بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

بزرگترين وبلاگ تغذيه و سلامت

سخني ارزشمند از پيكاسو

همه مي خواهند به فهم نقاشي برسند. چرا هيچ كس تلاش نمي كند آواز پرندگان را درك كند؟


«هنر» دروغي است كه چشمانمان را به روي حقيقت باز مي كند.



من نمي جويم، مي يابم.



براي جوانمردي و مروتي كه به هر كس مي كني انتظار هيچ پاداشي نداسته باش.



اگر آينه نبود، هميشه خود را جوان مي دانستم.



حقيقت واقعي در سكوت نهفته است.



فرق نقاشي با عكس در احساس آرامشي است كه نقاشي به انسان ميدهد.



هنگام كار كردن راحت هستم ، چيزي كه مرا خسته ميكند بيكاري و ديگر اشخاص است.



من جستجو نميكنم ،پيدا ميكنم.



هر كودكي يك هنرمند است ،مساله مهم "هنرمند ماندن" است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۲۱:۳۰ توسط:sana موضوع:

حرفايي ك بخوني ضرر نكردي

در روزگاري كه خنده ي مردم از زمين خوردن توست،
پس برخيز تا چنين مردمي بگريند ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
درصد كمي از انسانها نود سال زندگي مي كنند
مابقي يك سال را نود بار تكرار مي كنند
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
نصف اشباهاتمان ناشي از اين است كه
وقتي بايد فكر كنيم، احساس مي كنيم
و وقتي كه بايد احساس كنيم، فكر مي كنيم
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
سر آخر، چيزي كه به حساب مي آيد تعداد سالهاي زندگي شما نيست
بلكه زندگي اي است كه در آن سالها كرده ايد
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
هميشه در زندگيت جوري زندگي كن كه
"اي كاش"
تكيه كلام پيريت نشود
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
چه داروي تلخي است وفاداري به خائن،
صداقت با دروغگو،
و مهرباني با سنگدل ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
مشكلات امروز تو براي امروز كافي ست،
مشكلات فردا را به امروز اضافه نكن ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
اگر حق با شماست، خشمگين شدن نيازي نيست
و اگر حق با شما نيست، هيـچ حقي براي عصباني بودن نداريد ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
ما خوب ياد گرفتيم در آسمان مثل پرندگان باشيم و در آب مثل ماهيها،
اما هنوز ياد نگرفتيم روي زمين چگونه زندگي كنيم
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
فريب مشابهت روز و شب*ها را نخوريم
امروز، ديروز نيست
و فردا امروز نمي*شود ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
يادمان باشد كه : آن هنگام كه از دست دادن عادت مي شود
به دست آوردن هم ديگر آرزو نيست ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
زنده بودن حركتي افقي است از گهواره تا گور
و زندگي كردن حركتي عمودي است از زمين تا آسمان
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
براي دوست داشتن وقت لازم است،
اما براي نفرت
گاهي فقط يك حادثه يا يك ثانيه كافي است.
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
گاه در زندگي، موقعيت هايي پيش ميآيد كه انسان
بايد تاوان دعاهاي مستجاب شده خود را بپــردازد.
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
به ياد ندارم نابينايي به من تنه زده باشد
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه كوري؟"
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
مادامي كه تلخي زندگي ديگران را شيرين مي كني،
بدان كه زندگي مي كني ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
هيچ انتظاري از كسي ندارم!
و اين نشان دهنده ي قدرت من نيست !
مسئله، خستگي از اعتمادهاي شكسته است
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
براي زنده ماندن دو خورشيد لازم است؛
يكي در آسمان و يكي در قلب ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
در جستجوي قلبِ زيبا باش نه صورتِ زيبا
زيرا هر آنچه زيباست هميشه خوب نمي ماند
امـا آنچه خوب است هميشه زيباست ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
هيچ وقت رازت رو به كسي نگو؛
وقتي خودت نميتوني حفظش كني،
چطور انتظار داري كس ديگه اي برات راز نگه داره؟
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
هيچ انساني دوست نداره بميره !
اما همه آرزو ميكنن برن به بهشت.
اما، يادمون ميره كه براي رفتن به بهشت اول بايد مرد ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فرورديني ها، مهري*ها، اسفندي ها
چـون بهتـرين هستند

سه نفر را هرگز نرنجون :
ارديبهشتي ها، تيري ها، دي ـي ها
چـون صادق هستند

سه نفر رو هيچوقت نذار از زندگيت بيرون برن :
شهريوري* ها، آذري* ها، آباني ها
چـون به درد دلت گوش ميدهند

سه نفر رو هرگز از دست نده :
مرداد ـي ها، خرداد ـي ها، بهمن ـي ها
چـون دوست ِ واقعي هستند
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
زيباترين عكس ها در اتاق هاي تاريك ظاهر مي ‏شوند؛
پس هر موقع در قسمتي تاريك از زندگي قرار گرفتي،
بدان كه خدا مي‏ خواهد تصويري زيبا از تو بسازد.
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
نتيجه زندگي، چيزهايي نيست كه جمع ميكنيم
بلكه قلبهايي است كه جذب ميكنيم

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۲۱:۱۸ توسط:sana موضوع:

تبديل جنازه همسر به انگشتر !!!

فرض كنيد شما عاشق همسرتان هستيد و بعد از 40سال زندگي مشترك همسرتان فوت مي كند, آنوقت چكار مي كنيد؟!
شايد اين سوال پاسخ هاي متفاوتي داشته باشد اما يك زن انگليسي دست به اقدام عجيبي زده است.
خانم بارنت كه 63سال سن دارد, پس از فوت همسرش, جسد او را تحويل يك آزمايشگاه مخصوص داده تا جسد همسرش را تبديل به يك جواهر گرانقيمت بكنند!!








اين ازمايشگاه جسد همسر اين زن را به خاكستر تبديل كرده و سپس با فرايند هاي مختلف خاكستر را به يك جواهر تبديل و سپس انگشتري زيبا از آن ساخته و تحويل خانم داده است!!

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۲۱:۰۶ توسط:sana موضوع:

همه بخونن بويزه دم بختااااااااااا

حتما بخونيد خيلي عبرت بر انگيزه.مخصوصا جوان هايي كه ميخوان ازدواج كنن يا چگونه همسر انتخاب كنن. ..
علي پسري پولدار و زيبا بود.تك پسر يه خانواده پولدار كه تمام چشم و اميدشون به اون بود اما پسر از ماشين ها خونه ها ويلا ها و هر چيز مجلل و شيك متنفر بود.دوست داشت مثل هم كلاس هاش بره شمال بره گردش بره گوشه خيابون بستني بخوره بره بلند بخنده سوار مترو بشه يا خيلي گردشا و خوشي هاي معمولي.اما پدر و مادرش منعش ميكردن كه ما فلان خانواده و فلان خانواده هستيم.پسر ديگه خسته شده بود يك روز مقابل خانوادش ايستاد گفت ميخوام واسه خودم زندگي كنم ميخوام خودم كار كنم من لقمه اماده نميخوام.پدرش از شهامت پسرش خوشش اومد.گفت شرط دارم ميري تو شهرستان سر باغ انجير و كار ميكني نه كار سخت سر كارگرها وايميسي و حقوقشونو ميدي.خيلي خوشحال شد فكر ميكرد ديگه اقا و رييس خودش شده.واسه اولين روز يه كت شلوار شيك و مارك پوشيد.رفت از تو پاركينگ يه ماشين شيك انتخاب كرد و رفت سمت باغ.وارد باغ كه شد حس غرور همراه با شادي اونو فرا گرفت.اما زود خودشو جم و جور كرد ميخواست خودشو پيش كارگرا جدي و مقتدر نشون بده.رفت پيش منشي و خودشو معرفي كرد. چند روز طول كشيد تا بفهمه بايد چيكار كنه كار ياد بگيره.اونم به كمك منشي كه زياد به پر و پاش ميپيچيد.پسر انصافا زيبا بود مخصوصا با اون كت شلوار و ته ريش.اما جدي و مصمم در كار با اين كه دل مهربوني داشت اما مغرور شده بود و از كارش و كارگراني كه زير دستش بودن لذت ميبرد.با اين كه مغرور بود حتي جواب سلام رو هم نميداد اما به اوضاع خيلي رسيدگي كرد حقوق ها افزايش داد خيلي از پيرهارو بازنشست كرد....اما يه كارگر نظر و جلب كرده بود.يه دختر مو مشكي با چشماي سياه .چند روزي بود روش دقيق شده بود دختر ساده با لباساي كهنه و چادر گل گلي سفيد اما زيبا وقتي ميخنديد چال رو لپش ميافتاد و زيبايي شو چند برابر ميكرد.پسر كم كم. به ديدنش عادت كرده بود و يا شايد عاشق.خودشم نميدونست چشه.اما حس ميكرد صبحا به خاطر ديدن اون ميره باغ.از حسش ميترسيد اون كجا و خودش كجا.اون حتي اسمش را هم نميدانست حتي صدايش را هم نشنيده بود حتي از چند قدمي نديده بود.دقتش بيشتر شده بود اما يه مشكلي بود دختر مثل بقيه كارگرا اول صبح نميومد تا غروب.ساعت ده صبح ميومد تا 12ظهر.هم واسش تعجب بود هم كمتر ميديدش.حس ميكرد اذيت ميشه اما نبايد تابلو ميكرد.قيافه جدي به خود گرفت و رفت پيش منشي.منشي كه با هزار قلم ارايش نيشش تا گوش باز بود عشوه اي اومد و گفت اتفاقي افتاده اقاي...پسر اخماشو تو هم كرد گفت مگه اينجا صاحب نداره چرا هركي هركيه.منشي كه دست و پاشو گم كرده بود گفت چطور.پسر از پنجره دختر را نشون داد و گفت چرا اين خانم زود مياد و دير ميره.منشي به دختر نگاه كرد و گفت اهان سوگل رو ميگي.پسر مثل پسربچه هاي خجالت زده سرشو پايين انداخت و به دستش نگاه كرد و تو دلش گفت سوگل.زود به خودش اومد داد زد اره همون.چرا اينطوري مياد سركار مگه سركارگر ندارن.منشي گفت اقاي...اينجا بعضي كارگرا روز مزد هستن اينم جز اوناس.و دوست داره كم كار كنه و همين مقدار پول رو بگيره و چون پدرش از گارگرهاي قبلي اينجا بوده و فوت شده بهش اجازه كار دادن.پسر به اتاقش برگشت پشت ميز نشست و گفت چرا فقط به دو ساعت كار احتياج داره.روزها و ماهها گذشت و او همچنان از پشت پنجره به دختر خيره ميماند.از عاشق شدن ميترسيد اونم عاشق يه دختر كارگر.براي ساعت ده لحظه شماري ميكرد براي ساعت دوازده دل نگران ميشد.
يه روز فكر كرد به بهانه سركشي به كارگرا به باغ برود از نزديك نگاهش كند.كمي ميترسيد حس ميكرد يخ كرده حس ميكرد ميلرزد اما خودشو به سركارگر رساند از اوضاع و احوال باغ پرسيد مشغول صحبت بود كه دختر به سمت ميز براي گرفتن پولش امد.پسر ميخ شد حس ميكرد تكان نميخورد واقعا از نزديك زيبايي خيره كننده اي داشت.چشماني درشت و مشكي.مژگانش از بلندي انگار از سنگيني به زور پلك ميزد.موهاي مشكيش از روسري بيرون زده بود و باد انرا روي صورتش مبريخت.دستانش ظريف و همچون برف بود اما با خراش هاي زياد.سركارگر كه انگار اشنا بود درباره مادر مريضش صحبت ميكرد و اين صحبت باعث ميشد بيشتر تماشايش كند.لبخند كه ميزد چال گونه اش دل ضعف مياورد.دختر بي توجه به پسر اقا رييس دو هزار توماني از سركارگر گرفت از كنار پسر رد شد انقدر نزديك بود كه گوشه چادرش به دست پسر خورد قدش بلندبود تا شانه هاي پسر بود مثل يه عروسك زيبا كه ميشد بغلش كرد اما....
پسر همچنان به دفتر روي ميز خيره بود كه با صداي سركارگر به خود امد
.دو هزار تومان؟؟؟
پسر گفت دوهزار تومان چيه؟؟بابت چيه؟؟چرا انقدر زود رفت.گفت گارگر روز مزده روزي پنج كيلو انجير جم ميكنه كه ميشه دو تومان و خودش هم راضيه.
پسر به اتاقش برگشت و به فكر فرو رفت ملكه زيبايي او با اون صدا و سيماي زيبا براي دو تومان دستان ابريشمي شو خراش ميده.كاري از دستش برنمي امد ميترسيد چيكار كند چي بگويد به كي بگويد به كجا برود.منگ بود گيج بود بي حس بود.ديگه تو خونه با كسي حرف نميزد ديگه كت شلوار مرتب و شيك به تن نميكرد ديگر غرور و سر مستي نداشت ديگه صبح زود به باغ نميرفت طوري ميرفت كه ده اونجا باشد و دوازده مثل مرغ پركنده در باغ بند نميشد.ديگه پنجره باز ميذاشت تا شايد صداي عروسك زيبايش را بشنود اما خيلي فاصله داشت فقط از دور لبخندش با اون لباي سرخ و كوچكش مشخص بود.پيش خودش تصور ميكرد كه باهاش حرف ميزنه.صداش ميزد سوگل سوگل سوگل...
ديگه كلافه و خسته بود ديگه طاقت دوري نداشت بدون اين كه بفهمه داره چيكار ميكنه ساعت دوازده پشت دختر از باغ بيرون رفت چند متري فاصله داشتن دختر از خيابان رد شد و وارد بقالي كوچكي شد و بعد چند لحظه بيرون اومد و به راهش ادامه داد.وارد يه مزرعه افتاب گردان شد كه كلبه كوچكي در وسط ان بود.پسر ميخ كوب همونجا وايساد.دختر وارد خانه شد بعد چند لحضه بيرون امد.چادر نداشت روسري نداشت قلب پسر به تپش افتاده بود نميدانست چكار كند فقط دختر را با اون پيراهن قرمز و چين چيني وسط گلها ميديد موهاي مشكيش را دم اسبي بسته بود و باد موهايش را روي صورتش ميريخت با پسر بچه اي ميان مزرعه بازي ميكرد
انگار اونجا بهشت بود و دختر حوري ميخنديد و پسر را ديوانه ميكرد.بدون چادر و روسري مثل دختربچه هاي 15ساله ميموند.ديگه واقعا عروسك كوچك و زيبايش بود.يه لحظه به خود امد و ترسيد كه اينجا وسط يه خيابان فرعي خلوت و بزرگ كه حتي پرنده اي هم رد نميشد چكار ميكند؟؟؟
سرعتش را زياد كرد و به سمت باغ دويد سريع خودش رو به اتاق رسانيد و روي صندلي ولو شد تب داشت بي حال بود .غروب ناي بلند شدن نداشت با آژانس به خانه برگشت با صورتي سرخ و اشفته مثل هميشه اخر هفته ها خونشون پارتي بود و اون حالش از اون دختراي سرخ اب سفيداب دماغ عملي و قرتي كه دور و ورش عشوه ميامدن متنفر بود.وارد پذيرايي شد و تمام فاميل رو با اون پز هاي الكي كه دور هم ميگفتن و ميخنديونو و مثلا خوش بودن روبرو شد.مادرش دست پاچه دويد و دست پسر را گرفت از تب ميسوخت.دستشو از دستان مادرش بيرون كشيد و به اتاقش رفت و رو تخت افتاد و چشمانشو بست فقط صداي مادرشو ميشنيد كه پاشو بريم دكتر....
چشمانشو باز كرد نور از پنجره به صورتش ميخورد يهو مثل برق گرفته ها از جا پريد به ساعت نگاه كرد ساعت 8 بود با همون لباسي كه خوابيده بود يه سويچ از جا كليدي برداشت و به پاركينگ رفت وقتي ريموت زد ديد صداي ماشين لوكس مادرشه كه از رنگ جيغش متنفر بود.اما نميتونست برگرده عوضش كنه.سوار شد و با سرعت زياد سمت باغ رفت ساعت 11به باغ رسيد از در پشت از سمت درخت ها و از بين كارگرا به سمت دفترش رفت.از كنار دختر رد شد اما دخترك پشتش به او بود.عروسك كوچك و قدبلندش تا شانه هاي او بود.مست و بي هوش راه ميرفت انگار فقط تو اون باغ دختر را ميديد سلام ها را پاسخ نميداد.منشي را ديد كه با تعجب پرسيد اقاي....حالتون خوبه؟؟؟بي توجه به منشي وارد اتاق شد و پشت پنجره ايستاد و زل زد به چادر گل گلي دختر.تو شيشه موهاي پريشان و صورت زرد و لباساي نامرتبش را ديد.به خودش گفت تو چرا اينطوري شدي حواست كجاست زندگيت كجاست خودت كجايي؟؟؟
ساعت دوازده دختر به سمت در خروجي رفت و پسر به دنبالش.همون راه.همون بقالي كه دختر رفت و بيرون امد و به سمت خانه رفت.
پسر ايستاد ديگر نميتوانست طاقت نداشت دخترك را بدون حجاب ببيند برگشت به سمت باغ.روزا گذشت و همچنان دختر را تعقيب ميكرد.
راه..بقالي...خانه...
فكر كرد شايد با مرد بقال رابطه اي دارد چون هميشه دست خالي از بقالي بيرون ميومد.نميدانست چطوري به عشقش به بند دلش به ارامش روحش كمك كنه كه ديگه دستان زيبايش را به خاطر دو تومان از بين نبرد.اخه دو تومان به چه دردش ميخورد اگر احتياج دارد مثل بقيه دايم كار كند.ميگفت عروسكم لياقت قصر ها ي بالاشهر داره لياقت بهترين زندگي بهتر لباس هارو داره.
تصور ميكرد عروسكش در لباس عروس با تاج و تور در كنارش ايستاده و اين فكر و خيال ها ديوانه اش ميكرد..چگونه به مادرش بگويد شيفته دختر روستايي شده.البته مطمعن بود زيبايي دختر مادرش را هم شيفته خواهد كرد.اما ميترسيد خانوادش قبول نميكردن.تك پسر پولدار و دختر معمولي؟؟
دلش را به دريا زد و به مرد بقال جريان گفت..بقال گفت نميشناسمش فقط هروز ظهر به اينجا مياد و يه شارژ ايرانسل ميخره و ميره.
چي؟؟؟؟؟
بعدها فهميد خانواده معمولي هستن مادرش پول نميده شارژ بخره طرح بزنه بره تو فيس بوك. لايك كنه كامنت بذاره.بگه من تو سواحل هستم و فلتن و فلان .تو علايق بنويسه سواركاري و پيانو...
بيچاره دختر زيبا دلش با لايك ها خوش بود.اما مجبور بود به خاطر 1گيگابايت اينترنت دستان مخمليشو زخمي كنه.
پسر رمز واي فاي دفتر شو ح بهش داد گفت برو يه گوشه باغ بمير و لايك كن.كلي ملت رو علاف كردي.
ديگه دوست ندالم ديگه هم علوسك من نيستي.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۱۹:۵۶ توسط:sana موضوع:

با خواندن اين مطلب مو به اندامتان سيخ مي شود!

كاترين نايت اولين زن استراليايي بود كه به حبس ابد بدون آزادي به قيد التزام محكوم شد. به گزارش پارس ناز ازدواج اول او آنقدر خشونت بار بود كه شب عروسي سعي كرد همسر خود، ديويد كلت، را كه زياد مشروب مي نوشيد خفه كند.او پس از كشتن همسر اولش در رابطه بعدي اش با ديويد ساندرز به حدي حسادت ورزي كرد كه گلوي توله سگ دوماهه شوهرش را جلوي چشمش تا به او نشان دهد كه اگر در گذشته رابطه اي داشته باشد چه اتفاقي خواهد افتاد!
اگرچه معشوقه بعدي نايت، جان چارلز توماس پرايس كاملا از شهرت او به خشونت مطلع بود اما باز هم با اين زن ازدواج كرد و قرباني بعدي او شد.اين زن با فروكردن يك چاقوي قصابي به بدن پرايس و كشتن او به اين رابطه پايان داد! دوربين مدار بسته منزل نشان داد كه چاقو حداقل 37 بار از پشت و جلو به بدن او فرو رفته است و بسياري از زخمها به ارگان هاي حياتي او وارد شده است.
ولي اين همه ماجرا نيست، چند ساعت بعد از مرگ پرايس, اين زن پوست او را كند و آن را از يك قلاب گوشت روي درگاه اطاق نشيمن آويزان كرد.سپس سر او را بريد و آن را در ديگ سوپ قرار داد و با گوشت بدنش غذا پخت و براي فرزندان همسرش ارسال كرد! غذا و يك يادداشت انتقامجويانه براي فرزندان او ارسال شد، ولي خوشبختانه قبل از آنكه آنها به خانه برسند توسط پليس كشف گرديد.اين زن ديوانه اعلام كرد كه بخاطر خيانت همسرش, چنين بلايي به سرش آورده است.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۱۹:۴۲ توسط:sana موضوع:

عجيب ترين باند فرود در جهان

باند فرودگاه جبل اطارق از ميان بزرگراه اصلي شهر عبور مي كند! و ساختمان فرودگاه تنها 500 متر از مركز شهرستان جبل الطارق فاصله دارد.


به همين دليل براي ورود هر فرود يا بلند شدن هر هواپيماها بايد اين بزرگراه بسته شود.




جبل الطارق (Gibraltar)(به معني كوه طارق) نام دهكدهاي كوهستاني است كه در ساحل جنوبي اسپانيا در جنوب غربي اروپا قرار دارد و يكي از زيرمجموعه هاي داراي تابعيت پرچم بريتانيا به شمار ميرود كه البته مالكيت اين منطقه بين اسپانيا و بريتانيا مورد اختلاف است.

كوه طارق در بخش ساحلي خود به تنگه جبلالطارق پيوسته است. اين تنگه درياي مديترانه را به اقيانوس اطلس ميپيوندد و در دو سوي آن مراكش و اسپانيا قرار دارد و اينطور بيان شده است كه جبل الطارق نام منطقه كوچك خودمختاري است كه در دهانه مديترانه و هم مرز با اسپانيا قرار دارد.

اين سرزمين كوهستاني كه تحت قيموميت انگلستان است داراي عجيب ترين فرودگاه جهان است. باند فرودگاه جبل اطارق از ميان بزرگراه اصلي شهر عبور مي كند و ساختمان فرودگاه تنها 500 متر از مركز شهرستان جبل الطارق فاصله دارد.

به همين دليل براي ورود هر فرود يا بلند شدن هر هواپيماها مي بايست اين بزرگراه بسته شود. فرودگاه جبل الطارق يكي از چند فرودگاه عجيب در جهان است و درحال حاضر به چهار مقصد در انگلستان و دو مقصد در اسپانيا داراي مسير پروازي است.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۱۹:۳۱ توسط:sana موضوع:

مهمتـرين دستـاورد هـاي بشـر در طـول تاريـخ

انسان هاي مدرن امروزي نتيجه ميليون ها سال تغيير و تحول و پيشرفت هستند، نه تنها تغيير فيزيكي بلكه تغيير و پيشرفت ها در صنعت و تكنولوژي كه باعث به وجود آمدن انسان امروزي مي شود. البته منظور از تكنولوژي آي پد ۳ و گالكسي اس ۳ سامسونگ نيست، منظور ما برترين اختراعات بشري است كه از 1/7 ميليون سال پيش آغاز شده است. در زير به اين دستاوردها اشاره ميكنيم:

1- تبر دستي اشولي (۱۷۰۰۰۰۰ سال قبل) Acheulean Handaxe

اين وسيله از يك تكه سنگ و يا استخوان بوده كه به سر يك چوب دستي وصل شده است. از اشولي براي شكار حيوانات و جنگيدن افراد با هم استفاده مي شده است. اولين نمونه از اين وسيله در كنيا با قدمت ۱۷۰۰۰۰۰ سال يافته شده است.

است.




2- استفاده از آتش (مربوط به ۴۰۰۰۰۰ تا ۸۰۰۰۰۰ سال قبل)

استفاده از آتش فوايد بسياري براي انسان داشت. آتش مي توانست براي گرم كردن، غذا پختن، دور كردن حيوانات وحشي در شب و پختن ابزار آلات سفالي مورد استفاده قرار گيرد. اولين آثار كشف شده و استفاده از آتش به يافته هايي از آن در اردن امروزي بر مي گردد.




3- هنر (مربوط به ۱۰۰۰۰۰ سال قبل)

هنر چيست؟ جواب دادن به اين سوال سخت تر از پاسخ دادن به اين سوال است: هنر از چه زماني آغاز شد؟ اولين نمونه هايي كشف شده كه مي توان به آن هنر گفت، مربوط به صدف هاي به هم چسبيده اي مي باشد كه در آفريقا، فلسطين اشغالي و مراكش يافته شده اند. گويا اين صدف ها به عنوان گردن بند و دستبند مورد استفاده قرار گرفته مي شده است. البته بسياري از تاريخدانان، نقاشي هاي روي ديوارهاي غارهاي قديمي را ابتداي پيدايش هنر مي دانند. اين نقاشي ها به ۴۰۰۰۰ سال قبل باز مي گردد.




4- پارچه و منسوجات (مربوط به ۴۰۰۰۰ سال قبل)

پيدايش پوشاك، كيف و تور ماهيگيري همه بستگي به اختراع پارچه و صنايع نساجي داشت. البته همه ممكن است كه فكر كنند صنايع نساجي متعلق به زمان معاصر است اما آثار تورهاي ماهيگيري بر روي ظروف سفالين و يافتن دوك نخ ريسي كه به ۴۰۰۰۰ سال قبل باز مي گردد، نشان مي دهد كه تصور ما اشتباه است و پارچه ها قدمت بسيار زيادي دارند.




5- كفش (مربوط به ۴۰۰۰۰ سال قبل)

پاهاي برهنه هميشه در خطر گزيده شدن توسط حيوانات، نيش خوردن و بريده شدن توسط سنگ ها و اجسام نوك تيز بوده اند. به خاطر همين هم بشر دست به اختراع وسيله اي زد كه امروزه به آن كفش مي گوييم. اولين نمونه از اين وسيله در غاري در چين كشف شده كه مربوط به ۴۰۰۰۰ سال قبل مي شود.




6- ظروف سراميكي (مربوط به ۲۰۰۰۰ سال قبل)

كشف ظروف سراميكي كه از مخلوط كردن كلوخ، شن، كوارتز و الياف بدست مي آمد، دستاورد بزرگي براي انسان محسوب مي شد. از اين وسيله براي جابه جا كردن آب و گونه اي از چيزي كه ما امروزه به آن فِر مي گوييم استفاده مي شده است. اولين نمونه ها از اين ظروف در چين يافت شده است.




7- كشاورزي (۱۱۰۰۰ سال قبل)

با كشف و استفاده از كشاورژي، زندگي انسان تحول شگرفي به خود ديد. انسان ياد گرفت كه چگونه از طبيعت و حيوانات اهلي براي معاش و زنده ماندن خود استفاده كند. اولين آثار كشف شده تاريخي در مورد كشاورزي در جنوب غربي آسيا كشف شده است.




8- وسايل نقليه چرخدار (۵۵۰۰ سال قبل)

ساخت چرخ يكي از بزرگترين اختراعات بشر است. البته به كار گيري از چرخ در وسايل نقليه اي كه توسط حيوانات كشيده مي شدند بسيار مهمتر از آن است، چرا كه سرعت و قدرت جابه جايي انسان ها را افزايش داد.




9- شكلات (۴۰۰۰ سال قبل)

شكلات يكي از اكتشافات بشر بود كه در آمريكا و آمازون به آن دست يافته شد. اولين نمونه از كشف شكلات توسط بشر به ۴۰۰۰ سال قبل باز مي گردد. شكلات منبع تغذيه بسيار كامل و خوبي براي انسان ها به شمار مي رفت.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۱۹:۱۹ توسط:sana موضوع:

ترفندهاي ساده و بدرد بخور براي زندگي (قسمت سوم)

ترفندهاي ساده و بدرد بخور براي زندگي (قسمت سوم)

نام: tarfand (1).jpg نمايش: 10 اندازه: 21.9 كيلو بايت

نام: tarfand (15).jpg نمايش: 10 اندازه: 26.8 كيلو بايت

نام: tarfand (16).jpg نمايش: 10 اندازه: 27.4 كيلو بايت

نام: tarfand (17).jpg نمايش: 10 اندازه: 29.0 كيلو بايت

نام: tarfand (18).jpg نمايش: 10 اندازه: 29.2 كيلو بايت

نام: tarfand (19).jpg نمايش: 10 اندازه: 29.8 كيلو بايت

نام: tarfand (20).jpg نمايش: 10 اندازه: 31.1 كيلو بايت

نام: tarfand (21).jpg نمايش: 10 اندازه: 32.3 كيلو بايت

نام: tarfand (22).jpg نمايش: 10 اندازه: 33.5 كيلو بايت

نام: tarfand (23).jpg نمايش: 10 اندازه: 34.5 كيلو بايت

نام: tarfand (24).jpg نمايش: 10 اندازه: 34.7 كيلو بايت

نام: tarfand (14).jpg نمايش: 10 اندازه: 26.6 كيلو بايت

نام: tarfand (13).jpg نمايش: 10 اندازه: 26.0 كيلو بايت

نام: tarfand (12).jpg نمايش: 10 اندازه: 25.6 كيلو بايت

نام: tarfand (2).jpg نمايش: 10 اندازه: 22.7 كيلو بايت

نام: tarfand (3).jpg نمايش: 10 اندازه: 22.9 كيلو بايت

نام: tarfand (4).jpg نمايش: 10 اندازه: 23.1 كيلو بايت

نام: tarfand (5).jpg نمايش: 10 اندازه: 23.3 كيلو بايت

نام: tarfand (6).jpg نمايش: 10 اندازه: 23.9 كيلو بايت

نام: tarfand (7).jpg نمايش: 10 اندازه: 23.9 كيلو بايت

نام: tarfand (8).jpg نمايش: 10 اندازه: 24.4 كيلو بايت

نام: tarfand (9).jpg نمايش: 10 اندازه: 24.5 كيلو بايت

نام: tarfand (10).jpg نمايش: 10 اندازه: 25.3 كيلو بايت

نام: tarfand (11).jpg نمايش: 10 اندازه: 25.4 كيلو بايت

نام: tarfand (25).jpg نمايش: 10 اندازه: 37.4 كيلو بايت

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۱۹:۰۷ توسط:sana موضوع:

آيا به آرم شركت كوكاكولا دقت كرده ايد؟

آيا به آرم شركت كوكاكولا كه روي نوشابه هايش نوشته است دقت كرده ايد؟
حالا برعكسش كنيد:



نه محمّد و نه مكّه وجود دارد * كوكاكولا همواره با تصميم اتحاديه عرب براي تحريم اسرائيل مخالفت مي كند چرا كه اين شركت از سال 1966 ميلادي جزو سرسخت ترين حاميان اسرائيل است.* كوكاكولا صاحب دامپروري و مناطق صنعتي در شهرك هاي غير قانوني اسرائيلي مي باشد.* شركت خوشگوار مشهد با پرداخت هر ساله بيش از 1/5 ميليارد تومان به يكي از شعب كوكاكولا، محصولات اين شركت را توليد و پخش مي كند. توهين ديگر محصول اسرائيلي كوكاكولا به اسلام:عده اي با لباس ها و كلاه هاي منقوش به آرم كوكاكولا در حال نماز خواندن هستند.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۱۸:۵۵ توسط:sana موضوع:

كمك يك مرد خوب به همسرش در كارهاي خانه


در خانه، مرد خوب، مرد مغرور نيست. مردي است كه در كارهاي منزل به همسرش كمك كند.
اما چگونه در كارهاي منزل به زن*مان كمك كنيم؟

۱- در خوردن غذا با او همكاري كنيد.
۲- كانال*هاي تلويزيون را شما عوض كنيد.
۳- موقعي كه همسرتان مشغول تميز كردن زمين و جارو كردن است، پايتان را بلند كنيد كه زير پايتان را نيز جارو بكشد.
۴- با آواز خواندن در حمام، موجبات شادي همسر دلبندتان را فراهم آوريد.
۵- وقتي همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست، گاهي به آشپزخانه سرزده و با ناخونك*زدن به غذا به او در پخت غذاي خوشمزه*تر و لذيذتر مشاوره دهيد.
۷- براي هر بار آب خوردن، يك ليوان برداريد و در آن آب بخوريد تا همسر شما بهانه*ي كافي براي آب*بازي داشته باشد.
۸- موقع پاك كردن سبزي، زن*تان را تنها بگذاريد تا بتواند در آرامش و با تمركز، سبزي*ها رو پاك كند.


من از همين*جا از همه*ي آقايوني كه اينقدر تو خونه به خانوماشون كمك مي*كنند، تشكر مي*كنم.
رسانه باشيد و نشر دهيد تا همه*ي مردان به وظايف خود آشنا شوند.
نخند! منتشر كننده اين پيام باش.
منبع : 4جوك

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۱۸:۴۳ توسط:sana موضوع:

چت باکس


صفحات وبلاگ

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ]

RSS

POWERED BY
sitearia.ir

اینستاگرامی ها

  دستگاه برش لیزر  /  تور نجف /  دوربین مداربسته بیسیمسئو کار حرفه ای  / تشک بادی /  رزرو هتل /  هتل اسپیناس پالاس / ثبت آگهی رایگان / دستگاه برش لیزر / خدمات نظافتی در مشهد / باربری / بسته بندی لوازم منزل / دانلود بازی اندروید / دانلود نرم افزار اندروید /انجام پروژه های متلبچت رومطراح و بهینه ساز سئو سایت سیروتا