بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

مطلبى در مورده تسخير جن+18

تمام اين كره خاكي اگر انساني بخواهد از چيزي اعم از جسم و جاندار استفاده كند بايد او را به تسخير و استخدام خود در آورد .
براي استفاده از فلزات و مواد معدني پس از احاطه كامل ، آنها را به استخدام در آورده و شكل ميدهد .در مورد جانداران حتي جانداران وحشي آنها را گرفته در قفس ميكند و سپس از آنها بهره برداري مينمايد :يعني به تسخير ميكشد و اين نشانه اشرف مخلوقات بودن انسانها است.
اين قاعده در دنياي نامحسوس مثل جن نيز صادق است . استفاده از اين موجود براي افراد عادي بشر (غير از پيامبران و بزرگان اديان ) تنها با تسخير امكان پذير است .
متاسفانه يكي از بدترين اعمال بشر كه ضررهاي جبران ناپذيري به انسانها وارد مي آورد تسخير جن است . هيچ يك از مجربين اين امور چنين كاري را مورد پسند نمي شمارد .
• فشارهاي ابتدايي كه براي ديدن عالم جن، انسان متحمل ميشوند يعني همان رياضتها ، اذكار ، اوراد و اعمال
• وحشت و اضطراب اولين ملاقاتها كه به علت استرس و حركت شديد خود در بدن منجر به سكته مغزي و قلبي شده و يا فشار سنگين به سيستم كنترل مغزي باعث معلوليتهاي نخاعي ميشود و بسيار اتفاق مي افتد افراد حالت رواني پيدا ميكنند ( بد نيست دوستان سري به تيمارستانها و مراكز رواني بزنند ، خيلي از مريضي هايي كه علم پزشكي چاره اي براي علاج آن ندارد و حتي اسمي به بيماري آنها نتوانسته بگذارد به دليل همين ارتباط با اجنه و امثالهم بوده است)
• تحليل قواي فكري ، روحي و جسمي در استمرار ملاقات با اجنه ، كه نشانه هاي آنرا شما در بسياري از احضار كنندگان مشاهده ميكنيد : رنگهاي پريده ، حالت عصباني ، تفكرات پست ، بدنهاي لاغر و نحيف و.... غير از كساني كه اين امور نسل به نسل به آنها رسيده يا رياضتهاي بسيار سنگين كشيده اند البته آنها نيز راحت نيستند و دچار اختلالاتي ميشوند
• ضرر به ديگران . اشخاص از اين امور هدفي را دنبال ميكنند غالبا براي استيلا بر امور ديگران مثل خراب يا درست كردن كسب و كار يا زندگي فلاني كه در هر صورت دخالت در روند طبيعي زندگي بشر محسوب ميشود و مستوجب عقاب است ( افرادي كه از جن براي اينگونه امور استفاده ميكنند كفاره ميدهند)
• صرف نيروي و انرژي در كاري عبث ، بيهوده و نكبت ، كاري كودكانه كه از هواي نفس انسان تربيت نشده سرچشمه مي گيرد و پس از گذشت زمان اشخاص متوجه خواهند شد كه اگر اين وقت و انرژي را صرف كسب علم ميكردند پيشرفتهاي قابل توجهي داشتند (قالب افراد احضار كننده از سنين بالا برخوردارند و اگر نگاهي به همسنان آنها بياندازيد بزرگاني را ميابيد كه براي بشر مفيد و قابل احترامند اما احضار كننده بيچاره در بيقوله با بدترين وضع ، نااميد از زندگي ، انتظار ساعات پاياني عمرش را ميكشد)

تسخير
1 - ( مصدر ) رام كردن مطيع كردن مقهور كردن مغلوب كردن .
2- بكار بي مزد وا داشتن .
3- بدست آوردن اختيار ، تصرف كردن .
4-( اسم ) قهر غلبه .
5- تصرف . جمع : تسخيرات.
(مجموعه فرهنگ لغتها)
تسخير يعني بيگاري كشيدن (منجدالطلاب)
تسخير يعني رام كردن و فرمانبردار كردن (غياث الغات)
تسخير يعني رام كردن و ناتوان كردن قهر آميز ( الميزان في تفسيرالقرآن)
تسخير جن به اين معنا است كه كسي جن را اسير كند و استثمار نمايدش ، تا مقصد خود را بوسيله او برآورده سازد . اين مانند آن است كه غل و زنجير به گردن كسي اندازد و به جبر ، از او بهره برداري نمايند .
روشهاي متعددي براي احضار و تسخير جن ذكر شده است : خواندن ادعيه و اوراد مخصوص و تحمل رياضت هاي عجيب و غريب از جمله نكات مهم براي تسخير جن است . ولي همه آنها مقدمه و به منظور تسلط بر نفس است.
اجنه اي كه مورد تسخير انساني قرار ميگيرند در جامعه جنيان مورد تحقير واقع ميشوند .
يك جن در ابتدا از اينكه به خدمت انسان (كه اشرف مخلوقات بوده و داراي رتبه وجودي خاص در بين همه مخلوقات است) در آمده است افتخار ميكند اما به مرور زمان ازينكه در بند كشيده شده خسته و معذب ميشود به همين دليل هر عملي براي رهايي از اين ارتباط انجام ميدهد .
تسخير جن اغلب اوقات يك عمل دو طرفه است . ضمن اينكه تسخير كننده بهره ميبرد جن نيز سود ميبرد به اين معنا : شخصي كه تسخير كننده است هدفي را دنبال ميكند و براي رسيدن به آن از قدرت ، سرعت و نامرئي بودن جن استفاده مينمايد اما مسئله به اينجا ختم نميشود حال در قبال اين اعمال و گرفتار بودن در دست انسان جن نيز خواسته هايي دارد كه بايد توسط تسخير كننده انجام شود و در غير اينصورت مورد اذيت و آزار قرار خواهد گرفت دقيقا عين يك معامله دوطرفه .
و تفاوت تسخير جن با يك حيوان وحشي همين است كه چون جن نيز داراي شعور و اراده است در قبال خدمت رساني چيزي ميطلبد.
البته ارتباط با انسان خود باعث قدرت جن و نيرو گرفتن از انرژيها و عقل انسان است و حتي اگر علنا چيزي را نخواهد (كه حتما ميخواهد) بهره خود را برده است و تسخير كننده بدون اينكه بداند هر روز در حال از دست دادن نيروهاي دروني و جسمي خود ميباشد.
بسياري از مردم براي اهداف خوب سراغ تسخير جن ميروند مثلا براي اينكه مشكلات مردم را حل كنند براي همين دليل كارشان را الهي ميدانند ، از طرفي ميگويند ما اوراد و طلسماتي را با خود همراه ميكنيم كه ضرر اجنه شامل حالمان نشود ، اما با رسيدن به اين قدرت كاذب هواي نفس بيدار شده ،قطعا از اين ارتباط سوء استفاده ميشود و اجنه در صورتي كه نتوانند به خود شخص ضرر بزنند قطعا اطرافيان را مورد اذيت قرار ميدهند ، راه هاي بسياري را نيز براي ضرر هاي غير مستقيم طي ميكنند به همين دليل شايد بيش از 90 % از كساني كه اعمال احضار و ... را انجام ميدهند افراد مفلوك و فقيري هستند و اين سوال در ذهن ميآيد : كه اگر تو كاري ميتواني بكني اول براي خود ميكردي.
ما اعتقادي به در اختيار قرار دادن اوراد ، اذكار و اعمال ارتباط با اجنه نداريم . صرف نظر از غير شرعي بودن اين مسئله
اولا افراد نميتوانند از دستوري واحد براي ارتباط با جن استفاده كنند زيرا قدرتهاي روحي متفاوت است دوما درصورت اجراي اعمال و دستورات بصورت كامل چون فرد هنوز از بنيه كامل براي تسلط برخوردار نيست نميتواند ملاقاتي با اجنه داشته باشد به همين دليل پس از رياضتهاي طاقت فرسا به اصل وجود جن كه در كتب آسماني آمده را نيز منكر ميشود سوما بدليل احاطه نداشتن به دنياي جن امكان تسخير اجنه با قدرتهاي بالا وجود دارد ( تسخير جن همان دام پهن كردن يا صيد است كه تا صيد رويت نشود از توان و نوع او خبر نداريد) لذا ضررهاي جبران ناپذير ، بسيار اتفاق ميافتد


برگرفته شده از jinian.blog.ir

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۳۰:۳۰ توسط:sana موضوع:

نگاهى به متلك پرانى در ايران

خانم . شما يه شوهر فقير نمي خواي؟!!
نمي دانم … شايد بايد به كساني كه متلك پراني مي كنند حق داد … شايد بايد اين كار آنها را به حساب محدوديت هاي
امروز ايران گذاشت … اما مگر راه ديگري براي تماس آنها با جنس مخالف خود وجود ندارد ؟ شايد راه هاي درست به جوانان
نشان داده نشده و هزار شايد ديگر … اما بايد باور كرد كه اين عمل جنس مذكر براي زنان ما بسيار آزار دهنده است …
هميشه در ذهنم اين سئوال مطرح بود كه زنان در مقابل اين عمل مردان چه حسي دارند … پس مي پرسم
فواد خاك نژاد

____________________
مهرنوش . پ 24 ساله است . دانشجوي گرافيك در يكي از دانشگاههاي معتبر ايران است .
در روز چند بار متلك مي شنوي ؟
آنقدر زياد است كه نمي توانم بشمرم … خيلي زياد است … خيلي …
از شنيدن اين همه متلك خسته نشدي؟
متاسفانه مثل اينكه راه چاره اي وجود ندارد … هيچ نهادي هم نيست كه بتوان به آن اعتراض كرد … فقط خودم مي توانم
جواب انها را بدهم كه اگر حرف ركيكي بزنم تفاوتي با خود آنها نخواهم داشت …
بيشتر از چه تيپي هستند ؟
همه نوع . از معتاد تا آدم هاي باشخصيت . حتي يك بار يك دكتر در مطب به من حرف ركيكي زد كه واقعا نمي دانستم بايد
به او چه بگويم …

____________________________
ساناز . ح 18 ساله است . داستان كوتاه مي نويسد و دلش از دست آدمهايي كه به او متلك مي گويند خيلي پر است .
به نظرت با كساني كه حرفهاي ركيك مي زنند بايد چه كرد ؟
بايد دارشان زد . الان طوري شده كه اگر پسري از كنار رد شود و به من متلك نگويد هوس مي كنم ازش تشكر كنم .
تا حالا شده با كساني كه متلك مي گويند برخورد كني؟

( مي خندد ) يك بار يكي شان را با چاقو زدم
جدي؟
والله . به نظرت بايد چه كار مي كردم .
با تنبيه كردن يك يا ده نفر كه اين طور آدمها ريشه كن نمي شوند .
ما دخترها ديگر به ريشه كن كردن اين طور آدمها فكر نمي كنيم ما به برخورد در لحظه فكر مي كنيم .
يعني چي؟
يعني اگر همانجا با آنها برخورد نكنيم ممكن است كار به تماس جنسي از سوي آنها بينجامد .
يعني آزار جنسي؟
متاسفانه اگه برخورد نكنيم بله . بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم واقعا اين ها هموطنان من هستند؟

_________________________
شيرين . س 42 ساله است و دو پسر دارد ولي هنوز از سوي متلك پرانها آزار مي بيند …
وضعيت بعد ازتاهل حل نمي شود ؟
نه ! حتي با اينكه بچه هايم را همراه با من مي بينند حرفهايي مي زنند كه من از بچه هايم خجالت مي كشم .
با آنها برخورد نمي كني؟
چه مي توانم بگويم ؟ آنها آنقدر پررو هستند كه در مقابل هر جوابي از سوي من حرفي براي گفتن دارند
بچه هايت چه برخوردي نشان مي دهند؟
خب بچه ه ايم خيلي ناراحت مي شوند و مي خواهند برخورد كنند اما من جلوي آنها را مي گيرم ترا به خدا در گزارشت
بنويس كه با اين آدمها برخورد كنند .

___________________
نشسته ام و گزارش تايپ شده ام را نگاه مي كنم … با خودم فكر مي كنم كه پسران متلك پران انسانهايي مثل خود من هستند از همين جامعه … از همين فرهنگ … ولي چرا بايد از يك رابطه سالم فرار كنيم … چرا بايد به جاي تبادل انديشه به هم متلك بگوييم … شايد بايد شروع به فرهنگ سازي كنيم … شايد هم ؟؟؟

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۳۰:۱۹ توسط:sana موضوع:

اين خانم عشق گمشده اش را بعد ۳۰ سال در فيس بوك پيدا كرد! +عكس



زني كه پس از ۳۰ سال عشق گمشده اش را در فيس بوك پيدا كرد , يك زن ۴۸ ساله امريكايي از طريق فيس بوك توانست عشق گمشده اش را بعد از ۳۲ سال بيابد و اكنون آنها رسما ازدواج كرده اند.

اين زوج در سال ۱۹۸۲ در حاليكه ۱۹ و ۱۷ ساله بودند با هم آشنا شدند ، اما آقاي بري خيلي زود قلب خانم ” مندي ” ۱۷ ساله را شكست و براي هميشه او را رها كرد. مندي هرگز نتوانست او را فراموش كند و به او فكر ميكرد.




بعد از گذشت ۳۲ سال از آن عشق نافرجام خانم مندي به صورت كاملا اتفاقي توانست او را در فيس بوك بيابد و اين رابطه تازه به يك عشق عميق و نهايتا ازدواج انجاميد. آنها ۶ ماه بعد از اينكه يكديگر را بعد از سالها ملاقات كردند ازدواج كردند.
اين اتفاق براي اين زوج بسيار خوشايند بوده و زندگي جديد خود را مديون فيسبوك ميدانند. آقاي بري ميگويد : ازوقتي ازدواج كرده ايم هميشه فكر ميكنم كاش اين تصميم را ۳۰ سال پيش گرفته بودم.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۳۰:۰۹ توسط:sana موضوع:

كولر قابل حمل؛راه حلي براي خنك شدن + عكس

هواي گرم به نظر خيلي ها غير قابل تحمل است و آزار بيش از حد باعث شده بسياري از ما خانه بمانيم و يا تنها از يم ساختمان به ساختمان ديگر برويم و طبيعت را به طور كل فراموش كنيم.
به تازگي نوعي كولر قابل حمل طراحي شده كه مي تواند راحلي براي اين مشكل باشد، اين كولر قابل حمل در واقع به نوعي يخچال است كه مي توان غذا و نوشيدني را در آن قرار داد و برروي در آن فني كارگذاشته شده كه هواي خنك داخل يخچال را به بيرون منتقل مي كند، اين كولر قابل حمل داراي باطري كه قادر است تا 2.5 ساعت كار كند و مي توان در يخچال آن 49 بطري را قرار داد، سرعت باد خارج شده از آن 40 كيلومتر بر ساعت است.









برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۹:۵۷ توسط:sana موضوع:

شهره قمر، بازيگر زن ايراني، مربي ايروبيك!

در ابتدا مي خواستم يك بيوگرافي از خودتان برايمان بگوييد.

شهره قمر: من متولد اول مهر ماه 1364 هستم. اصليتم از سمت پدري كرد است. در واقع متولد كردستان هستم، منتها شناسنامه ام صادره از تهران است. ولي خب از افتخاراتم اين است كه بگويم من يك كرد هستم و محل تولدم يك شهرستان در كردستان بوده است. تحصيلات آكادميك ندارم، رشته اصلي ام حسابداري است. عاشق هنر هستم. به موزيك خيلي علاقه دارم، خودم هم مي شود گفت به يك نحو موزيسين هستم، گيتار را به صورت حرفه اي مي زنم، آموزش هم مي دم، البته در پي تشكيل يك گروه كر هم هستم.



چه طور شد كه بازيگر شديد؟

شهره قمر: در واقع كار اول من، يعني شروع فيلمبرداري من، فيلم رئيس مسعود كيميايي بود. كه من روزي براي ديدن ايشون، كلا خيلي علاقه مند بودم به اينكه برم كارگردانان به نام و مطرح را از نزديك ببينم. كما اينكه ديدن آقاي مهرجويي رفتم، ديدن آقاي عباس كيارستمي رفتم، ديدن آقاي بيضايي و خيلي از كارگردانان به نام. خيلي دوست داشتم از نزديك باهاشون برخورد داشته باشم. بر حسب اتفاق يعني روزي كه من رفتم ديدن آقاي كيميايي، سكانس هاي تير خوردن پولاد كيميايي بود در فيلم در همان دفتر آقاي كيميايي، يعني در واقع هشتاد درصد فيلمنامه تمام شده بود. كه ايشان كه من را ديدن، بنا به درخواست ايشان، گفتند بياييد و من نقشي را براي شما مي آفرينم و شما بازي كنيد و من به افتخار اين پيشنهاد شان و به احترام شان كه دست رد به سينه ايشان نزنم، رفتم و آن نقش را بازي كردم كه در نهايت چيزي كه از آن نقش ماند، در حد چند تا سكانس بود.

اكثر پلان هاي من با آقاي داريوش ارجمند در كاراكتر رئيس و با مهناز افشار، اين ها درآمد، به خاطر اينكه اصلا قرار نبود من در اين فيلم بازي كنم و خودم هم تمايلي نداشتم براي بازي در اين فيلم. ولي خب گفتم صرفا براي اينكه دست رد به سينه استاد كيميايي نزده باشم به خاطر همين قطعا اولين كار سينمايي ام را انعكاس معرفي مي كنم. چون آنجا ديگه واقعا به زواياي شخصيتي من شناسنامه داشت و احساس كردم واقعا يك ميدان است براي اينكه خودم را نشان دهم اگر توانايي است در من، واقعا احساس كردم مي توانم در اين فيلم و در اين كار به نمايش بگذارم.

پس ورود تان به سينما با رفتن و ديدن كارگردان ها بوده است؟

بله.

آشنايتي هم داشتيد كه پيش شان رفتيد؟

شهره قمر: نه. من از طريق شاگردان و دوستان كارگاه آقاي كيميايي بود كه رفتم. بالاخره آدم دوستان زيادي دارد كه يكي شان شاگرد آقاي تارخ هستند و يكي شان يك جاي ديگه كار مي كنند و… يكي از دوستان من، كه لزومي نداره اسم شان را ببرم، باعث شدند كه اين ارتباط به وجود بيايد و خيلي اتفاقي بود چون دفتر آقاي كيميايي خيلي شلوغ بود و داشتن فيلمبرداري مي كردن و همه مي آمدن و مي رفتن. من زرنگي كردم و رفتم لحظه اي خودشان در اتاق استراحت مي كردن، در زدم رفتم داخل و با ايشان صحبت كردم. به گفته آقاي كيميايي من بايد يك پديده بشم و آقاي كيميايي گفتن به لحاظ چهره خاص تون، صداي خاص تون و فيزيكي كه داريد مطمئنا شما يك سوپر استار مي شويد. حالا ببينيم حرف شان تا چه حدي صحت داره.(با خنده)

اگر كسي از شما بپرسد كه چگونه بايد بازيگر شد و چگونه بايد جلو رفت چه جوابي به او مي دهيد؟

شهره قمر: من نمي توانم قضاوت كنم و يا توصيه اي بكنم. براي اينكه ورود من به سينما خيلي اتفاقي اتفاق افتاد. من نه دوره كلاس خاصي ديده بودم و نه تحصيلات آكادميك داشتم. البته الان دارم به شدت روي بيانم كار مي كنم. الان يك سري دوره هاي آموزشي فشرده، تا قبل از شروع فيلمبرداري كار جديدم، را با يكي از تئاتريست هاي خيلي خيلي معتبر شروع كردم. تقريبا مي شه گفت استاد خصوصي گرفتم كه روي بيانم با من كار كنن. مي خواهم اگر نقش كاملا متفاوت است، من هم بازي متفاوت تري داشته باشم. كساني هستند كه مي روند زحمت مي كشند، درس مي خوانند و با تحصيلات آكادميك وارد اين حرفه مي شوند. كساني هستند كه خيلي اتفاقي، مثل خيلي از بازيگران ما، وارد اين عرصه شده اند. مي توانم بگويم كه ورود من هم كاملا اتفاقي بود. كما اينكه خودم خيلي علاقه داشتم به بازيگري. براي اينكه من در دوران دبيرستان و دانشجويي ام، كاملا علاقه مند بودم و گروه تئاتر را به عنوان سرگروه هدايت مي كردم. از بچه گي هم مقلد صداي خانواده بودم، هر كي مي آمد خانه ما و مي رفت، من بايد اداء آن را درمي آوردم. دلقك شده بودم. اين حس و پتانسيل از بچه گي در من بود. من احساس مي كردم اين كاريزما را دارم كه بتوانم بروم و روي آن سرمايه گذاري كنم.



چطور با آقاي كريمي آشنا شديد؟

شهره قمر: ايشان خودشان نه، ولي دستيار اول شان بازي من را در رئيس ديده بودند و همان يكي دو تا پلان كار خودش را كرده بود. كه يك دختري با كاپشن زرد و با يك پوزيسيون اسلحه به دست، در فيلم رئيس مسعود كيميايي بازي كرده است. به نظر آقاي كريمي بازي من در رئيس، خيلي خوب بوده است. ايشان به من زنگ زدند و از من دعوت كردند كه به دفتر شان بروم. من وارد دفتر شان كه شدم، گفتند متأسفانه چهره تان به اين كار نمي خورد. منم خب مقنعه و مثل هميشه مانتو شلوار ساده. آقاي كريمي گفتند ما يك زن كاملا وحشي و آنچنانه مي خواهيم. من هم گفتم كه به هر حال با من تماس گرفتيد و من هم آمدم خدمت تان. يك تست بازيگري از من گرفتند. گفتند با اين بازي خوب كاشكي چهره تان هم مي توانست در بياد. من خداحافظي كردم و رفتم. دو روز بعد مجددا با من تماس گرفتند و گفتند كه شما تشريف بياوريد كه ما امتحان هاي گريم را هم روي صورت شما انجام بديم تا ببينيم چهره شما تا چه حدي جواب مي دهد. لنز هاي مختلف چشمي برام استفاده شد، گريم هاي مختلف، خيلي اذيت مي شدم، گريم من كاملا چهار پنج ساعت طول مي كشيد. تا آن قب قب، آن بيني و آن لب و دهان را عوض مي كردند، خيلي اذيت مي شدم. ولي خب در نهايت خيلي خوشحال شدم وقتي نتيجه كار را ديدم. اصلا من نبودم.

جايي پيش آمد كه كار براي تان سخت شود؟

شهره قمر: روز هاي اول بازي ام، آن پلان كافي شاپ، من يادم است كه از آنجا ديگر گفتم من بر مي گردم تهران(با خنده). من نمي تواتم. واقعا نمي تواتم. چون آن پلان اصلا در فيلمنامه هم قرار نبود كه باشه. قرار بود ما فقط سوار كالسكه شويم و بريم قهوه بخوريم. هيچ ديالوگي در كار نيست. هيچ ريكشني در كار نيست. يك جورايي غافلگير شده بودم. آن پلان و آن سكانس خيلي اذيت كننده بود. چون من براي اولين بار جلوي كامبيز ديرباز، يك بازيگر حرفه اي بودم. البته نمي گم كه احساس مي كردم كه شايد در بازي از ايشان كم بياورم، چون احساس مي كردم كه اگر سعي ام را بكنم، حالا نه نسبت به ايشان، نسبت به خودم مي توانم بازي قابل قبولي را ارائه بدهم. آقاي ديرباز در آن لحظه ها خيلي كمكم كردند؛ با آن تمركز هاي كه به من مي دادند و… من احساس مي كنم واقعا اگر نقش مقابل من را كسي جز آقاي ديرباز بازي مي كردند، من نمي توانستم. به ايشان و خانم شان واقعا ارادت دارم. در آن سكانس من به خانم آزيتا موگويي(همسر آقاي كريمي)، مدير توليد پروژه، گفتم آزيتا جان من ديگه نيستم. چون آن بازي درنمي آمد. دوباره مي گفتن با غلوه بيشتر. من گريه كردم و گفتم من اين نيستم. گفتن اتفاقا بازيگر خوب، بازيگري كه آن چيزي را كه نباشه بازي كنه. من يك حرفي را در نوشته هاي رابرت دنيرو خواندم كه گفته بود، بازيگر واقعي كسي است كه نقشي را كه خودش نيست و 180درجه با كاراكتر خودش فاصله دارد، بازي كند. افتخاري نيست كه آدم بياد و يك نقش مثبت را بازي كنه. من فكر مي كنم سخت ترين بازي زندگي ام در انعكاس بود. چون زمين تا آسمان با خودم فرق داشت.

دوست داريد در بازيگري به چه درجه اي برسيد؟

خب مسلما به يك درجه اي كه بشود اسمم را گذاشت سوپر استار. من فكر مي كنم اين آرزوي هر بازيگري است.

نام بازيگران مورد علاقه ي تان را نام ببريد ؟

فاطمه معتمد آريا، هديه تهراني، رضا كيانيان، پرويز پرستويي نازنين و آقاي عزت الله انتظامي.

دوست داريد با اين عزيزان تجربه بازي داشته باشيد؟

صد در صد. اصلا يكي از افتخارات من اينكه يك روزي بتوانم با آقاي پرستويي يا كيانيان بازي مقابل داشته باشم.


دوست داريد با كدام كارگردانان همكاري داشته باشيد؟(به غير از آقاي كيميايي)

شهره قمر: كار كردن با آقاي كيميايي كه يكي از افتخارات من بود. من همه كارگردانان را دوست دارم و به شان احترام مي گذارم؛ چرا كه احساس مي كنم هر كارگرداني نسبت به خودش يك سري استعداد ها دارد. اين نيست كه من بگم چون براي اولين بار رفتم جلوي دوربين مسعود كيميايي، پس من بايد قدرت انتخابم را از دست بدم، چون من اولين تجربه ام با سلطان سينماي ايران بود، اين نيست. ممكن من برم در اوج سوپر استاري ولي با يك كارگرداني كه كار اولش است كار كنم. براي اينكه ما بايد با همديگه تعامل داشته باشيم، به همديگه كمك كنيم، كما اينكه ايشان به من كمك كردند يا آقاي كريمي به من كمك كردند. من هم سعي مي كنم، به كساني كه دوست دارند بازيگر شوند، كساني كه تازه مي آيند در اين كار و به كارگردانان تازه كار كمك كنم. اين نيست كه من فقط با كارگردانان خوب و مهم كار كنم، نه اين نيست.



وضعيت سينماي ايران را چه طور ارزيابي مي كنيد؟ (در مورد پيشرفت يا پسرفت )

نمي توانم بگويم پسرفت مي كند، براي اينكه وقتي فيلم ها و به خصوص سطح كيفي فيلمنامه ها را دارم مقايسه مي كنم، از لحاظ كيفيت بخواهم در نظر بگيرم، روند خوبي داشته است. حالا ممكن است فروش فيلم ها به لحاظ مالي و تجاري يك مقدار ضعف پيدا كرده باشد، ولي به لحاظ كيفي سطح فيلمنامه ها كاملا نسبت به قبل بهتر شده است.

به غير از بازيگري فعاليت و شغل ديگري هم داريد؟

بله. در واقع مربي ايروبيك هستم، در يكي از باشگاه هاي خصوصي در حال تدريس ورزش هستم. شاگرد هاي خوبي دارم. ورزش يكي از ركن هاي اصلي زندگي من است. شايد بتوانم بگويم كه بيشتر اوقات فراغت ام را ورزش مي كنم، اسب سواري مي كنم و كار مربي گري مي كنم.

در كودكي چه طور بچه اي بوديد؟ آيا در بچه گي هم علاقه اي به بازيگري داشتيد، به تئاتر هاي مدرسه و…؟

شهره قمر: كاملا. تئاتر هاي عروسكي مخصوصا، خيلي كار مي كردم. چون من بيشترين دوران كودكي ام را در شهرستان بودم و چون شهرستان امكانات اش زياد نبود، كار تئاتر هاي عروسكي مي كرديم. خيلي شيطون بودم، خيلي شيطون بودم. الان دوستان هم دوره ايم من را مي بينند، مي گويند ما مي دانستيم تو يك چيزي مي شي(با خنده)، تو يك كاري مي كني، تو آدم معمولي نبودي. آن همه بالا و پايين داشتي و خيلي شلوغ بودم، مثلا اداء معلم هايم را در مي آوردم، تقليد صداي دبير هايم را در مي آوردم، شلوغ مي كردم.

انظباط تان چند بود؟

انظباط ام هميشه باور كنيد بيست بود. اين را ديگه بالاخره دبيران ام مصاحبه هايم را مي خوانند و مي بينند. وافعا آدم منظبطي بودم، بچه تنبل و شلوغي نبودم، خيلي شيطون بامزه بودم. من سه سال دانش آموز ماردم بودم، چون پدر و مادر من، جفت شان دبير آموزش و پرورش بودند، البته الان بازنشسته شدند. واقعا آدم مرتب و با نظافتي بودم، ولي شيطون بودم، مثل بچه هاي ديگه اي كه فقط درس مي خواندن و سر شان در درس و مشق بود، نبودم. همش دوست داشتم يك اتفاقي بيفتد، بادكنك مي تركانديم در گوش اين و آن، آب مي پاشونديم.

درس تان چه طور بود؟

خوب بود. خيلي خوب نبود.

پس اهل كتاب هستيد؟

شهره قمر: اوقات فراغتي را كه دارم جز ورزش، ديدن فيلم هاي روز دنيا است، خيلي فيلم مي بينم، و همينجا جا داره به كساني كه واقعا علاقه دارند به بازيگري، حتما بايد فيلم ببينند، كتاب بخوانند و مطالعه داشته باشند. ديدن فيلم و مطالعه مكمل هم هستند و ديدن يك سري دوره هاي آموزشي بازي و بيان خيلي مهم است كه متأسفانه من يا فرصت اش را نداشتم يا وافعا آن اتفاق برايم نيفتاد. من تا يك و ماه نيم ديگر، كه فيلمبرداري فيلم جديد ام آغاز مي شود، دارم با يكي از اساتيد تئاتر بازي و بيانم را قوي مي كنم.

خانم تهراني در دوران بچگي به گفته ي خودشان بعد از تماشاي فيلمي در مقابل آينه اداي بازيگر فيلم را در مي آوردند، شما هم به سراغ آينه مي رفتيد ؟

نه ولي خودم را در قالب آن كاراكتر مي گذاشتم و جو گير آن نقش مي شدم. آدم وقتي بچه است، از يك چيز هايي خوش اش مي ِآيد كه وقتي بزرگ مي شي، به آن مي خندي.

شده در اتاق تنها باشيد و در حال تمرين ، خانواده صدايتان را بشنوند كه با خودتان حرف ميزنيد ؟

بله كاملا. ترمركز هاي گريه، خنديدن ها، خنديدن هاي درست و اصولي و … من الان اين فيلمنامه اي كه دست ام است، سه چهار ماهه دارم مطالعه مي كنم، الان تازه دارم خودم را به آن كاراكتر نزديك مي بينم. كلا تمرين براي يك بازيگر، خصوصا تمرين بيان، مي تواند خيلي در روند بازي اش تأثير بگذارد. بيان 50 درصد قضيه است و چهره و بازي و ريكشن هم 50 درصد قضيه. اين ها بايد مكمل هم باشند.

شما روزنامه هم مي خوانيد ؟ يا مجله ي خاصي هست كه الآن در ذهنتان باشد ؟

بله . كاملاً . مجلات مختلفي را مي خوانم . معمولاً مجله ي خانواده را مي خوانم كه حالا خودم هم با آن ها مصاحبه داشتم .

مثلا مجلات سينمايي يا خانوادگي يا بهداشتي يا … ؟

شهره قمر: فرقي برايم نمي كند . مثلاً روزنامه ي همشهري يكي از روزنامه هايي است كه من هر روز برايم مي آيد دم منزل و اصلاً خانوادگي همشهري خوان هستيم يا روزنامه ي ايران كه پدرم اصلاً روزنامه خوان هستيم ولي حالا مجلات متفرقه مثلاً مثل همين زندگي ايده آل و اين ها را معمولاً و مخصوصاً اين كه از ما ها هم صحبت مي شود ، از بازيگر ها هم مطلب مي نويسند ، خوب به طبع آدم تحريك مي شود مي رود مي گيرد كه ببيند كه چي درباره اش نوشتند ، اصلاً اوضاع از چه قرار است ؟ نقاد ها اين سري چي گفتند ؟

آن قدر نقد در مورد من نوشته شد ، آن قدر من اذيت شدم . البته ببينيد من مي گويم كه من موفق شدم .

شهره قمر: يعني احساس مي كنم كه موفق بودم كه اين قدر نقد ها به سوي من آمد . چون آدم تا زماني كه مطرح نشود هيچ نقدي بهش نمي شود و من احساس مي كنم كه يكي از دلايلي كه شايد موفق تر از قبل عمل كنم همان نقد هاي بد بود و نقد هاي خوب . من مي گويم نقد خوب بهتر كمك مي كند به آدم ، نقد بد با يك مقدار انرژي حالا مثلاً بد تر ولي بالاخره همان جهت را به بازيگر مي دهد . چرا ؟ براي اين كه بازيگر احساس مي كند كه ديده شده و حالا وقتش است كه ديده تر بشود ، پس ديده شده چون نقد دارد در موردش مي شود .

خب نقدهاي خوب هم در مورد من زياد بود . همين روزنامه ي همشهري يكي دوتا نقد خوب در مورد من داشت . من واقعاً خيلي افتخار كردم به اين كه در كنار آدم هاي كم سواد ، آدم هاي بي سواد ، آدم هاي با سواد و با شعور هم وجود دارند . چون وقتي آدم در يك قالب و يك كاراكتر قرار مي گيرد هنوز بعضي ها نمي فهمند كه اين آن كاراكتر نيست . اين يك بازيگري است كه دارد آن نفش را بازي مي كند ، هنوز اين را نفهميدند كه يك بازيگر ممكن است يك نقش قاتل را بازي كند ، درفعه ي بعد نقش يك روحاني را بازي كند . متوجه ايد ؟ اين كار يك بازيگر است . اين كار ما است و به خاطر اين نقدهايي كه درباره ي من شد ، من هميشه گفتم يكي از ساختار هاي اصلي بنيان يك بازيگر نقد است . اگر نقدي وجود نداشته باشد بازيگري هم وجود ندارد . زماني يك بازيگر موفق مي شود كه در موردش نقد بنويسند ، نقدش كنند و اين اتفاق ها براي من افتاد و من از اين بابت بسيار خوشحالم و ممنونم از كساني كه اتفاقاً در موردم نقد بد هم مي نويسند . چون اين ها باعث مي شوند كه كاركرد من و بازي من بهتر بشود .

تا حالا شده است كه خودتان هم نقد كنيد ؟

بله . كاملاً . خودم ، خودم را نقد مي كنم ، از دوستانم مي خواهم كه من را نقد كنند .

نه . خودتان مثلاً مهناز افشار را نقد كنيد .

ببينيد من احساس مي كنم كه اين قضيه هنوز دز ايران جا نيفتاده كه ما به هم ديگر اجازه بديم كه در موردمان نقد كنند .

ناراحت مي شوند؟

ناراحت مي شوند . شايد خود من كه الآن دارم اين صحبت را مي كنم فردا اگر همين خانم مهناز افشار كه نام برديد بخواهد در مورد من نقد كند زنگ بزنم و باهاش برخورد كنم . كارايي كه ايراني ها مي كنند . از اين ايراني بازي هاي اين شكلي . الآن تو اين شكلي گفتي پس من هم فردا مي روم مي كوبمت ، من هم اين جوري مي گويم .

حالا نظرتان راجع به خانم افشار چيست ؟

شهره قمر: خانم افشار يك بازيگر بسيار توانايي است و به نظرم امكان ندارد يك بازيگري آن پتانسيل و آن كاريزما را نداشته باشد و بخواهد مطرح شود ، امكان ندارد . يعني شما به هر واسطه ، به هر حربه اي هم كه بخواهيد وارد سينما بشويد مثل اين مافيا بازي هايي كه مي كنند . حالا يكي پول مي دهد ، يكي پارتي دارد ، يكي نمي دونم عمه اش بازيگر است ، يكي مادرش كارگردان است ، يكي پدرش كارگردان است .

حالا كم هم نيستند ديگر در سينما . حالا من توهين نمي خواهم بكنم . بعضي هاشونم واقعاً اين استحقاق را داشتند كه بازيگر مطرحي بشوند ، با وجود اين كه پدرشان هم كارگردان بوده ، يا مادرشان هم كارگردان بوده ولي سريع ثابت كردند كه خودشان هم بازيگر خوبي بودند كه به اين مرحله رسيدند .

شايد مي شود گفت مثل باران كوثري؟

شهره قمر: دقيقاً . مثل باران كوثري . مثل گلشيفته فراهاني كه به نظر من يك بازيگر فوق العاده است . يعني اگر هنرپيشه پدرش هم در اين بازار كار نمي كرد ، اصلاً اين كاره هم نبود ، مطمئنم براي گلشيفته اتفاقات خيلي خوبي مي افتاد و خيلي هاي ديگه ، حالا نمي خواهم مثال بزنم ولي متاسفم براي كساني كه اين كاريزما و اين پتانسيل را ندارند و مي آيند و يك الگو سازي خيلي بد مي كنند . چون مي دانيد كه به هر حال فوتباليست هاي ما ، به هر حال بازيگرهاي ما الگو هستند . به هر حال ورزش كار هاي ما ، به هر حال آدم هاي معروف ما براي جوان ها الگو مي شوند . من متاسفم . من خواهش مي كنم از كساني كه واقعاً قابليت بازيگري را ندارند و مي دانند كه فقط احساس مي كنند كه مي آيند و يك مانكن را به نمايش مي گذارند و مي روند اصلاً هيچ وقت نيايند و الگو سازي غلط نكنند .

همين نقد خيلي خوبه . اين سوالي كه از من كرديد ، اميدوارم كه در سينماي ما اين اتفاق بيفته كه يك روزي آن قدر ما ظرفيت داشته باشيم و آن قدر سطح ظرفيتمان برود بالا كه بتوانيم همديگر را نقد كنيم .

همين خانم افشاري كه شما گفتيد مثلاً يك روزي بيايد و بگويد كه شهره ي قمر تو اي كاش به جاي بازي در اين پلان اين بازي را مي كردي و من با كمال ميل اين را قبول مي كنم چون من احساس مي كنم كه اين هم به بازي من كمك مي كند ، هم فرهنگ نقد سينماي ما كمك مي كند. / سينما روز

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۹:۴۶ توسط:sana موضوع:

اظهارات يك دختر جن زده ى تهرانى

ز كي با اين موجودات در ارتباطي :
**از سه ماه پيش
*آيا دوران كودكي جن ها را ديده بودي يا از چيزي مي ترسيدي ؟
**من در كودكي نه جن ديدم و نه از چيزي مي ترسيدم ، من حتي در تاريكي براي گربه قبلي ام غذا مي بردم حتي از تاريكي هم نمي ترسيدم .
*نظر پدر و مادرت در مورد جن ها چيست ؟

**من پدر ندارم و مادرم هم از آنها نمي ترسد ، بلكه از آنها بدش مي آيد و مدام به آنها نفرين مي كند كه در آن موقع آنها من را اذيت مي كنند .
*گربه را از كجا پيدا كردي و چند سال آن را داري ؟

**يك گربه ماده 3 سال پيش آمد در بالكن خونه ما و گربه ام را به دنيا آورد . جالب اين جا بود كه گربه ها هميشه 5 الي 6 بچه به دنيا مي آورند ، ولي اين گربه مادر همين يك گربه را به دنيا آورد . و بعد از دو روز ديگه مادر گربه ام نيامد .
*چه جوري به اين گربه انس گرفتي ؟

**چون مادر گربه نيامد من به مراقبت از او پرداختم . او تا حدي به من انس گرفته بود كه بعضي مواقع احساس مي كردم به من مي گويد ، مامان! تمام رفتارهايش مانند يك انسان بود . گربه ام حتي من را مي بوسيد .
*گربه نر بود يا ماده ؟
**من اسمش را نيلو گذاشته بودم ولي بعد از مردنش دامپزشكي كه برده بوديم ، جنسيت او را نر اعلام كرد .
از كي جن ها رو زياد مي بيني ؟

آن شب خوابم نمي برد ، ساعت نزديك 4:30 صبح بود به خاطر همين با گربه ام رفتم دم در خانه مان و نيلو (گربه ام) رفت تو كوچه كه يكدفعه ديدم با يك گربه سياه كه پدر نيلو (گربه ام) بود و بارها ديده بودمش ، داشت دعوا مي كرد . اول به خيالم يك دعواي ساده بود ، ولي گربه سياه در تاريكي كوچه تبديل به يك آدم سياهپوش شد كه عينك دودي زده بود و موهايش عين پلاستيك مي ماند و وقتي داشت مي آمد طرف خانه ما ، من در را بستم و او غيب شد از اين ماجرا به بعد و بعد از مردن گربه ام آنها را زياد مي ديدم .
*چگونه آنها را مي بيني ؟

**آنها با من كاري نداشتن ولي هر زمان مادرم با من يا بدون من ميرفت پيش جن گير و دعا نويس آنها مرا كتك مي زدند ( با اشاره به در آشپزخانه ) مي گويد : حتي يك دفعه از همين در تا انتهاي آشپزخانه پاي من را گرفتند و كشيدند .
*گربه ات چه طوري مرد ؟

**يك روز وقتي من و مادرم از بيرون آمديم خانه ديديم كه نيلو وسط حياط افتاده ، طوري كه انگار سرش زير پاي يك نفر له شده بود وقتي او را به دامپزشكي پيش دكتر خيرخواه برديم او هم نتوانست چگونگي مرگش را تشخيص دهد و فقط گفت خفگي است .
*از كجا فهميدي كساني كه با آنها در ارتباطي جن هستند ؟ آيا قبلا جن ديده بودي ؟

**نه من جن نديده بودم از آنجاييكه آنها غيب مي شدند و شكل واقعي خود را در خواب به من نشان مي دادند . آنها در بيداري به شكل انسانهايي عجيب با پوششي عجيب خودشان را به من نشان مي دادند ولي در خوابم به شكل واقعي مي آمدند ، آنها داراي شاخهاي خاكستري – چشمان قرمز و پوستي كلفت و براق هستند و در سر و بازويشان خارهايي دارند .
*درس هم مي خواني ؟

**نه من در دوران ابتدايي چون خونريزي بيني داشتم به حدي كه بي هوش مي شدم مدير مدرسه گفت : كه ديگر نمي تواند من را در مدرسه قبول كند ، سال دوم ابتدايي ترك تحصيل كردم ، اما دوباره در سال 79 شروع به درس خواندن كردم . شبانه مي خواندم و غير حضوري واحدهايم را پاس مي كردم .
طوري كه در طول 3 سال ، ده بار معدل قبولي در كارنامه ام بود . ده سال را در سه سال خواندم .
*با وجود جن ها چه طور درس مي خواندي ؟
**با وجود آنها من آن قدر انرژي داشتم كه با نمرات عالي قبول مي شدم .
*آيا تو تخيلي هستي؟
**تخيلي نبودم ونيستم .
*به ارتباط با جن ها علاقه نشان مي دادي يعني قبل از اين جريان دوست داشتي با آنها ارتباط برقرار كني ؟
**من اصلا به آنها فكر نمي كردم حتي مطالعه هم در اين زمينه نداشتم .
*قبل از ديدن جن ها چيز غير عادي در خانه تان رخ نداده بود ؟

**تنها اتفاق غير عادي و جالب اين بود كه بعضي چيزهايي كه در جايشان بود از جاي ديگري سر در مي آوردند ، يك بار دسته كليدم را روي ميز در اتاقم گذاشته بودم آن قدر دنبالش گشتم تا وسط كتابهايم پيدا كردم .
*رابطه تو با آنها چه طور بود ؟
**دوست داشتم پيش من بمانند ، من خيلي به آنها عادت كردم وقتي آنها نيستند من هيچ انرژي ندارم .
*دوست داشتي مثل جن ها باشي ؟

**آنها به من مي گفتند : سيستم عصبي تو مشكل داره و زياد عمر نمي كني ، اگر تا يك مدت با ما باشي جزئي از ما مي شوي آنها مي گفتند ما تو را قوي و بعد ضعيف كرديم تا بفهمي هيچ انساني به كمك تو نمي آيد ، آنها از انسانها متنفرند .
*الان چه احساسي نسبت به آنها داري ؟

**دوست دارم دوباره بيايند آخه چند وقتي است كه آنها را زياد نمي بينم . مي خواهم دوباره انرژي بگيرم .
*با اين انرژي كه به تو مي دادند چه كار مي كردي ؟

**من مي توانستم در تاريكي مطلق در آينه به چشمهايم خيرع شوم و رنگ آنها را از قهوه اي تيره به كهربائي برسانم و اينكه شبها در آيينه كساني را كه فردا صبح با آن برخورد داشتم مي ديدم . دو برابر يك مرد قدرت داشتم ، جسور وشجاع بودم .
*تو نماز هم مي خواني ؟
**قبل از دوستي با آنها مي خواندم ، ولي بعد از دوستي با آنها نميخوانم چون آنها دوست ندارند.
*وقتي با آنها دوست شديد و رابطه پيدا كرديد در مورد خود چه فكر ميكرديد ؟

**فكر ميكردم از آدمهاي ديگه جدا هستم و از همه آدمها بزرگترم جن ها به من مي گفتند، چشمانت را ببند و من اين كار را ميكردم و با خودم مي گفتم، يك جن بكش – يك جم شرور ويا خوب بكش بعد وقت چشمانم را باز ميكردم يكي از اونها را به صورت تصويري مبهم روي كاغذ مي كشيدم .
*چند سال هست در اين خانه زندگي مي كني ؟
**از موقعي كه به دنيا آمدم 19 سال .
*پدرت چندساله فوت شده ؟
**او فروردين ماه 1377 فوت شده است .
*جن هايي كه با آنها ارتباط داري چند نفرنند ؟
**اول 4 نفر بودند اما الان بيشترند .
*از كدومشون بيشتر خوشت مياد ؟
**از بچه يكي از جن ها
مادر زينب مي گويد :
يك روز داشتم چاي مي خوردم كه ديدم يك زني دارد از حياط به طرف در اتاق مي ايد . رفتم در را بستم چون احساس مي كردم براي اذيت كردن زينب مي ايد وقتي كه در را بستم براي اين كه تلافي كند هر چي آشغال بود ، ديدم از بالا به داخل چايي من مي ريزد .
زينب به من گفت : من يك دختر باردار سياه مي بينم كه تو خانه خواهرم از اين اتاق به آن اتاق مي رود .
و حالا خود زينب در ادامه گفته هاي مادرش مي گويد :
جالب اينجاست كه وقتي مامانم با آنها لج مي كند و به روي زمين آب جوش مي ريزد ، كف پاي من مي سوزد و حالت تشنج به من دست مي دهد .

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۹:۲۶ توسط:sana موضوع:

تغذيه جن ها+18

غذيه جن
در روايتي هم آمده كه غذاي بعضي از آنها جذف است نوعي گياه در يمن است كه با خوردن آن نياز به آب نيست يعني گياه آبدار است (بحار ج60 ص73 و سفينه البحار ص679)
حضرت علي بن حسين (ع) فرمودند : استخوان را پاك نكنيد كه جنيان از آن بهره ميگيرند و اگر پاك كنيد ، آنها از خانه ي شما چيزي را ميبرند كه بهتر از اين باشد (حليته المتقين ص67)
جنيان به خدمت پيامبر اكرم شرفياب شدند و براي خود و حيواناتشان غذا خواستند ، حضرت استخوان را براي جنيان و سرگين را براي حيواناتشان قرار داد . به همين سبب پاك كردن استخوان خوب نيست (حليه المتقين ص257)
چون بر جنيان هوا و آتش غالب است ، غذا و خوراكشان آن چربي است كه هوا در استخوان ها حمل مينمايد ، زيرا خداوند روزيشان را در آنها نهاده است.
به همين دليل پيامبر اسلام فرموده اند : استخوانها توشه برادران جني شماست و در جاي ديگر فرموده اند :خداوند در استخوانها براي جنيان روزي نهاده است.
جنيان بخشي از انرژي حياتي خود را از ماه و درختان و آب و قسمتي را از زمين در هنگام شب كه تنفس ميكند نيز ميگيرند.
غذاي جنيان از انرژي متصاعد شده همه از همه چيز است گاهي آنان از بوي انسان يا برخي حيوانات ، بوي نم ، لجن ، دريا ، رودها ، بيابان و ميوه هاي گوناگون است ، به اين ترتيب آنان به هر جاي طبيعت بروند ميتوانند تغذيه كنند .
زندگي آنان به صورت زندگي تمام موجودات زنده است : با كودكي ، جواني ، پيري ، ضعف و قوت ، سلامتي ، بيماري و مرگ همراه است .
امراض آنها بيشتر به شكل كاهش و از دست دادن انرژي است . هنگامي كه قسمتي از بدن آنها انرژي خود را ازدست ميدهد ، براي آنان حالت دردناكي بوجود مي آورد و گاه تحرك آنان را از بين ميبرد.
در مواردي ديده شده افراد معنوي كه ميتوانند از طريق انرژي انسان ها را درمان كنند ، درد و ناراحتي جنيان را برطرف ساخته و آنان را درمان كنند .
همچنين صداي تار ، ني ، دف براي آنان خوشايند است ، صوت قرآن را دوست دارند بطوري كه اگر در نزديكي محل آنان كسي قرآن را با صداي بلند تلاوت كند ، دور او جمع شده و به آن توجه مي كنند . ( اين نيز براي آنان نوعي تغذيه و خوراك ميباشد) آقاي علي باقري صاحب كتاب دانستنيهايي درمورد جن
در مورد اينكه جنيان آيا خوراك دارند يا خير ، شهيد مطهري مي فرمايند ( در روايات اين مطلب هست كه جن ها خوراك دارند ) كه بعضي از روايات آن در زير بيان مي شود.
از پيامبر اكرم سؤال شد: آيا شيطان با انسان هم غذا مي شود؟ حضرت فرمود: آري ، هر سفره اي كه بر سر آن( بسم الله الرحمن الرحيم ) گفته نشود شيطان با افراد آن سفره ، هم غذا مي شود و خداوند بركت را از آن مي برد.
پس از آنكه به اين مطلب پي برديم حالا غذاي جنيان چيست؟شيخ بهائي مي فرمايد: ( خوراك ايشان هواي آميخته به بوي طعام است ) روايتي را پيامبر اكرم نيز فرمودند كه: ( با استخوانها استنجا ننمائيد! چرا كه استخوان ، توشه برادران جن شمااست ) آنها با بو كشيدن استخوان تغذيه مي شوند به همين علت شارع مقدس در آداب غذا خوردن فرموده است: دستهايتان را بعد از غذا بشوييد تا اينكه هنگام خواب اجنه و شياطين دست شما را بو نكنند تا موجب اذيت شما گردند مخصوصا اطفالي كه با دست آلوده مي خوابند احتمال بيشتري دارد تا مورد آزار جن واقع شود.
يكي از اصحاب مي گويد از امام صادق سؤال كردم پيرامون استنجا با استخوان و ضايعات... امام نهي نموده و فرمودند استخوان و ضايعات ، غذاي جنيان است.
از حضرت لقمان نيز نقل شده است كه: بر طرف كردن نجاست با استخوان مكروه است زيرا جنيان به خدمت حضرت رسول آمدند و براي خود و حيوانات خود غذا خواستند حضرت استخوان را براي جنيان سرگين را براي حيواناتشان قرار داد .
به همين سبب پاك كردن استخوان خوب نيست به سند معتبر منقول است كه حضرت علي ابن الحسين فرمود: (استخوان را پاك نكنيد كه جنيان از آن بهره مي گيرند و اگر پاك كنيد آنان از خانه شما چيزي را مي برند كه بهتر از اين باشد )
ابوحمزه ثمالي مي گويد: در كنار حوض زمزم ايستاده بودم مردي به سويم آمد و گفت: اي ابا حمزه از اين آب نخور! چون جن و انس در آن شريكند. از اين آب بخور كه فقط انسانها از آن خورده اند. از گفتار اين مرد تعجب كردم و آنچه را كه رخ داده بود به امام باقر گفتم. حضرت در جواب فرمودند: اين مرد از جنيان بود و مي خواست تو را راهنمايي كند.
در كتاب آقاي استاد احمدي بيان شده : كه جنيان داراي زراعت و باغهاي ميوه هستند و قسمتي از ارتزاق آنان نيز از طريق گوشت چهارپايان و پرندگان صورت ميگيرد.
همچنين درباره ابليس (شيطان) آمده : او فردي ميگسار و نوشيدنيش شراب مسكر است.از ميان پرندگان به طاووس بسيار علاقه مند و از خروس سفيد متنفر است.
(المستدرك الوسائل ج 16 روايت :9472و 1947)
نظر سايت جن
چون عناصر زميني : منظور اجرام متراكم و جامد در انسان غالب است بنا بر همين انسان نياز به غذاي مادي و سلول زا دارد ولي در جن عناصر هوايي يعني آتش ، دود ، حرارت و هوا غالب است بنابر همين نياز به انرژي حاصل از غذا دارد.
با ذكر يك مثال برايتان واضح تر خواهد شد:
خاك از باقيمانده حيوانات و گياهان اعم از آنچه از آنها دفع ميشود مانند كود و آنچه پس از آنها باقي ميماند مانند لاشه قوت و قدرت خود را ميگيرد به همين دليل خاكي كه بر آن كود ريخته نشود گياه پربار نخواهد داد زيرا قدرت و قوت ندارد.
آنان از انرژي كه درون بعضي فلزات و سنگهاي معدني مثل طلا و الماس ميباشد نيز استفاده و تغذيه مينمايند و اينكه در بسياري از جاها گفته شده اجنه گنج را دوست دارند يكي از بزرگترين علتهاي آن همين نيرو و انرژي گرفتن از آن است .
آتش از تبديل كردن مواد به انرژي قدرت خود را تامين ميكند مانند سوزاندن چوب و نفت براي شعله ور شدن آتش.
انسان از گوشت و ملحقات آن ، گياهان و ملحقات آن ، مواد معدني وملحقات تامين نيرو ميكند اما جن از بوئيدن استخوان و باقيمانده غذاي انسان ، قرار گرفتن در جوار طبيعت و استفاده از انرژي هاي موجود در آن تامين نيرو ميكند.
گروهي از طايفه جن خدمت پيامبر اكرم (ص) شرفياب شدند و عرض كردند: اي رسول خدا چيزي براي خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۹:۱۴ توسط:sana موضوع:

قدرت روحى و فكرى اجنه +18

قدرت روحي و فكري:

اجنه از لحاظ روحي و فكري چيزي بين انسان و حيوانند . جهت آنها نميتوانند مدارج بالايي در شناخت و معرفت را كسب نمايند به همين دليل مانند ديگر مخلوقات طفيلي انسان و وابسطه به قدرت فكري انسانند . پيشرفت انسان در مسائلي كه حاصل قدرت فكر بشري است قابل تحليل براي هيچ موجودي غير از خداوند نميباشد.

از طريقه زندگي اجنه كه هنوز به شكل انسانهاي كهن معاش خود را ميگذرانند ميتوان به اين موضوع پي برد.

در بعضي كتب آمده : علت زندگي آنان به صورت كهن عدم علاقه مندي به جوامع پيشرفته و شهر نشين است كه اگر اين فرض را هم قبول كنيم باز بايد به ناقص العقل بودنشان پي برد .

در بين اجنه هيچ پيامبري وجود ندارد و هم آنها از پيشوايان انسان و پيغمبران بشر تبعيت ميكنند . در آنها قوه وهم ، خيال و اختيار ناشي از عقل وجود دارد و مكلف هستند ولي استحكام عقلاني براي اختراع و اكتشاف ندارند.

از قدرت روحي آنان ميتوان به نفوذ در فكر بشر (البته انسانهايي كه عقلشان تحت وهم و خيال است)اشاره كرد . در مسائل دعانويسي كه از اجنه براي اجراي آن استفاده ميشود آنها قدرت و اجازه به تخريب چيزي را ندارند فقط در افكار وسوسه كرده تا بتوانند مقصود را حاصل نمايند . ( در قسمت بعدي توضيح داده ميشود.

مسائلي كه در مورد زور و قدرت جن بيان گرديد جنبه جسمي آنان مورد بررسي بود . روح جن مانند روح انسان (البته نه به قوت روح انسان) قدرت عبادت ، دعا و تلاوت كتب مقدس را حس ميكند و به همين وسيله ميتواند تقرب پيدا كند مانند ابليس كه از مقربين و قديسين بود . علت حسد او نيز به ضعف عقلش بر ميگشت .

او با قدرت دعا و عبادت توانست مقرب شود . البته اگر انساني به مقداري كه ابليس عبادت كرد (چند صد سال ) عبادت ميكرد بعيد به نظر ميرسيد ديگر چيزي به عنوان هواي نفس بر عقلش غلبه كند.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۹:۰۲ توسط:sana موضوع:

چاق ترين نوزاد دنيا ركورد زد! +عكس

نوزادان چاق اغلب به دلايلي مانند رژيم غذايي نادرست مادر به دنيا مي*آيند و اغلب نيازمند كمك*هاي پزشكي براي به دست*آوردن سلامتي هستند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ پژوهشگران ليستي از چاق ترين نوزادان به دنيا آمده از سراسر جهان را تهيه كرده*اند.

گفتني است، رتبه اول اين ليست متعلق به يك نوزاد دختر آلماني است كه در سال ۲۰۱۳ با وزن ۶ كيلوگرم و قد ۵۷ سانتي متر به دنيا آمده است، كارشناسان علت اين وزن غير عادي را بروز ديابت بارداري در مادر او دانسته*اند.

بررسي*ها نشان مي دهند، رتبه*هاي بعدي اين ليست به ترتيب در اختيار يك نوزاد به دنيا* آمده در سال ۱۹۶۳ در استراليا است كه ۷ كيلوگرم وزن داشته و حال ۵۰ ساله است.

رتبه بعدي در اختيار يك دختر بچه ۶ كيلوگرمي اسپانيايي است.

رتبه ديگري نيز متعلق به يك نوزاد برزيلي با وزن حدود۸ كيلوگرم است كه لقب چاق ترين نوزاد به دنيا آمده برزيل را در اختيار داشته و در سال ۲۰۰۵ به دنيا آمده است.

كارشناسان علت اين وزن*هاي غير عادي در نوزادان را علاوه بر جهش*هاي ژنتيكي، رژيم غذايي نادرست مادران و ابتلاي اكثر آنها به “ديابت بارداري” بر شمرده*اند.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۸:۵۱ توسط:sana موضوع:

دندانپزشكي كنار خيابان + عكس

سوريندر سينك، مردي 67 ساله در شهر لوديهانا در ايالت پنجاب هندوستان است كه به مدت 40 سال در گوشه خيابان دندان درد مردم را برطرف و براي آنها دندان مي سازد.
به گزارش ايرنا از سايت كاور آسيا،وي مي گويد كه تا دهه قبل روزي 15 مشتري داشته اما با گذشت زمان فقط 3 يا 4 نفر در روز به وي مراجعه مي كنند. وي معتقد است كه تمامي مردم حتي فقرا نيز حق داشتن دندان هاي مصنوعي را دارند و به همين دليل با قيمت هاي بسيار كم ( حدود 1 يا دو پوند براي هر دندان) براي آنها دندان مصنوعي مي سازد. وي اين حرفه را از پدر خود و بصورت تجربي ياد گرفته و اميدوار است تا اين كار او بتواند خدمتي هرچند كوچك به قشر فقير كشورش هندوستان باشد.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۲۸:۴۰ توسط:sana موضوع:

چت باکس


صفحات وبلاگ

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ]

RSS

POWERED BY
sitearia.ir

اینستاگرامی ها

  دستگاه برش لیزر  /  تور نجف /  دوربین مداربسته بیسیمسئو کار حرفه ای  / تشک بادی /  رزرو هتل /  هتل اسپیناس پالاس / ثبت آگهی رایگان / دستگاه برش لیزر / خدمات نظافتی در مشهد / خرید vpn