختن من ؛ شايد آخر قانع شدم !



Sad
سيگار يه درس خوبي به من داد :
به پاي كسي بسوز كه نفسشو خرجت كنه …

SadSad
بچه كه بودم نقاشي ميكشيدم
بزرگتر شدم از هيجان جيغ ميكشيدم
فهميدم چه خبره دور و برم ، درد كشيدم
حالا ديگه نه درد ميكشم نه جيغ نه نقاشي !!!
سيگار ميكشم …

SadSad
يك فنجان قهوه پر
يك صندلي لهستاني نو كه جير جير نمي كند
يك سيگار سالم روشن نشده
يه كافه روشن روشن
و ذهني خالي از تو …

SadSad
نخي سيگار ، پكي عميق و لبخند تو رووي ديوار …
دود مي شويم همه با هم امشب !

SadSad
تو سيگار رو خاموش كن تا بگم
چطور ميشه با گريه هم دود شد
چطور ميشه با خنده هم زخم خورد
چطور ميشه با عشق نابود شد …

Sad خواستم با يكي درد دل كنم ، اول ازش پرسيدم سيگار داري ؟Sad
گفت ميخواي بكشي ؟

گفتم نه تو بكش تا طاقت حرفامو داشته باشي …


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۵:۵۷ توسط:sana موضوع:

اس ام اس غمناكــــــــ

هــر قدر هـــــم كـــه محكــــم باشــــي,
يـــك نقطـــــه,
يـــك لبخنـــــد,
يـــك نگــــــــاه,
يـك عطر آشنـا,
يــك صــــــــدا,
يــك يـــــــــــاد,
از درون داغونـــت مي كــــند,
هــر قدر هـــــم كـــه محكــــم باشــــي…!



SadSad


وقتي يه آدم ميگه
هيچكس منو دوست نداره ،
منظورش از هيچكس
يك نفر بيشتر نيست . . .
همون يه نفري كه واسه اون همـــه كسه !



SadSad
وقتي يه آدم ميگه
هيچكس منو دوست نداره ،
منظورش از هيچكس
يك نفر بيشتر نيست . . .
همون يه نفري كه واسه اون همـــه كسه !

SadSad
سـكـــــــه ي زنـدگـيم
شـيـــــــر نـدارد
امــــــــا
هـمـيـن خـطـي
كـه مـــــــرا بـه تــــــو
وصـــــــــــــــــل
نـگـه مـي دارد را
دوســـــــت دارمـــ …
.
SadSad
خالي تر از سكوتم …
انبـوهــي از ترانـه
بــا يـاد صبـح روشـن اما …
اميـد باطل
شب دائـمي ست انـگار …
.

SadSad
همـچـون ساعـت شني شــده ام
كــه نـفــس هـاي آخـرش را مـيـزنـد
و الـتـمـاس مـيـكــنــد
يـكـي پـيـدا شـود و بـرش گــردانـد
مــن هــم …
نه …! !
لـطــفـا بـرم نـگــردانـيـد ! ! !
بــگـذاريــد تــمام شــوم …
.
SadSad

درست زماني كه سرت جاي ديگري گرم است ؛ دل من همينجا يخ ميزند !
چه فاصله زيادي است از سر تو تا دل من . . .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۵:۴۸ توسط:sana موضوع:

مردان در ويترين اين مغازه براي فروش به دختران مجرد!!+تصاوير

به‌تازگي فروشگاه بزرگي در پاريس افتتاح شده است كه ويژه زنان مجرد است. با گشايش اين مغازه ديگر زنان مجرد فرانسوي نياز به دوست‌شدن با مردان در خيابان‌ها يا محل‌هاي ديگري ندارند، بلكه مرداني در ويترين‌هاي اين فروشگاه وجود دارند كه مي‌توانند آنها را پسنديده و بخرند.




مرداني كه مي‌خواهند در اين فروشگاه به فروش برسند بايد در سايت اين فروشگاه نام بنويسند و به عضويت فروشگاه درآيند. در اين فروشگاه مشخصات و بهاي هزاران عضو اين فروشگاه در اختيار دختران مجرد قرار داده مي‌شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۵:۴۰ توسط:sana موضوع:

خاموشي ابدي خروپف زن(بخونيدش)

زن و شوهر پيري با هم زندگي مي كردند. پير مرد هميشه از خروپف همسرش شكايت داشت و پير زن هرگز زير بار نمي رفت و گله هاي شوهرش رو به حساب بهانه گيري هاي او مي گذاشت. اين بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اينكه يك روز ... پيرمرد براي اينكه ثابت كند زنش در خواب خروپف مي كند و آسايش او را مختل مي كند ضبط صوتي را آماده كرد و شبي همه سر و صداي خرناس هاي گوشخراش همسرش را ضبط كرد. پير مرد صبح از خواب بيدار شد و شادمان از اينكه سند معتبري براي ثابت كردن خروپف هاي شبانه او دارد به سراغ همسر پيرش رفت و او را صدا زد، غافل از اينكه زن بيچاره به خواب ابدي فرو رفته بود! از آن شب به بعد خروپف هاي ضبط شده پيرزن، لالايي آرام بخش شبهاي تنهايي او بود
SadSadSadSadSad


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۵:۳۰ توسط:sana موضوع:

دلبستگي به كفش ها....

دلبسته ي كفشهايم بودم !

كفش هايي كه يادگار سال هاي نو جواني ام بودند ، دلم نمي آمد دورشان بيندازم...

هنوز همان ها را مي پوشيدم اما كفش ها تنگ بودند و پايم را مي زدند

قدم از قدم اگر بر مي داشتم زخمي تازه نصيبم مي شد

سعي مي كردم كمتر راه بروم زيرا كه رفتن دردناك بود





مي نشستم و زانوهايم را بغل مي گرفتم و مي گفتم :چقدر همه چيز دردناك است ، چرا خانه ام كوچك است و شهرم و دنيايم ..؟!

مي نشستم و مي گفتم : زندگيم بوي ملالت مي دهد و تكرار و مي گفتم: خوشبختي تنها يك دروغ قديمي است ...

مي نشستم و به خاطر تنگي كفشهايم جايي نميرفتم ، قدم از قدم بر نميداشتم ، مي گفتم و مي گفتم ...

پارسايي از كنارم رد شد

عجب ! پارسا پا برهنه بود و كفشي بر پا نداشت و مرا كه ديد لبخندي زد و گفت: خوشبختي دروغ نيست اما شايد تو خوشبخت نشوي زيرا خوشبختي خطر كردن است و زيباترين خطر، از دست دادن...

تا تو به اين كفش هاي تنگ آويخته اي ، برايت دنيا كوچك است و زندگي ملال آور .جرات كن و كفش تازه به پا كن.شجاع باش و باور كن كه بزرگتر شده اي ...

رو به پارسا كردم ، پوزخندي زدم و گفتم : اگر راست مي گويي پس خودت چرا كفش تازه به پا نمي كني تا پا برهنه نباشي؟!!

پارسا فروتنانه خنديد و پاسخ داد :من مسافرم و تاوان هر سفرم كفشي بود كه هر بار كه از سفر برگشتم تنگ شده بود و پس هر بار دانستم كه قدري بزرگتر شده ام ...
Khansariha (131) Khansariha (99) Khansariha (99) Khansariha (99) Khansariha (99) Khansariha (131)


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۵:۲۱ توسط:sana موضوع:

چت باکس


صفحات وبلاگ

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ]


اینستاگرامی ها

  دستگاه برش لیزر  /  تور نجف /  دوربین مداربسته بیسیمسئو کار حرفه ای  / تشک بادی /  رزرو هتل /  هتل اسپیناس پالاس / ثبت آگهی رایگان / آهنگ پیشواز / خدمات نظافتی در مشهد / باربری / بسته بندی لوازم منزل / دانلود بازی اندروید / دانلود نرم افزار اندروید /انجام پروژه متلبچت رومطراح و بهینه ساز سئو سایت سیروتا / لوله PVC / اتوبار / اجاره جرثقیل